تبلیغات
نشونِ بی نشون - مطالب عشق
بسیار...
سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت 11:27 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


«دوستت دارم» را من دلاویزترین شعر جهان یافته ام
این گل سرخ من است!

تو هم ای خوب من ! این نکته به تکرار بگو!
این دلاویزترین شعر جهان را،همه وقت،
نه به یک بار و به ده بار،که صد بار بگو!
((دوستم داری))؟را از من بسیار بپرس!
((دوستت دارم)) را به من بسیار بگو!........



مرتبط با: عشق ,

مرده ام..همین!
سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت 11:25 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

ای بی تو من!

بی من،

آیا تو هم اینگونه می‌خندی؟

با گریه خندیدن نه آسان است،

بی تو...



مرتبط با: عشق ,

زندگی رقص واژگان است ؛
سه شنبه 17 بهمن 1391 ساعت 11:22 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


زندگی رقص واژگان است ؛

             یکی به جرم تفاوت ، تنهاست ...

             یکی به جرم تنهایی ، متفاوت ...



مرتبط با: عشق ,

عشق یعنی بعد از یه دعوای مفصل،
یکشنبه 15 بهمن 1391 ساعت 01:42 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
عشق یعنی بعد از یه دعوای مفصل،

از روی لجبازی گوشی رو بذاری روی سایلنت و بری زیر پتو.
بعد هر چند دقیقه یه‌ بار یواشکی گوشه‌ی پتو رو کنار بزنی و زل بزنی به سقف،
تا ببینی نوری از گوشی افتاده روی سقف یا نه ؟؟

مرتبط با: عشق ,

عشق کوچولو
شنبه 14 بهمن 1391 ساعت 12:05 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
دختر کوچولو: چیکارم داشتی گفتی بیام اینجا؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پسر کوجولو: میشه با پسرای دیگه بازی نکنی.


مرتبط با: عشق ,

تفاوت همسر داری شیر و گاو
شنبه 14 بهمن 1391 ساعت 11:47 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
شیـر و رفقـاش نشسته بودن دور هم، میخوردن و میگفتن و میخندیدن و خوش میگذروندن.

بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه :

 " آُه! اُه! ساعت 10 شده! باید برم! خانم خونه منتظره! "

گاوه پوزخندی میزنه و میگه: "زن ذلیل و نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی !!؟؟؟

شیر لبخندی میزنه و میگه:

توی خونه من یه شیـــر منتظرمه، نه یـه گــــــاوی مثـل تــو!




مرتبط با: عشق , داستان ,

ای به من نزدیک تر از من
پنجشنبه 12 بهمن 1391 ساعت 12:39 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

عاشقانه

به تو عادت کرده بودم
ای به من نزدیک تر از من
ای حضورم از تو تازه
ای نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگی به شبنم
مثل عاشقی به غربت
مثل مجروحی به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه های من بی تو
تجربه کردن مرگه
زندگی کردن بی تو
من که در گریزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گریه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبریز سکوته
خونه از خاطره خالی
من پر از میل زوالم
عشق من تو در چه حالی

مرتبط با: عشق ,

میلاد 2 نور
دوشنبه 9 بهمن 1391 ساعت 12:04 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


مخاطب خاص
یکشنبه 8 بهمن 1391 ساعت 12:03 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


ﻣﻨـﻲ"ﮐﻪ ﮐﻨـﺎﺭﺵ"ﺗـــﻮ"ﻧﺒــﺎﺷـﺪ, "ﺗــﻮ ﻣﻨـﻲ"ﻧﻤـﻲ ﺍﺭﺯﺩ !!!

مرتبط با: عشق ,

همه دنیای منی
پنجشنبه 5 بهمن 1391 ساعت 05:46 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
 

 آهای

توی که ازم دوری

دوست دارم


مرتبط با: عشق ,

تصویر سازی داستان حضرت محمد (ص)
سه شنبه 3 بهمن 1391 ساعت 12:04 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

1.jpg

ادامه مطلب

یکی بود که همه بود - حضرت زینب(س)
سه شنبه 3 بهمن 1391 ساعت 11:56 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
یکی بود که همه بود

این آغاز متفاوتی است برای همه داستان هایی که تا امروز شنیده ایم

این داستان ،داستان جاودانگی است

داستان زنی از خاندان عشق

داستان زینب (س)

1 - به دنیا که آمد جبرئیل برپیامبر فرود آمد و سلام خدا را به پیامبر ابلاغ کرده و گفت

نام این نوزاد را زینب بگذارید ، خداوند بزرگ این نام را برای او برگزیده است

نامش را زینب گذاشتند که زینت پدر باشد

2

ادامه مطلب

یکی بود که همه بود - حضرت عباس (ع)
سه شنبه 3 بهمن 1391 ساعت 11:55 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

یکی بود که همه بود

این آغاز متفاوتی است برای همه داستان هایی که تا امروز شنیده ایم

این داستان ،داستان جاودانگی است داستان مردی از خاندان عشق

به دنیا که آمد،نامش را گذاشتند عباس ،مادرش قنداقه اش را گرفت دور سر بچه های حضرت فاطمه (س) می چرخاند

1-  

ادامه مطلب

آیات وارده در شأن علی علیه السلام در منابع اهل سنت
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:29 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
امام علی (ع)

آیات فراوانى را علماى اهل سنت در شأن امام علی علیه السلام ـ تفسیر كرده اند و در تأیید آن روایاتى را از پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله آورده اند به طورى كه بعضى از علماى اهل تسنن مانند ابن حجر، خطیب بغدادى، سیوطى، گنجى شافعى، ابن عساكر، شیخ سلیمان قندوزى حنفى و... از ابن عباس روایت كرده اند كه گفت: "نَزَلَتْ فِى علی ثَلاثُ مِائَةِ آیة"(1)در شأن علی علیه السلام ـ سیصد آیه نازل شده است.

و گروه دیگرى از علما عامّه از یزید بن رمّان چنین روایت كرده اند گفت: «تعداد آیاتى كه در شأن علی علیه السلام ـ نازل شده در مورد هیچ كس نازل نشده است.» (2)

نمونه هایى از آیات وارده در شأن امام علی علیه السلام

ادامه مطلب

معجزات قرآن - قسم به دریای سراسر آتش!
شنبه 16 دی 1391 ساعت 11:07 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

والبحر المسجور

«قسم به دریای سراسر آتش» [الطور: 6]

اکتشافات علمی که قرآن نیز از آنها سخن گفته است بسیارند . در این پست شما را با اکتشافی جدید آشنا می سازیم که نشان می دهد کف اقیانوس در حال آتش گرفتن است!!!
ادامه مطلب

معجزات قرآن - ابرها
شنبه 16 دی 1391 ساعت 10:54 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَینَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِیهَا مِنْ بَرَدٍ فَیصِیبُ بِهِ مَنْ یشَاءُ وَیصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یشَاءُ یكَادُ سَنَا بَرْقِهِ یذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ «النور/43»

آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به آرامی می‌راند، سپس میان آنها پیوند می‌دهد، و بعد آن را متراکم می‌سازد؟! در این حال، دانه‌های باران را می‌بینی که از لابه‌لای آن خارج می‌شود؛ و از آسمان -از کوه‌هایی که در آن است [=ابرهایی که همچون کوه‌ها انباشته شده‌اند]- دانه‌های تگرگ نازل می‌کند، و هر کس را بخواهد بوسیله آن زیان می‌رساند، و از هر کس بخواهد این زیان را برطرف می‌کند؛ نزدیک است درخشندگی برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!

ادامه مطلب

موقیت ویژه ی جغرافیایی کعبه در زمین
شنبه 16 دی 1391 ساعت 10:53 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
همیت کعبه‌ی مشرّفه و مکه‌ی مکرمه سرزمین امن و آرامش نسبت به جهان هستی و انسانها

تحقیقات نشان داده است كه كعبه مشرفه دقیقا در مركز كره زمین قرار گرفته است. روزنامه الریاض چاپ عربستان به نقل از “مسلم شلتوت” استاد مركز ملی تحقیقات خورشید و فضای مصر نوشته است : تحقیقات فلكی همچنین نشان داده است كه ركن كعبه درست به سمت چهار جهت اصلی ( شرق ، غرب ،شمال و جنوب ) قرار گرفته است. وی افزود :
این تحقیقات تاكید دارد “حجرالاسود” به سمت شرق ، ركن یمانی به سمت جنوب ، ركن شامی به سمت شمال و ركن مقابل حجر الاسود نیز به سمت غرب قرار گرفته است. این استاد امور فلكی با بیان این كه در واقع اركان كعبه مشرفه از بدو خلقت نشانگر ۴جهت اصلی بوده است ، اظهار داشت : كعبه نشان از یك معجزه بزرگ در زمینه معماری و جغرافیا دارد. در این نوشتار می‌کوشیم تا بعضی از حکمت‌های الهی كه بیانگر اهمیت خانه خدا کعبه و مکه مکرمه می‌باشد و همچنین حكمت‌هایی كه بیان می‌كند چرا برای حج باید به آنجا رفت نه جای دیگر برای شما عزیزان مطرح می‌کنیم. حکمت‌هایی که علم امروزی در قرن اخیر به آن دست پیدا کرده‌ است.


ادامه مطلب

اثبات شق القمر توسط ناسا
جمعه 15 دی 1391 ساعت 01:17 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

 


ادامه مطلب

چگونه می‌توان خدا را دید؟!
چهارشنبه 6 دی 1391 ساعت 12:49 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

خدا

در قرآن و روایات عباراتی و واژگانی وجود دارد که برخی از ساده‌اندیشان از آن‌ها رۆیت خدا را نتیجه گرفته‌اند. صفاتی چون وجه الله، عین الله، ید الله و آیاتی نظیر «وجوه یومئذ ناضرة*إلی ربها ناظرة» از جمله مستندات این گروه‌ها می‌باشند. در نتیجه لازم است مسئله رۆیت خداوند به خوبی مورد بررسی قرار گرفته و دیدگاه مختار به دست آید. در این مجال به بررسی مسئله دیده شدن حضرت حق در مکتب خلفا پرداخته می‌شود.


 

جهت مطالعه بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.باتشکر
ادامه مطلب
مرتبط با: خدا , عشق ,

نوازندگی
یکشنبه 3 دی 1391 ساعت 12:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
roobin.ir
نگذار هرکسی از راه رسید با ساز دلت تمرین نوازندگی کند ...
شاید واسه اینکه از تنهایی در بیای نباید منــت عشق کسی رو بکشی 
شاید همون بهتر که تنهــــــــــا باشی ... ؟! 

مرتبط با: عشق ,

عید قربان ، ذبح عظیم ، حسیـــــــــن ...
دوشنبه 27 آذر 1391 ساعت 01:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


جهت مشاهده تصویر در اندازه اصلی ، روی آن کلیک کنید

مقاله ی " عید قربان ، ذبح عظیم ، حسیـــــــــن ... " در ادامه ی مطلب

« حتماً بخوانید »

منعکس شده در :
سایت حرف تو
سایت آنتی 666

به همین سادگی ها به مقام «خُلّت» نرسیده و برای اینکه «خلیل الله» شود ، از آزمون های زیادی سربلند بیرون آمده...در میان بت پرستان تبر به دوش گرفته ، با پای خود به میان آتش رفته ، عمری را میان ماه و خورشید و ستاره پرستان و خود پرستان گذرانده.آزمون ها داده که به اینجا رسیده.و اما مهمترین آزمون...

 مهمترین آزمون «ابراهیم خلیل الله» را «الله» این چنین در کتابش روایت میکند :

" وَإِذِ ابْتَلَی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا..." (و چون ابراهیم را پروردگارش با كلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید [خدا به او] فرمود من تو را امام مردم قرار دادم) 1 .

آزمونی مهم که ابراهیم پس از آن به بالاترین مقام خود یعنی مقام «امامت» رسید.ابراهیمی که تاکنون «نبیّ» ،«رسول» و حتی «خلیل» خدا بوده ، حالا «امام» شده است...

اما چگونه ؟ با چه چیزی آزموده شد؟ «کلمات»

چه هستند این «کلمات» ؟چه رازی در این لفظ قرآنی وجود دارد؟ این کلمات الهی چه هستند که 14 بار در قرآن تکرار شده اند؟این کلمات چه هستند که خدا آنها را وسیله ی توبه آدم ابوالبشر قرار میدهد (فَتَلَقَّی ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِماتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ 2) و به برکت آنها آدم را می بخشد؟

چه هستند این ها که خدا بارها و بارها در کتابش تأکید میکند که «لا تَبدیلَ لِکَلِماتِ الله» (هیچ تغییری در کلمات خدا نیست 3) ؟

چه هستند این کلمات که خدا میخواهد با آنها احقاق حق کند ( وَ یُحِقُّ الحَق بِکَلِماتِه 4)؟

چه میگوید قرآن؟ نمیدانم! بگذارید مفسر قرآن از قرآن بگوید ؛

مفضل بن عمرو مى‏گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم آن “كلمات” (كه خدا ابراهیم را با آنها آزمود) چه بود؟حضرت فرمود: «همان كلمات بود كه حضرت آدم از پروردگارش دریافت و خدا (بواسطه آنها) بر او توبه نمود و آن این بود كه: «از تو به حق”محمد” و “على” فاطمه” و “حسن” و “حسین” در خواست مى‏كنم كه بر من توبه فرمایى»پرسیدم كه‏ اى پسر رسول خدا “پس معناى” فَأَتَمَّهُنَّ” چیست؟ فرمود:«یعنى آن اسامى - كه اسامى دوازده امام بود - را تا نام قائم كامل نمود.» 5

آری ابراهیم هم مانند سایر پیامبران، آشنا شد با «کلمات الله» . آشنا شد با مخلوقاتی که فلسفه آفرینش اند.اول انسان هایی که از ازل بوده اند و قرار است در آینده به روی کره خاکی بیایند .و آدم و نوح و ابراهیم و همه و همه واسطه اند برای آمدن آنها. زمینه ساز اند برای آمدن آنها. آنهایند؛ پیامبر آخرالزمان و دختر اطهرش و بَعلِها و بَنِیها.

ابراهیم میداند که این اَبَرمخلوق خدا ، این پیامبر آخرالزمان و خاندان پاکش ، از نسل او خواهند بود.از ذریه ی ابراهیم.اما اینجا مشکلی وجود دارد. ابراهیم پیر شده و هنوز اولادی ندارد. پس تکلیف نسل چه میشود ؟!

لذا از خدای خود خواست : "رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ" (ای پروردگار من، مرا [فرزندی] از شایستگان بخش 6)

و اجابت شد : " فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ" (پس او را به پسری بردبار مژده دادیم 7).

حال ابراهیم دارای پسر شده ، دارای نسل شده ، پسری «حلیم» ، اسمش هست «اسماعیل». پسری که قرار است نسل ابراهیم باشد و ذریه پیامبر آخرالزمان از او باشند.

اسماعیل بزرگ میشود.حالا دیگر مردی شده برای خودش. سیزده ساله است که پدرش برایش خوابی می بیند.

خدای ابراهیم باز هم برای بنده خلیل خود آزمونی طراحی کرده. این بار ابراهیم مأمور میشود به ذبح فرزند خود.باید سر از تن پسر سیزده ساله ی خود جدا کند. خیلی سخت است برایش. نه دل کندن از پسر و قربانی کردن او در راه خدا ، نه ! این ظلمی ست در حق ابراهیم خلیل الله که فکر کنیم برای ابراهیم سخت بود که بگذرد از پسرش . خدا خلیل ابراهیم است و اسماعیل پسر او ، پر واضح است که برای ابراهیم گوش کردن به حرف خدا شیرین تر از داشتن پسر است.پس سر بریدن اسماعیل به امر خدا برای او سخت نیست.

اما سختی کار کجاست؟ حساسیت آزمون کجاست؟ باز هم بحث کلمات مطرح است. بحث نسل است و ذریه. ذریه ای که قرار است از نسل اسماعیل باشد و حالا اگر اسماعیل ذبح شود !!! پس تکلیف نسل چه میشود ؟!

سخت است برایش.اما بالاخره دل به دریا میزند. او مأمور به انجام تکلیف است و تکلیف او اطاعت محض از خداست.

با اسماعیل در میان میگذارد مسئله را : ... قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَی... (گفت ای پسر من ، من در خواب [چنین] می بینم كه تو را سر می برم پس ببین چه به نظرت می آید 8 ). جالب است گفتگوی این پدر و پسر. پدر میگوید پسرم میخواهم سرت را بِبُرم ، نظرت چیست؟ پسر چه جواب میدهد ؟! جالب تر جواب پسر است : قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ (گفت ای پدر من ، آنچه را مأموری ، بكن.ان شاء الله مرا از شكیبایان خواهی یافت 9) . خالق اسماعیل ، خوب میشناسد او را که لقب «حلیم» به او داده است.آری ! پسر گفت پدرم تو مأموری و معذور ، سر بِبُر...

روز واقعه فرا رسید و ابراهیم و اسماعیل راهی شدند.سختی کار برای ابراهیم است.اسماعیل که ذوب شده در پدر و در خدای پدر و ذره ای شک ندارد به رفتنش به قربانگاه. تا جایی که آخرین توصیه ها را این چنین به پدر میکند که دست هایم را از پشت ببند که موقع سر بریدن ، دست و پا نزنم که تو ببینی و سختت باشد ، چاقو را خوب تیز کن که راحت تر بِبُرد ، مرا به پشت بر زمین بخوابان که مبادا چشم در چشم شویم و سختت باشد...

عجیب پسری ست این اسماعیل. حلیم است واقعاً...

سخت است برایش. برای ابراهیم...

اما به هر حال مأموریتی است الهی و باید انجام شود.لحظه ی وداع است : فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ (پس وقتی هر دو تن دردادند [و همدیگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پیشانی بر خاك افكند 10).

دل را به دریا زد و پا بر دل نهاد و دلاورانه خنجر بر حنجر جوان حلیم خود کشید... نمی بُرَد. باز کشید... نمی بُرَد...

گویا برنامه چیز دیگری ست : وَنَادَیْنَاهُ أَن یَا إِبْرَاهِیمُ*قَدْ صَدَّقْتَ الرُّءْیَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ*إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَؤُا الْمُبِینُ* وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (او را ندا دادیم كه ای ابراهیم ، رؤیا[ی خود] را حقیقت بخشیدی ما نیكوكاران را چنین پاداش می دهیم، راستی كه این همان آزمایش آشكار بود، و او را در ازای قربانی بزرگی باز رهانیدیم 11).

خدا اصل داستان را گفت برای ابراهیم.که این هم آزمایشی بود برای تو و ما این قربانی را نمیپذیریم و بیا و به جایش این حیوان را سر ببر.

 خدا میگوید «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» یعنی از ذبح اسماعیل گذشتیم تا به جایش یک مذبوح عظیم را ذبح نماییم. اما منظور خدا از این ذبح عظیم چیست؟ باز هم بی انصافی ست که فکر کنیم منظور این حیوان است! حیوان در مقابل اسماعیل ، ذبح عظیم است؟!  العیاذ بالله...

پس منظور خدا چیست؟! چه میگوید قرآن؟ باز هم ماندیم چه بگوییم. بیایید باز به سراغ یکی از مفسران قرآن برویم:

از امام رضا(علیه السلام) چنین نقل شده است : هنگامى كه حق تعالى به ازاى ذبح اسماعیل قوچى را فرستاد تا به جاى او ذبح شود، حضرت ابراهیم(علیه السلام) آرزو كرد؛ كاش مى شد فرزندش را به دست خود ذبح كند و مأمور به ذبح گوسفند نمى شد تا به سبب درد و مصیبتى كه از این راه به دل و جان او وارد مى شود، مصیبت پدرى باشد كه عزیزترین فرزندش را به دست خود در راه خدا ذبح كرده تا از این طریق بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به دست آورد. در این اثنا خطاب وحى از پروردگار جلیل به ابراهیم خلیل رسید كه "محبوب ترین مخلوقات من نزد تو كیست؟"
ابراهیم(علیه السلام) عرضه داشت: "هیچ مخلوقى پیش من محبوب تر از حبیب تو محمد(صلی الله علیه و آله) نیست." پس وحى آمد كه "آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را ؟" ابراهیم(علیه السلام) گفت: "او پیش من از خودم محبوب تر است." خداوند متعال فرمود: "فرزند او را بیشتر دوست دارى یا فرزند خود را ؟" ابراهیم(علیه السلام) عرض كرد: "فرزند او را بیشتر دوست دارم."
پس حق تعالى فرمود:" آیا ذبح فرزند او به دست دشمنان از روى ستم، بیشتر دل تو را مى سوزاند یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اطاعت من ! "عرض كرد: "پروردگارا! ذبح او به دست دشمنان بیشتر دلم را مى سوزاند." در این هنگام خداوند خطاب كرد؛ "اى ابراهیم! پس به یقین جمعى كه خود را از امت محمد(صلی الله علیه و آله) مى شمارند، فرزند او حسیــــــن(علیه السلام) را از روى ظلم و ستم و با عداوت و دشمنى، ذبح خواهند كرد همان گونه كه گوسفند را ذبح مى كنند و به این سبب مستوجب خشم و عذاب من مى گردند."

ابراهیم(علیه السلام) از شنیدن این خبر جانكاه، ناله و فریاد بر آورد و قلب و جان او به درد آمد و بسیار گریه نمود و دست از گریه بر نمى داشت تا این كه وحى از جانب پروردگار جلیل رسید: " اى ابراهیم! گریه تو بر فرزندت اسماعیل اگر او را به دست خود ذبح مى كردى، فدا كردم به گریه اى كه تو بر حسیـــــن(علیه السلام) و شهادتش كردى و بدین سبب بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به تو دادم."

در پایان امام رضا(علیه السلام) فرمود: این است مفهوم قول خداوند عز وجل؛ «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» 12

آری! این است «ذبح عظیم». ذبح عظیمی که بخاطر آن خدا از ذبح اسماعیل گذشت. و قربانی ابراهیم را نپذیرفت تا نسل او بماند و به ذریه پیامبر آخرالزمان برسد و فرزندی از این پیامبر بیاید و ذبح عظیم...

« حسیــــــــــن » است آن ذبحی که خدا میخواهد. اوست که باید در راه معشوق به قربانگاه برود و خنجر را بر حنجر حس کند و این بار خنجر بِبُرد و ...

اوست که باید دست پسر خود بگیرد و به قربانگاه ببرد و به خنجر ها بسپارد... و مسئله اینجاست که خنجر های قصه ی « حسیــــن » همگی می بُرند... نمیدانم ابراهیم هم به اسماعیل گفت که «کمی برایم راه برو» یا نه ...

آری! «حسیـــــن» خود یک تنه هم ابراهیم است هم اسماعیل. هم سوز به قربانگاه بردن فرزند ( و نه فقط فرزند ) را می کشد و هم خود حنجر به خنجر می نهد.

اسماعیل باید بماند تا « حسیــــــــــن »ی بیاید و برای خدا ذبح شود...

و تو ای « حسیــــــــــن » چه جایگاهی داری پیش خدا که ذبح عظیمت خواند و از تو پذیرفت آنچه را که از ابراهیم خلیل الله نپذیرفت...

 

« حسیــــــــــن »  ، « حسیــــــــــن »  کردیم بوی محرم آمد ؛  

السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین


 

راستی ! عیدتون مبارک ...

 

 



........................................

پاورقی :

1-       آیه 124 سوره بقره

2-       آیه 37 سوره بقره

3-       آیه 64 سوره یونس (موارد مشابه : 34 انعام ، 115 انعام ، 27 کهف )

4-       آیه 24 سوره شوری (موارد مشابه : 7 انفال ، 82 یونس )

5-       تفسیر صافى ، ج 1، ص 138 / تفسیر برهان ، ج 1، ص 147 / ینابیع المودة ، ص 112

6-       آیه 100 سوره صافات

7-       آیه 101 سوره صافات

8-       آیه 102 سوره صافات

9-       آیه 102 سوره صافات

10-   آیه 103 سوره صافات

11-   آیات 104 تا 107 سوره صافات

12-   بحارالأنوار، ج،۱۲ ص۱۲۴ و ج،۴۴ ص۲۲۵

 

 


مرتبط با: عشق , خدا , مذهب ,

واژگان زبان انگلیسی
سه شنبه 9 آبان 1391 ساعت 09:41 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


FriEND (دوست)


BoyfriEND (دوست پسر)


GirlfriEND (دوست دختر)



BestFriEND (بهترین دوست)



همگی سه حرف END (خاتمه) را بهمراه دارند.



اما کلمه FamILY (خانواده) سه حرف ILY را دارد که همان مخفف "I Love You" می باشد




و جالب است بدانید :



FAMILY= Father And Mother I Love You

مرتبط با: عشق ,

پیامک عشق -3
شنبه 29 مهر 1391 ساعت 07:50 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
ای زیباترین بهانه ی زندگی ، بودنت تنها دلیل بودن من است و در کنار تو بودن زیباترین لحظه ی زندگی ام .
من اگر اشک به دادم نرسد می شکنم ، اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم ، بر لب کلبه ی محصور وجود ، من اگر در این خلوت خاموش سکوت اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم ، از هجر تو آهی نکشم تک و تنها ، به خدا می شکنم ، می شکنم !
دنیا به من یاد داد دوری کسی را که دوستش دارم تحمل کنم ، اما وفا به من یاد داد هرگز کسی را که دوستش دارم فراموش نکنم .
کاش بدانی روشن ترین ستاره بخت منی ، پس بتاب و دنیای مرا روشن کن .
قشنگ ترین شعرم را برای شب شعر چشمان تو گفتم ، پس تو نیز قشنگ ترین لبخندت را برای برای لحظه دیدار نگه دار .
ز چشمانم هرچه دور افتی به دل نزدیکتر باشی ، تو را کی می تواند روزگار از یاد من گیرد.
ماه به من گفت اگر دوستت به تو پیامی نمی دهد چرا ترکش نمی کنی ؟
به ماه نگاهی کردم و گفتم آیا آسمان تو را ترک می کند زمانی که نمی درخشی ؟
میدونی چرا بعضی شبها زود صبح میشه ؟ آخه خورشید هم دلش واسه چشمات تنگ میشه !
زیباترین گل ها را برای زیبایی زندگیت و کوتاهی عمرشان را برای غم هایت آرزومندم .
از خود خانه و کاشانه ای ندارم ، اما در عمق آرزوی من این است ، که در دل تو خانه ای داشته باشم ، به مساحت یک قلب .
سرود انتظار تو ترانه ی دلم شده و باز امید دیدنت بهانه ی دلم شده .
بودنت به جور نبودنت یه جور ، در این دنیای جور واجور دوستت دارم ناجور !
انسانها به هر چی زیاد نگاه می کنند شبیه همان می شوند ، و حتما تو شبهای زیادی به ماه نگاه کردی !
یه شاخه گل یه دنیا مهربونی ، تقدیم به تو که هم گلی هم مهربونی .
زیباتر از گل چیزی نیست ، قشنگتر از عشق حرفی نیست ، عزیزتر از تو کسی نیست .
به شکرانه ی عشقت ، قدم تو دلت میزارم بلکه قلب بی پناهم کمی آروم بگیره .
جزیره ی دلم را برای آمدنت چراغانی کردم ، اما تو بهانه کردی که از دریا می ترسم .
هرگاه دلت هوایم را کرد ، به آسمان بنگر و ستارگان را ببین که همچون دل من در هوایت می تپند .
آخرین شعر مرا قاب کن و پشت نگاهت بگذار ، تا که تنهایی ات از دیدن آن ، جا بخورد و بداند که دل من با توست ، در همین یک قدمی !
بیا تا باورت گردد که بی تو کمتر از خاکم ، ولی با تو افلاکم ، بیا با آرزوهایم بسازم خانه ای در دل ، سراغم را نمی گیری مگر بیگانه ای با دل ؟

مرتبط با: عشق , پیامک ,

پیامک عشق -2
شنبه 29 مهر 1391 ساعت 07:49 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
نفس بده که برات نفس نفس بزنم
نفس به جز تو نخواهم برای کسی بزنم
مرا اسیر خود کردی دعایم کن
که آخرین نفس را در این قفس بزنم
من و تو از تبار بی کسانیم
در این غوغا چه کس را دوست بنامیم
کسی نشنیده فریاد کمک را
کمک کن تا برای هم بمانیم
شاد باش که از شادی تو دلشادم
تا تو شادی ز غم هر دو جهان آزادم
لذت زندگی من همه خرسندی توست
بی وفایم که وفایت برود از یادم
شبها که بی تو پلک غزل بسته می شود
از لحظه های بی تو دلم خسته می شود
باور نمی کند دل مغرور و ساکتم
هر لحظه بیشتر به تو وابسته می شود
تو اگر باز کنی پنجره ای سمت دلت
می توان گفت که من چلچله باغ توام
مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف
سخت محتاج به گرمای پر و بال توام
در باغ دلم جوانه ای باید و نیست
شوق غزل ترانه ای باید و نیست
خواهم که تو را ببینم اما چه کنم
دیدار تو را بهانه ای باید و نیست
ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟
دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟
آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو
زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟
تا قاف ترین قله ی هستی
سیمرغ ترین همسفرم باش
من مرغ اسیر دل دریاچه ی نورم
تا پر بکشم سوی خدا بال و پرم باش
سلام عزیز مهربون اجازه هست بشم فدات
اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خنده هات
شب که میاد یواش یواش با چشمک ستاره هاش
اجازه هست از آسمون ستاره بچینم برات ؟
بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم
به باغ خاطرم هر روز و هر شب تو را تنهای تنها دوست دارم
منم چون ماهی افتاده در شن تو را مانند دریا دوست دارم
نگاهی کن به من ای عاشق دل تو را مانند رویا دوست دارم
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است
تا در آن دوست نباشد همه درها بسته است
دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست
عشق از من و نگاه تو تشکیل می شود
گاهی تمام من به تو تبدیل می شود
این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم
شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم
تاجان به تنم باشد
یادت به سرم باشد
تاسر ندهم بر باد
هرگز نروى از یاد
سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است و من سکوت می کنم تا بگویم دوستت دارم .
یه نفر ، یه جایی ، تمام رویاهاش تو بودی ، وقتی که به تو فکر میکنه احساس میکنه زندگی واقعا با ارزشه ، پس هروقت دلت گرفت این حقیقت رو به خاطر داشته باش ، یه نفر ، جه جایی ، بیقرارته !
می گویند یک دقیقه طول میکشد تا شخصه خاصی رو بیابی ، یک ساعت طول میکشد تا او را ستایش کنی ، یک روز طول میکشد تا دوستش بداری ، اما یک عمر طول میکشد تا فراموشش کنی !

مرتبط با: عشق , پیامک ,

پیامک عشق -
شنبه 29 مهر 1391 ساعت 07:47 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
دل جز ره عشق تو نپوید هرگز
جز محنت و درد تو نجوید هرگز
صحرای دلم عشق تو شورستان کرد
تا مهر کسی در آن نرود هرگز
می زند فقط به یاد عشقت این نبض
جز تو من به کس نگفته بودم این رمز
گر بری سفر به پای تو کنم صبر
تا چمن به زیر پای من شود سبز
بردامن تو دست نیازم بادا
پیوسته غم تو دلنوازم بادا
همواره خیالت که در آغوش من است
آگاه زمن و سوزوگدازم بادا
شب نیست که آهم به ثریا نرسد
از چشم ترم آب به دریا نرسد
میمیرم از این غصه که آیا روزی
دیدار به دیدار رسد یا نرسد
تو را بر کوه خواندم آب می شد
به دریا گفتمت بی تاب می شد
چو بر شب نام پاکت را سرودم
ز خورشید رخت سیراب می شد
خیلی وقته چشمهایم از فکر تو بارانیست
سال هاست دریای دلم از عشق تو طوفانیست
دیگر کاسه صبرم شده لبریز از درد بی تو بودن
خدایا انتظار دیدن یار چقدر طولانیست
دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانی
صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
گفتم به گل زرد چرا رنگ منی
افسرده و دلتنگ چرا مثل منی
من عاشق اویم که رنگم شده زرد
تو عاشق کیستی که هم رنگ منی
با تو بر مرغان دریایی امیرم
بی تو در زندان تنهایی اسیرم
با تو در کاخ وفا ارباب عشقم
بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم
کاش می شد همدلی را قاب کرد
ساکنان شهر غم را خواب کرد
کاش می شد نور چشمان تو را
جانشین تابش مهتاب کرد
هرقدر رفاقت بکنم می ارزی
اظهار صداقت بکنم می ارزی
آن قدر عزیزی تو برایم ای دوست
صد بار که یادت بکنم می ارزی
خسته ام فردا نگاهت را برایم پست کن
یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن
گوشم از آواز غمگین سکوت شب پراست
لطفا آن لحن صدایت را برایم پست کن
دلم در حلقه غمها نشسته
زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست
تو را می خواهم و اینها بهانه ست
نکند فکر کنی در دل من یاد تو نیست
گوش کن نبض دلم ، زمزمه اش با تو یکیست
بیمار عشق توست پرستوى روح من ، از این مریض خسته عیادت نمی کنى !؟
در برهوت بی کسی تنها تو همزاد منی
ای نازتر از خواب شبم ، همواره در یاد منی
بهترین دوست خواهی بود حتی اگر سختی راه ، چشمانت را از من دور کند و بهترینی حتی اگر طنین صدایت به گوش من نرسد.
وقتی برای موندنت ، فاصله ها حَریص می شن
واسه یه لحظه بودنت، ثانیه ها عزیز می شن
ای نگاهت رونق فردای من
در تو معنا می شود دنیای من
ای کلامت بهترین اثبات عشق
با تو ماندن آرزوی رویای من
من بهار را بی تو دوست ندارم
من عشق را بی تو دوست ندارم
من نفس کشیدن را بی تو دوست ندارم
من زندگی را بی تو دوست ندارم

مرتبط با: عشق , پیامک ,

تقدیم به ساحت پیامبر اعظم(ص)
دوشنبه 27 شهریور 1391 ساعت 06:51 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


بیانیه قرمز پوشان در محکومیت هتک حرمت به ساحت پیامبر
دوشنبه 27 شهریور 1391 ساعت 06:49 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
نسخه چاپیارسال به دوستان
بیانیه قرمز پوشان در محکومیت هتک حرمت به ساحت پیامبر
پرسپولیسی‌ها با پیراهن «یا محمد رسول الله» مقابل نفت به میدان می‌روند

خبرگزاری فارس: بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس امروز مقابل نفت با نام «محمد رسول الله» بر روی پیراهن‌شان به میدان می‌روند.

خبرگزاری فارس: پرسپولیسی‌ها با پیراهن «یا محمد رسول الله» مقابل نفت به میدان می‌روند

به گزارش خبرگزاری فارس، تیم‌های فوتبال پرسپولیس و نفت تهران در چارچوب هفته هفتم لیگ برتر از ساعت 19:45 امروز در ورزشگاه آزادی به مصاف یکدیگر خواهند رفت.

پرسپولیسی‌ها در بازی امروز در اقدامی فرهنگی با نام  «نام محمد رسول الله» روی پیراهن‌شان وارد مستطیل سبز خواهند شد.

علاوه بر این قرمزپوشان با انتشار بیانیه‌ای اهانت به ساحت مقدس پیامبر اسلام در فیلم موهون آمریکایی- صهیونیستی را محکوم کردند.

خارجی‌های پرسپولیسی هم از جمله ژوزه و ایمون زاید نیز این بیانیه را امضا کردند.

دیدار تیم‌های پرسپولیس و نفت تهران از ساعت 19:45 امروز در ورزشگاه آزادی برگزار خواهد شد.


مرتبط با: خدا , عشق , عمومی , مذهب ,

یا محمد(ص) دلمان تنگ است برای روی ماهت.
دوشنبه 27 شهریور 1391 ساعت 06:48 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

یا محمد(ص) دلمان تنگ است برای روی ماهت.

 یا محمد(ص) جهان پر نیرنگ شده دستمان بگیر.


 یا محمد(ص) دلمان از سنگ شده نظری هم به ما کن.


 یا محمد(ص) ما فقط اسم ما دو روز در دنیاست.


 یا محمد(ص) تو بی نهایتی  تو نوری بر ما بتاب.


 یا محمد(ص) در جهان برابری برادری نیست.


 یا محمد(ص) امشب عالم از امدنت نور باران است.


مرتبط با: عشق , خدا , مذهب ,

مجموعه تصاویر زیبا با موضوع پیامبر اکرم حضرت محمد صل الله
جمعه 24 شهریور 1391 ساعت 02:26 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


مجموعه تصاویر زیبا با موضوع پیامبر اکرم حضرت محمد صل الله

46 طرح گرافیکی با موضوع حضرت محمد | 11.61 مگابایت | فرمت Jpg





جهت مشاهده آثار در اندازه واقعی و آشنایی با طراح آن به ادامه مطلب مراجعه نمائید.
ادامه مطلب



 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :