نشونِ بی نشون
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


کجاست آنکه دوباره مرا تکان بدهد؟
وچشم های خودم را به من نشان بدهد
تمام عقربه ها زنده اند و می گردند
دل من است که چیزی نمانده جان بدهد!
کجاست آنکه خودم را بگیرد از من و بعد
مرا به دست غزلهای بی کران بدهد
هنوز وقت زیادی برای ماندن هست
چه می شود که زمانه کمی زمان بدهد؟
دلم هوای رسیدن به انتها کرده.....
کجاست آنکه به من جام شوکران بدهد؟
خدای واقعی ام سالهاست گم شده است
کجاست انکه خدا را به من نشان بدهد؟

مدیر وبلاگ : نشون بی نشون
نویسندگان


در منابع اهل سنت روایاتی آمده است که پارادوکس در بین افعال جناب عمر بن خطاب را برای ما تشریح می کند. پیشنهاد میکنم مطالعه این مطلب را از دست ندهید

الف: عمر بن خطاب و منع کردن اسم گذاری به نام رسول الله

عمر بن خطاب به کوفه نامه نوشت که:

کسی را نامگذاری نکنید به اسم پیامبر

جواهر العقود – المنهاجی الأسیوطی – ج ۲ – ص ۴۶۶

 وکتب عمر إلى الکوفة لا تسموا أحدا باسم نبی

شرح مسلم – النووی – ج ۱۴ – ص ۱۱۳

فتح الباری – ابن حجر – ج ۱۰ – ص ۴۷۲

عمدة القاری – العینی – ج ۱۵ – ص ۳۹

عمدة القاری – العینی – ج ۲۲ – ص ۲۰۶

تحفة الأحوذی – المبارکفوری – ج ۸ – ص ۱۰۷

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر – المناوی – ج ۳ – ص ۳۲۴

ب: عمر بن خطاب و نامگذاری افراد به اسم خویش

در منابع اهل سنت آمده است که عمر بن خطاب نام خویش را بر فرزند علی بن ابیطالب قرار داد

بلاذرى در انساب الأشراف مى‌نویسد:

وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام‌گذارى کرد.

أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۲۹۷٫

ذهبى در سیر اعلام النبلاء مى‌نویسد:

ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى وى انتخاب کرد.

سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳هـ.

به راستی چرا عمر بن خطاب از نامگذاری مردم به نام رسول الله منع می کرد ولی نام خویش را بر مردم قرار می داد؟

آیا این اخلاق نبوی است؟





نوع مطلب : مذهب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


از عائشه همسر رسول خدا نقل شده است که گفت: هر وقت ختنه‌گاه (مرد) از ختنه‌گاه (زن) عبور کرد، غسل واجب مى‌شود، من و رسول خدا این کار را انجام دادیم و سپس غسل کردیم.

برخی از اسناد:

کتاب الأم – الإمام الشافعی – ج ۱ – شرح ص ۵۵ – ۵۶- دار المعرفة

مختصر المزنی – إسماعیل المزنی – ص ۴- دارالفکر

فتح العزیز – عبد الکریم الرافعی – ج ۲ – ص ۱۱۵- دارالفکر

المغنی – عبد الله بن قدامه – ج ۱ – ص ۲۰۵- دارالکتاب العربی

الشرح الکبیر – عبد الرحمن بن قدامه – ج ۱ – ص ۲۰۴- دار الکتاب العربی

تلخیص الحبیر – ابن حجر – ج ۲ – ص ۱۱۵- دارالفکر

نیل الأوطار – الشوکانی – ج ۱ – ص ۲۷۸- دارالجیل

اختلاف الحدیث – الإمام الشافعی – ص ۴۹۵

مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۶ – ص ۱۶۱- دار صادر

سنن ابن ماجة – محمد بن یزید القزوینی – ج ۱ – ص ۱۹۹- دارالفکر

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۱ – ص ۷۲- دارالفکر

السنن الکبرى – البیهقی – ج ۱ – ص ۱۶۴- دارالفکر

عمدة القاری – العینی – ج ۳ – ص ۲۴۸- دارالفکر

السنن الکبرى – النسائی – ج ۱ – ص ۱۰۸- دارالفکر

صحیح ابن حبان – ابن حبان – ج ۳ – ص ۴۵۹- مؤسسة الرسالة

مسند الشامیین – الطبرانی – ج ۴ – ص ۶۹- مؤسسة الرسالة

سنن الدارقطنی – الدارقطنی – ج ۱ – ص ۱۱۸- دارالکتب العلمیه

معرفة السنن والآثار – البیهقی – ج ۱ – ص ۲۶۱- دارالکتب العلمیه

التمهید – ابن عبد البر – ج ۲۳ – ص ۱۰۴- المغرب – وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامیة

إرواء الغلیل – محمد ناصر الألبانی – ج ۱ – ص ۱۲۱- المکتب الإسلامی

المستصفى – الغزالی – ص ۲۷۶- دارالکتب العلمیه

الاحکام – الآمدی – ج ۱ – ص ۱۷۷- المکتب الإسلامی

تاریخ بغداد – الخطیب البغدادی – ج ۱۲ – ص ۳۷۹- دارالکتب العلمیه

إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۳ – ص ۱۵۶- دارالکتب العلمیه

عزیزان اهل سنت یک سوال دارم؟

به راستی همسر رسول الله با نامحرمان نشسته اند و مطالبى را که مربوط به زندگی زناشویی او هست را ذکر کرده است؟

اگر ذکر نکرده است و این بهتان و دروغی به ایشان هست. چرا علمای بزرگ شما این را نقل کرده اند و حتی در برخی از کتب صحیح و مورد قبول شما نیز هست؟

منتظر پاسخ هستم





نوع مطلب : مذهب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
از انس بن مالک، صحابی و غلام رسول اکرم نقل شده است که:رسول اکرم که رسول اکرم می رفت در خانه ام حرام، دختر ملحان ام حرام، همسر عبادة‌ بن صامت بود و رسول اکرم می رفت منزل او و ام حرام غذا درست می کرد و رسول اکرم می خورد، یک روزی رسول اکرم سر خود را گذاشتند روی زانوی ام حرام و او سر رسول اکرم  را تفتیش می کرد

متن کامل ترجمه:

از انس بن مالک، صحابی و غلام رسول اکرم نقل شده است که:

 رسول اکرم که رسول اکرم می رفت در خانه ام حرام، دختر ملحان ام حرام، همسر عبادة‌ بن صامت بود و رسول اکرم می رفت منزل او و ام حرام غذا درست می کرد و رسول اکرم می خورد، یک روزی رسول اکرم سر خود را گذاشتند روی زانوی ام حرام و او سر رسول اکرم  را تفتیش می کرد و شپش های سر او را جدا می کرد.

کان رسول الله صلى الله علیه وسلم یدخل على أم حرام بنت ملحان فتطعمه وکانت أم حرام تحت عبادة بن الصامت فدخل علیها رسول الله صلى الله علیه وسلم فأطعمته وجعلت تفلی رأسه فنام رسول الله

صحیح البخاری – البخاری – ج ۳ – ص ۲۰۱- دارالفکر ((کتاب الجهاد و السیر))

صحیح البخاری – البخاری – ج ۸ – ص ۷۳- دارالفکر ((کتاب الحیل. باب التعبیر))

صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۶ – ص ۴۹- دارالفکر ((باب فضل الغزو فی البحر))

سنن أبی داود – ابن الأشعث السجستانی – ج ۱ – ص ۵۵۸ – ۵۵۹- دارالفکر

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۳ – ص ۹۹- دارالفکر

سنن النسائی – النسائی – ج ۶ – ص ۴۰- دارالفکر

البته خود اهل سنت هم زمانی که کار براشون سخت میشه خودشان هم دست به سانسور روایت می زنند:

عن أنس بن مالک رضی الله عنه انه سمعه یقول کان رسول الله صلى علیه وسلم إذا ذهب إلى قباء یدخل عل أم حرام بنت ملحان فتطعمه وکانت تحت عبادة بن الصامت فدخل یوما فأطعمته فنام رسول الله

صحیح البخاری – البخاری – ج ۷ – ص ۱۴۰- دارالفکر ((کتاب الاستئذان))

توجه فرمودید؟

یعنی اون قسمت که میگه: وجعلت تفلی رأسه فنام رسول الله

البته یه توضیحی در مورد این خانم بدم خدمتتون((ام حرام))

أمّ حرام بنت ملحان بن خالد بن زید بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدی بن النجار، زوج عبادة بن الصامت، و أخت أم سلیم، و خالة أنس ابن مالک

الاستیعاب،ج‏۴ص۱۹۳۱

خاله جناب انس بن مالک راوی روایت هستند

اولا: این کار جناب بخاری آیا عدالت علمی هست؟ که روایت رو سانسور کنند؟

ثانیا: از کی تا حالا اینقدر رسول الله با زنان محرم راحت بوده اند؟

ثالثا: مگر رسول الله اسوه حسنه مومنین نیست؟ چرا علمای اهل سنت دخترهایشان را نمی فرستند. که ما سرمان را بر زانوهای آنها قرار دهیم؟

رابعا: مگر رسول الله خودشان نفرموده اند. النظافه من الایمان؟ حالا چگونه سر خودشون شپش داره؟

خامسا: من که کلا حرفی ندارم فقط یه حرفی بزنم. شاید این فرضیه به نظر شما چطوره؟ اینکه انس بن مالک راوی روایت برای بالا بردن خاله خودش نزد دوستداران رسول الله که از این بالا مقام شدن خاله. خواهر زاده هم مقامش میره بالا. این روایت رو نقل کرده است. که حتی با سخنان خود رسول الله هم در تعارض هست.

نظر شما چیه؟





نوع مطلب : مذهب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



«اِنِّما وَلیُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصلَّوهَ وَ یُؤتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ» مائده/55
[ولی و سرپرست و رهبر شما تنها خدا است و پیامبر او ، و آنها كه ایمان آورده‏اند و نماز را بر پا می‏دارند و در حال ركوع زكات می‏پردازند].
شأن نزول
بسیاری از مفسّران و محدثان در شأن نزول این آیه نقل كرده‏اند كه این آیه در شأن علی (ع) نازل شده است .
«سیوطی» در «الدّرالمنثور» در ذیل این آیه از «ابن عباس» نقل می‏كند كه علی (ع) در حال ركوع نماز بود كه سائلی تقاضاء كمك كرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد ، و پیامبر (ص) از او پرسید: «چه كسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟»، که آن مرد سائل اشاره به امیرالمومنین علی (ع) كرد و گفت: «آن مرد كه در حال ركوع است». و در این هنگام آیه «اِنِّما وَلیُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ ...» نازل شد. (تفسیر الدر المنثور 2/293).
برای مطالعه و تحقیق و اطمینان بیشتر می توانید به ادرسهای زیر که برگرفته از تفسیرهای اهل تسنن است
مراجه نمایید :
تفسیر الطبری
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=91&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&Page=1&Size=1&LanguageId=1
تفسیر الغرناطی
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=88&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر الحلبی
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=79&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر مقاتل بن سلیمان
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=67&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیرالمدقق والمصنف ابو السعود
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=28&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر السیوطی
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=26&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر السمرقندی
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=11&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر الطبری
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=1&tTafsirNo=1&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&Page=2&Size=1&LanguageId=1




نوع مطلب : مذهب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

ما معتقد هستیم كه حتی اگر نام امام علی (ع) هم در قرآن می‌آمد، پیروان سقیفه حاضر نبودند كه بپذیرند؛ چنانچه دربارۀ بسیاری از احكام دیگر نپذیرفتند ؛ همانند متعه و ازدواج موقت. آیا دربارۀ متعه در قرآن آیۀ صریح نداریم كه فرمودند : (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ). (۱۱)

در صحیح البخاری ، جلد پنجم ، صفحه 158 آمده است که:

 «وقتی آیۀ متعه در زمان رسول خدا نازل شد و ما در زمان رسول خدا به آن عمل می‌كردیم و آیۀ هم بر حرمت‌ آن نازل نگردید و رسول خدا هم تا دم مرگ ما را از آن منع نكرد، مردی با رأی و میل خودش هر چه كه دلش خواست گفت . و این شخص عمر بن الخطاب بود».

و البته خود عمر اعتراف می کند که «متعتان كانتا على عهد رسول الله وأنا احرمهما واعاقب علیهما» یعنی « دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود که من آنها را حرام کردم و هرکس مخالفت کند، مجازات می کنم». (۱۲)

ابوبکر نیز با آوردن حدیثی که تنها خود شاهد صدور آن از پیامبر اکرم (ص) بود بر خلاف آیات ‏شریفه {وَ وَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ} (۱۳)  و {فَهَبْ لِی مِن لَّدُنكَ وَلِیًّا ۝ یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا} (۱۴)  ارث بردن از پیامبران را انکار و فدک را از حضرت فاطمه (س) ‏پس گرفت.

ابوبکر بر خلاف صریح آیة 41 سورة انفال: {وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى} از پرداخت خمس به حضرت فاطمه (س) و اولاد او سرباز زد و احدی به او ‏اعتراض نکرد.

عمر آیه ی {فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ} (۱۵) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمایند.

بنابراین آمدن اسم امام در قرآن نه تنها به نفع امامت نبود بلکه به مراتب خطرناکتر از عدم نام ‏بردن او بود و این احتمال خیلی قوی است که بگوئیم حتی اساس دین هم در خطر قرار می گرفت زیرا همانطوریکه ملاحظه شد عمل کردن بر خلاف ‏قرآن امری معمولی و عادی بوده و چندان حساسیتی را در بین مسلمین ایجاد نمی کرده است.

خداوند متعال از طُرُق ظاهرى و معقول جلوى كسانى كه قصد تحریف قرآن را دارند می‌گیرد بر طبق این عقیده خداوند با عدم تصریح به نام امام جلوى تحریف قرآن را گرفت چرا كه اگر مثلاً نام على بن ابیطالب(ع) به عنوان جانشین پیامبر(ص) عنوان می‌شد قطعاً مخالفین براى حذف آن تمام سعى خود را می‌كردند درحالى كه ما معتقدیم خداوند متعال با عدم ذكر نام كسى كه مخالفین زیادى داشت مانع تحریف قرآن شد.





نوع مطلب : مذهب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جهت مشاهده تصویر در اندازه اصلی ، روی آن کلیک کنید

مقاله ی " عید قربان ، ذبح عظیم ، حسیـــــــــن ... " در ادامه ی مطلب

« حتماً بخوانید »

منعکس شده در :
سایت حرف تو
سایت آنتی 666

به همین سادگی ها به مقام «خُلّت» نرسیده و برای اینکه «خلیل الله» شود ، از آزمون های زیادی سربلند بیرون آمده...در میان بت پرستان تبر به دوش گرفته ، با پای خود به میان آتش رفته ، عمری را میان ماه و خورشید و ستاره پرستان و خود پرستان گذرانده.آزمون ها داده که به اینجا رسیده.و اما مهمترین آزمون...

 مهمترین آزمون «ابراهیم خلیل الله» را «الله» این چنین در کتابش روایت میکند :

" وَإِذِ ابْتَلَی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا..." (و چون ابراهیم را پروردگارش با كلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید [خدا به او] فرمود من تو را امام مردم قرار دادم) 1 .

آزمونی مهم که ابراهیم پس از آن به بالاترین مقام خود یعنی مقام «امامت» رسید.ابراهیمی که تاکنون «نبیّ» ،«رسول» و حتی «خلیل» خدا بوده ، حالا «امام» شده است...

اما چگونه ؟ با چه چیزی آزموده شد؟ «کلمات»

چه هستند این «کلمات» ؟چه رازی در این لفظ قرآنی وجود دارد؟ این کلمات الهی چه هستند که 14 بار در قرآن تکرار شده اند؟این کلمات چه هستند که خدا آنها را وسیله ی توبه آدم ابوالبشر قرار میدهد (فَتَلَقَّی ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِماتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ 2) و به برکت آنها آدم را می بخشد؟

چه هستند این ها که خدا بارها و بارها در کتابش تأکید میکند که «لا تَبدیلَ لِکَلِماتِ الله» (هیچ تغییری در کلمات خدا نیست 3) ؟

چه هستند این کلمات که خدا میخواهد با آنها احقاق حق کند ( وَ یُحِقُّ الحَق بِکَلِماتِه 4)؟

چه میگوید قرآن؟ نمیدانم! بگذارید مفسر قرآن از قرآن بگوید ؛

مفضل بن عمرو مى‏گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم آن “كلمات” (كه خدا ابراهیم را با آنها آزمود) چه بود؟حضرت فرمود: «همان كلمات بود كه حضرت آدم از پروردگارش دریافت و خدا (بواسطه آنها) بر او توبه نمود و آن این بود كه: «از تو به حق”محمد” و “على” فاطمه” و “حسن” و “حسین” در خواست مى‏كنم كه بر من توبه فرمایى»پرسیدم كه‏ اى پسر رسول خدا “پس معناى” فَأَتَمَّهُنَّ” چیست؟ فرمود:«یعنى آن اسامى - كه اسامى دوازده امام بود - را تا نام قائم كامل نمود.» 5

آری ابراهیم هم مانند سایر پیامبران، آشنا شد با «کلمات الله» . آشنا شد با مخلوقاتی که فلسفه آفرینش اند.اول انسان هایی که از ازل بوده اند و قرار است در آینده به روی کره خاکی بیایند .و آدم و نوح و ابراهیم و همه و همه واسطه اند برای آمدن آنها. زمینه ساز اند برای آمدن آنها. آنهایند؛ پیامبر آخرالزمان و دختر اطهرش و بَعلِها و بَنِیها.

ابراهیم میداند که این اَبَرمخلوق خدا ، این پیامبر آخرالزمان و خاندان پاکش ، از نسل او خواهند بود.از ذریه ی ابراهیم.اما اینجا مشکلی وجود دارد. ابراهیم پیر شده و هنوز اولادی ندارد. پس تکلیف نسل چه میشود ؟!

لذا از خدای خود خواست : "رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ" (ای پروردگار من، مرا [فرزندی] از شایستگان بخش 6)

و اجابت شد : " فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ" (پس او را به پسری بردبار مژده دادیم 7).

حال ابراهیم دارای پسر شده ، دارای نسل شده ، پسری «حلیم» ، اسمش هست «اسماعیل». پسری که قرار است نسل ابراهیم باشد و ذریه پیامبر آخرالزمان از او باشند.

اسماعیل بزرگ میشود.حالا دیگر مردی شده برای خودش. سیزده ساله است که پدرش برایش خوابی می بیند.

خدای ابراهیم باز هم برای بنده خلیل خود آزمونی طراحی کرده. این بار ابراهیم مأمور میشود به ذبح فرزند خود.باید سر از تن پسر سیزده ساله ی خود جدا کند. خیلی سخت است برایش. نه دل کندن از پسر و قربانی کردن او در راه خدا ، نه ! این ظلمی ست در حق ابراهیم خلیل الله که فکر کنیم برای ابراهیم سخت بود که بگذرد از پسرش . خدا خلیل ابراهیم است و اسماعیل پسر او ، پر واضح است که برای ابراهیم گوش کردن به حرف خدا شیرین تر از داشتن پسر است.پس سر بریدن اسماعیل به امر خدا برای او سخت نیست.

اما سختی کار کجاست؟ حساسیت آزمون کجاست؟ باز هم بحث کلمات مطرح است. بحث نسل است و ذریه. ذریه ای که قرار است از نسل اسماعیل باشد و حالا اگر اسماعیل ذبح شود !!! پس تکلیف نسل چه میشود ؟!

سخت است برایش.اما بالاخره دل به دریا میزند. او مأمور به انجام تکلیف است و تکلیف او اطاعت محض از خداست.

با اسماعیل در میان میگذارد مسئله را : ... قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَی... (گفت ای پسر من ، من در خواب [چنین] می بینم كه تو را سر می برم پس ببین چه به نظرت می آید 8 ). جالب است گفتگوی این پدر و پسر. پدر میگوید پسرم میخواهم سرت را بِبُرم ، نظرت چیست؟ پسر چه جواب میدهد ؟! جالب تر جواب پسر است : قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ (گفت ای پدر من ، آنچه را مأموری ، بكن.ان شاء الله مرا از شكیبایان خواهی یافت 9) . خالق اسماعیل ، خوب میشناسد او را که لقب «حلیم» به او داده است.آری ! پسر گفت پدرم تو مأموری و معذور ، سر بِبُر...

روز واقعه فرا رسید و ابراهیم و اسماعیل راهی شدند.سختی کار برای ابراهیم است.اسماعیل که ذوب شده در پدر و در خدای پدر و ذره ای شک ندارد به رفتنش به قربانگاه. تا جایی که آخرین توصیه ها را این چنین به پدر میکند که دست هایم را از پشت ببند که موقع سر بریدن ، دست و پا نزنم که تو ببینی و سختت باشد ، چاقو را خوب تیز کن که راحت تر بِبُرد ، مرا به پشت بر زمین بخوابان که مبادا چشم در چشم شویم و سختت باشد...

عجیب پسری ست این اسماعیل. حلیم است واقعاً...

سخت است برایش. برای ابراهیم...

اما به هر حال مأموریتی است الهی و باید انجام شود.لحظه ی وداع است : فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ (پس وقتی هر دو تن دردادند [و همدیگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پیشانی بر خاك افكند 10).

دل را به دریا زد و پا بر دل نهاد و دلاورانه خنجر بر حنجر جوان حلیم خود کشید... نمی بُرَد. باز کشید... نمی بُرَد...

گویا برنامه چیز دیگری ست : وَنَادَیْنَاهُ أَن یَا إِبْرَاهِیمُ*قَدْ صَدَّقْتَ الرُّءْیَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ*إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَؤُا الْمُبِینُ* وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (او را ندا دادیم كه ای ابراهیم ، رؤیا[ی خود] را حقیقت بخشیدی ما نیكوكاران را چنین پاداش می دهیم، راستی كه این همان آزمایش آشكار بود، و او را در ازای قربانی بزرگی باز رهانیدیم 11).

خدا اصل داستان را گفت برای ابراهیم.که این هم آزمایشی بود برای تو و ما این قربانی را نمیپذیریم و بیا و به جایش این حیوان را سر ببر.

 خدا میگوید «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» یعنی از ذبح اسماعیل گذشتیم تا به جایش یک مذبوح عظیم را ذبح نماییم. اما منظور خدا از این ذبح عظیم چیست؟ باز هم بی انصافی ست که فکر کنیم منظور این حیوان است! حیوان در مقابل اسماعیل ، ذبح عظیم است؟!  العیاذ بالله...

پس منظور خدا چیست؟! چه میگوید قرآن؟ باز هم ماندیم چه بگوییم. بیایید باز به سراغ یکی از مفسران قرآن برویم:

از امام رضا(علیه السلام) چنین نقل شده است : هنگامى كه حق تعالى به ازاى ذبح اسماعیل قوچى را فرستاد تا به جاى او ذبح شود، حضرت ابراهیم(علیه السلام) آرزو كرد؛ كاش مى شد فرزندش را به دست خود ذبح كند و مأمور به ذبح گوسفند نمى شد تا به سبب درد و مصیبتى كه از این راه به دل و جان او وارد مى شود، مصیبت پدرى باشد كه عزیزترین فرزندش را به دست خود در راه خدا ذبح كرده تا از این طریق بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به دست آورد. در این اثنا خطاب وحى از پروردگار جلیل به ابراهیم خلیل رسید كه "محبوب ترین مخلوقات من نزد تو كیست؟"
ابراهیم(علیه السلام) عرضه داشت: "هیچ مخلوقى پیش من محبوب تر از حبیب تو محمد(صلی الله علیه و آله) نیست." پس وحى آمد كه "آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را ؟" ابراهیم(علیه السلام) گفت: "او پیش من از خودم محبوب تر است." خداوند متعال فرمود: "فرزند او را بیشتر دوست دارى یا فرزند خود را ؟" ابراهیم(علیه السلام) عرض كرد: "فرزند او را بیشتر دوست دارم."
پس حق تعالى فرمود:" آیا ذبح فرزند او به دست دشمنان از روى ستم، بیشتر دل تو را مى سوزاند یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اطاعت من ! "عرض كرد: "پروردگارا! ذبح او به دست دشمنان بیشتر دلم را مى سوزاند." در این هنگام خداوند خطاب كرد؛ "اى ابراهیم! پس به یقین جمعى كه خود را از امت محمد(صلی الله علیه و آله) مى شمارند، فرزند او حسیــــــن(علیه السلام) را از روى ظلم و ستم و با عداوت و دشمنى، ذبح خواهند كرد همان گونه كه گوسفند را ذبح مى كنند و به این سبب مستوجب خشم و عذاب من مى گردند."

ابراهیم(علیه السلام) از شنیدن این خبر جانكاه، ناله و فریاد بر آورد و قلب و جان او به درد آمد و بسیار گریه نمود و دست از گریه بر نمى داشت تا این كه وحى از جانب پروردگار جلیل رسید: " اى ابراهیم! گریه تو بر فرزندت اسماعیل اگر او را به دست خود ذبح مى كردى، فدا كردم به گریه اى كه تو بر حسیـــــن(علیه السلام) و شهادتش كردى و بدین سبب بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به تو دادم."

در پایان امام رضا(علیه السلام) فرمود: این است مفهوم قول خداوند عز وجل؛ «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» 12

آری! این است «ذبح عظیم». ذبح عظیمی که بخاطر آن خدا از ذبح اسماعیل گذشت. و قربانی ابراهیم را نپذیرفت تا نسل او بماند و به ذریه پیامبر آخرالزمان برسد و فرزندی از این پیامبر بیاید و ذبح عظیم...

« حسیــــــــــن » است آن ذبحی که خدا میخواهد. اوست که باید در راه معشوق به قربانگاه برود و خنجر را بر حنجر حس کند و این بار خنجر بِبُرد و ...

اوست که باید دست پسر خود بگیرد و به قربانگاه ببرد و به خنجر ها بسپارد... و مسئله اینجاست که خنجر های قصه ی « حسیــــن » همگی می بُرند... نمیدانم ابراهیم هم به اسماعیل گفت که «کمی برایم راه برو» یا نه ...

آری! «حسیـــــن» خود یک تنه هم ابراهیم است هم اسماعیل. هم سوز به قربانگاه بردن فرزند ( و نه فقط فرزند ) را می کشد و هم خود حنجر به خنجر می نهد.

اسماعیل باید بماند تا « حسیــــــــــن »ی بیاید و برای خدا ذبح شود...

و تو ای « حسیــــــــــن » چه جایگاهی داری پیش خدا که ذبح عظیمت خواند و از تو پذیرفت آنچه را که از ابراهیم خلیل الله نپذیرفت...

 

« حسیــــــــــن »  ، « حسیــــــــــن »  کردیم بوی محرم آمد ؛  

السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین


 

راستی ! عیدتون مبارک ...

 

 



........................................

پاورقی :

1-       آیه 124 سوره بقره

2-       آیه 37 سوره بقره

3-       آیه 64 سوره یونس (موارد مشابه : 34 انعام ، 115 انعام ، 27 کهف )

4-       آیه 24 سوره شوری (موارد مشابه : 7 انفال ، 82 یونس )

5-       تفسیر صافى ، ج 1، ص 138 / تفسیر برهان ، ج 1، ص 147 / ینابیع المودة ، ص 112

6-       آیه 100 سوره صافات

7-       آیه 101 سوره صافات

8-       آیه 102 سوره صافات

9-       آیه 102 سوره صافات

10-   آیه 103 سوره صافات

11-   آیات 104 تا 107 سوره صافات

12-   بحارالأنوار، ج،۱۲ ص۱۲۴ و ج،۴۴ ص۲۲۵

 

 





نوع مطلب : عشق، خدا، مذهب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
[تصویر: 2012doomsday.jpg]
پروژه ی شیطانی ۲۰۱۲ | استاد رائفی پور | دانشگاه اصفهان | ۶ اسفند ۹۰
فایل تصویری | کیفیت : متوسط | لینک مستقیم

بخش اول : Part1 | Part2 | Part3 | Part4 | Part5 | Part6
تصویری بخش اول با حجم مناسب: Link
صوتی بخش اول : Link
-------------------

بخش دوم : Part1 | Part2 | part3
تصویری کم حجم بخش دوم :Part a Part c
صوتی بخش دوم : Part1 | Part2 | Part3
-------------------
بخش سوم : Part1 | Part2 | Part3
تصویری بخش سوم با حجم مناسب: Link
صوتی بخش سوم : Link
منبع : qaemajardabil.mihanblog.com
منبع: softwf.ir





نوع مطلب : مذهب، سـیاسـی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

با سلام

13890222 1993771 199x300 دستهای ناپیدا (خاطرات مستر همفر) + دانلود

جایی خواندم که مقام معظم رهبری امام خامنه ای فرموده اند: خواندن کتاب خاطرات مستر همفر را به جوانان توصیه موکد میکنم. ولی سند آن را پیدا نکردم.

نسخه های pdf این کتاب در اینترنت فراوان بود ولی نسخه متنی و کامل آن را نیافتم به همین دلیل احساس وظیفه کرده و متن کامل این کتاب را برای مطالعه در سایت قرار داده و نکاتی که از نظر من مهم بود را توسط رنگ متمایز نمودم.

یک آرزو: کاش همه جوانان کشورهای اسلامی این کتاب و کتاب پروتکول های یهود را می خواندند.

واقعا کتاب مفیدی است و خواندن آن حداکثر ۲ ساعت طول خواهد کشید. ولی ارزشش را دارد چون بعد از آن دلیل این همه هجمه به دین را خواهیم فهمید. 

جالب است مثل همیشه وقتی پای دین وسط می آید بدترین گزینه ویکی پدیا است. دروغگو بزرگ. ابزار دست صهیونیست. از ویکی پدیا که فرقه ضاله بهائیت را دین بعد از اسلام معرفی کرده بعید نیست که خاطرات مستر هنفر را نیز جعلی و ساخته دست یک مسلمان سنی و در کل یک اثر انگلوفوبیک (Anglophobia) یعنی انگلیسی هراسی معرفی نماید. پس زیاد اظهار نظرهای دینی ویکی پدیا را جددی نگیرید. یعنی اصلا جددی نگیرید.

دانلود نسخه های مختلف کتاب در ادامه مطلب:




ادامه مطلب


نوع مطلب : کتابخانه، دانلود ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :





258.jpg

حضرت علی (ع) در حكمت 357 هنگام تسلیت دادن به جماعتی كه یكی از آنها فوت كرده بود، فرمودند: مردن از شما آغاز نشده و به شما نیز پایان نخواهد یافت. این دوست شما وقتی زنده بود به سفر می رفت. اكنون اینگونه فكر كنید كه به یكی از سفرها رفته، اگر او باز نگردد، شما به سوی او خواهید رفت.

حكمت (358) مسوولیت نعمت ها

ای مردم، باید خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه كیفر، ترسان بنگرد. زیرا كسی كه رفــاه و گشایش را زمینــه گرفتـــار شدن خــویش نداند، پس خود را از حوادث ترسناك ایمن می پندارد و آن كسی كه تنگدستی را آزمایش الهی نداند، پاداشی را كه امیدی به آن باشد، از دست خواهد داد.

* حكمت (359) راه خودسازی

ای اسیران آرزوها، بس كنید! زیرا صاحبان مقامات دنیا را تنها دندان حوادث روزگار به هراس افكند. ای مردم كار تربیت خود را خود بر عهده گیرید و نفس را از عادت هایی كه به آن حرص دارد، باز گردانید.

* حكمت (360) ضرورت پرهیز از بدگمانی

شایسته نیست به سخنی كه از دهان كسی خارج شد، گمان بد ببری. چرا كه برای آن برداشت نیكویی می توان داشت.

* حكمت (361) روش خواستن از خدا

هرگاه از خدای سبحان در خواستی داری، ابتدا بر پیامبر اسلام (ص) درود بفرست ‏سپس حاجت خود را بخواه. زیرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت در خواست شده، یكی را برآورد و ‏دیگری را برآورده نكند.‏

* حكمت (362) زشتی ستیزه جویی

هر كسی كه آبروی خود را خواهد باید ستیزه جویی و درگیری را رها كند.

* حكمت (363) ضرورت موقعیت شناسی

شتاب ورزیدن در كاری پیش از پدید آمدن امكان و نیز درنگ كردن پس از فرا رسیدن فرصت حماقت است.





نوع مطلب : مذهب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حضرت علی (ع) در حكمت 381 فرمودند: تا زمانی كه سخن بر زبان نیاورده ای، در بند توست و چون گفتی، تو در بند آنی. پس زبانت را نگهدار، چنانكه طلا و نقره خود را نگه می‏داری. زیرا چه بسا سخنی كه نعمتی را بر باد داده و یا نقمتی را پیش آورد.

* حكمت (382) ارزش سكوت

آنچه نمی‏دانی مگو، بلكه همه آنچه را كه می‏دانی نیز مگو. زیرا خداوند بزرگ بر اعضای بدنت چیزهایی را واجب كرده كه از آنها در روز قیامت بر تو حجت آورد.

* حكمت (383) تلاش در اطاعت و بندگی

بترس كه خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد و در طاعت خویش نیابد كه آن گاه از زیانكارانی و هر گاه نیرومند شدی، توانت را در طاعت پروردگار به كار گیر و هرگاه ناتوان گشتی، ناتوانی را در نافرمانی خدا قرار ده.

* حكمت (384) راه چگونه زیستن

تكیه كردن به دنیا در حالی كه ناپایداری آن مشاهده می‏گردد، از نادانی است و كوتاهی در اعمال نیكو با وجود یقین به پاداش آن، زیانكاری است و اعتماد به هر كس قبل از آزمودن وی، نشان درماندگی است.

* حكمت (385) دنیا شناسی

از خواری دنیا نزد خدا همان بس كه جز در دنیا، نافرمانی خدا نكنند و جز با رها كردن دنیا به پاداش الهی نتوان رسید.

* حكمت (386) ضرورت استقامت

هر كسی در طلب چیزی برخیزد، یا همه آن را به كف آرد و یا برخی از آن را.

* حكمت (387) شناخت خوبی‏ها و بدی‏ها

خیری كه در پی آن آتش باشد، خیر نخواهد بود و شری كه در پی آن بهشت است، شر نخواهد بود و هر نعمتی بی‏بهشت ناچیز است و هر بلایی بی‏جهنم، عافیت است.





نوع مطلب : مذهب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای نشونِ بی نشون محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات