تبلیغات
نشونِ بی نشون - مطالب آذر 1391
تعارض در افعال عمر بن خطاب!!
سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت 11:34 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


در منابع اهل سنت روایاتی آمده است که پارادوکس در بین افعال جناب عمر بن خطاب را برای ما تشریح می کند. پیشنهاد میکنم مطالعه این مطلب را از دست ندهید

الف: عمر بن خطاب و منع کردن اسم گذاری به نام رسول الله

عمر بن خطاب به کوفه نامه نوشت که:

کسی را نامگذاری نکنید به اسم پیامبر

جواهر العقود – المنهاجی الأسیوطی – ج ۲ – ص ۴۶۶

 وکتب عمر إلى الکوفة لا تسموا أحدا باسم نبی

شرح مسلم – النووی – ج ۱۴ – ص ۱۱۳

فتح الباری – ابن حجر – ج ۱۰ – ص ۴۷۲

عمدة القاری – العینی – ج ۱۵ – ص ۳۹

عمدة القاری – العینی – ج ۲۲ – ص ۲۰۶

تحفة الأحوذی – المبارکفوری – ج ۸ – ص ۱۰۷

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر – المناوی – ج ۳ – ص ۳۲۴

ب: عمر بن خطاب و نامگذاری افراد به اسم خویش

در منابع اهل سنت آمده است که عمر بن خطاب نام خویش را بر فرزند علی بن ابیطالب قرار داد

بلاذرى در انساب الأشراف مى‌نویسد:

وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام‌گذارى کرد.

أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۲۹۷٫

ذهبى در سیر اعلام النبلاء مى‌نویسد:

ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى وى انتخاب کرد.

سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳هـ.

به راستی چرا عمر بن خطاب از نامگذاری مردم به نام رسول الله منع می کرد ولی نام خویش را بر مردم قرار می داد؟

آیا این اخلاق نبوی است؟


مرتبط با: مذهب ,

فاش کردن اسرار زندگی زناشویی توسط عایشه
سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت 11:31 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


از عائشه همسر رسول خدا نقل شده است که گفت: هر وقت ختنه‌گاه (مرد) از ختنه‌گاه (زن) عبور کرد، غسل واجب مى‌شود، من و رسول خدا این کار را انجام دادیم و سپس غسل کردیم.

برخی از اسناد:

کتاب الأم – الإمام الشافعی – ج ۱ – شرح ص ۵۵ – ۵۶- دار المعرفة

مختصر المزنی – إسماعیل المزنی – ص ۴- دارالفکر

فتح العزیز – عبد الکریم الرافعی – ج ۲ – ص ۱۱۵- دارالفکر

المغنی – عبد الله بن قدامه – ج ۱ – ص ۲۰۵- دارالکتاب العربی

الشرح الکبیر – عبد الرحمن بن قدامه – ج ۱ – ص ۲۰۴- دار الکتاب العربی

تلخیص الحبیر – ابن حجر – ج ۲ – ص ۱۱۵- دارالفکر

نیل الأوطار – الشوکانی – ج ۱ – ص ۲۷۸- دارالجیل

اختلاف الحدیث – الإمام الشافعی – ص ۴۹۵

مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۶ – ص ۱۶۱- دار صادر

سنن ابن ماجة – محمد بن یزید القزوینی – ج ۱ – ص ۱۹۹- دارالفکر

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۱ – ص ۷۲- دارالفکر

السنن الکبرى – البیهقی – ج ۱ – ص ۱۶۴- دارالفکر

عمدة القاری – العینی – ج ۳ – ص ۲۴۸- دارالفکر

السنن الکبرى – النسائی – ج ۱ – ص ۱۰۸- دارالفکر

صحیح ابن حبان – ابن حبان – ج ۳ – ص ۴۵۹- مؤسسة الرسالة

مسند الشامیین – الطبرانی – ج ۴ – ص ۶۹- مؤسسة الرسالة

سنن الدارقطنی – الدارقطنی – ج ۱ – ص ۱۱۸- دارالکتب العلمیه

معرفة السنن والآثار – البیهقی – ج ۱ – ص ۲۶۱- دارالکتب العلمیه

التمهید – ابن عبد البر – ج ۲۳ – ص ۱۰۴- المغرب – وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامیة

إرواء الغلیل – محمد ناصر الألبانی – ج ۱ – ص ۱۲۱- المکتب الإسلامی

المستصفى – الغزالی – ص ۲۷۶- دارالکتب العلمیه

الاحکام – الآمدی – ج ۱ – ص ۱۷۷- المکتب الإسلامی

تاریخ بغداد – الخطیب البغدادی – ج ۱۲ – ص ۳۷۹- دارالکتب العلمیه

إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۳ – ص ۱۵۶- دارالکتب العلمیه

عزیزان اهل سنت یک سوال دارم؟

به راستی همسر رسول الله با نامحرمان نشسته اند و مطالبى را که مربوط به زندگی زناشویی او هست را ذکر کرده است؟

اگر ذکر نکرده است و این بهتان و دروغی به ایشان هست. چرا علمای بزرگ شما این را نقل کرده اند و حتی در برخی از کتب صحیح و مورد قبول شما نیز هست؟

منتظر پاسخ هستم


مرتبط با: مذهب ,

وقتی رسول الله سرش را بر زانوی نامحرم می گذارد
سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت 11:30 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
از انس بن مالک، صحابی و غلام رسول اکرم نقل شده است که:رسول اکرم که رسول اکرم می رفت در خانه ام حرام، دختر ملحان ام حرام، همسر عبادة‌ بن صامت بود و رسول اکرم می رفت منزل او و ام حرام غذا درست می کرد و رسول اکرم می خورد، یک روزی رسول اکرم سر خود را گذاشتند روی زانوی ام حرام و او سر رسول اکرم  را تفتیش می کرد

متن کامل ترجمه:

از انس بن مالک، صحابی و غلام رسول اکرم نقل شده است که:

 رسول اکرم که رسول اکرم می رفت در خانه ام حرام، دختر ملحان ام حرام، همسر عبادة‌ بن صامت بود و رسول اکرم می رفت منزل او و ام حرام غذا درست می کرد و رسول اکرم می خورد، یک روزی رسول اکرم سر خود را گذاشتند روی زانوی ام حرام و او سر رسول اکرم  را تفتیش می کرد و شپش های سر او را جدا می کرد.

کان رسول الله صلى الله علیه وسلم یدخل على أم حرام بنت ملحان فتطعمه وکانت أم حرام تحت عبادة بن الصامت فدخل علیها رسول الله صلى الله علیه وسلم فأطعمته وجعلت تفلی رأسه فنام رسول الله

صحیح البخاری – البخاری – ج ۳ – ص ۲۰۱- دارالفکر ((کتاب الجهاد و السیر))

صحیح البخاری – البخاری – ج ۸ – ص ۷۳- دارالفکر ((کتاب الحیل. باب التعبیر))

صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۶ – ص ۴۹- دارالفکر ((باب فضل الغزو فی البحر))

سنن أبی داود – ابن الأشعث السجستانی – ج ۱ – ص ۵۵۸ – ۵۵۹- دارالفکر

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۳ – ص ۹۹- دارالفکر

سنن النسائی – النسائی – ج ۶ – ص ۴۰- دارالفکر

البته خود اهل سنت هم زمانی که کار براشون سخت میشه خودشان هم دست به سانسور روایت می زنند:

عن أنس بن مالک رضی الله عنه انه سمعه یقول کان رسول الله صلى علیه وسلم إذا ذهب إلى قباء یدخل عل أم حرام بنت ملحان فتطعمه وکانت تحت عبادة بن الصامت فدخل یوما فأطعمته فنام رسول الله

صحیح البخاری – البخاری – ج ۷ – ص ۱۴۰- دارالفکر ((کتاب الاستئذان))

توجه فرمودید؟

یعنی اون قسمت که میگه: وجعلت تفلی رأسه فنام رسول الله

البته یه توضیحی در مورد این خانم بدم خدمتتون((ام حرام))

أمّ حرام بنت ملحان بن خالد بن زید بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدی بن النجار، زوج عبادة بن الصامت، و أخت أم سلیم، و خالة أنس ابن مالک

الاستیعاب،ج‏۴ص۱۹۳۱

خاله جناب انس بن مالک راوی روایت هستند

اولا: این کار جناب بخاری آیا عدالت علمی هست؟ که روایت رو سانسور کنند؟

ثانیا: از کی تا حالا اینقدر رسول الله با زنان محرم راحت بوده اند؟

ثالثا: مگر رسول الله اسوه حسنه مومنین نیست؟ چرا علمای اهل سنت دخترهایشان را نمی فرستند. که ما سرمان را بر زانوهای آنها قرار دهیم؟

رابعا: مگر رسول الله خودشان نفرموده اند. النظافه من الایمان؟ حالا چگونه سر خودشون شپش داره؟

خامسا: من که کلا حرفی ندارم فقط یه حرفی بزنم. شاید این فرضیه به نظر شما چطوره؟ اینکه انس بن مالک راوی روایت برای بالا بردن خاله خودش نزد دوستداران رسول الله که از این بالا مقام شدن خاله. خواهر زاده هم مقامش میره بالا. این روایت رو نقل کرده است. که حتی با سخنان خود رسول الله هم در تعارض هست.

نظر شما چیه؟


مرتبط با: مذهب ,

شان نزول ایه انما ولیكم الله و رسوله در منابع اهل تسنن
سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت 11:29 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )



«اِنِّما وَلیُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصلَّوهَ وَ یُؤتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ» مائده/55
[ولی و سرپرست و رهبر شما تنها خدا است و پیامبر او ، و آنها كه ایمان آورده‏اند و نماز را بر پا می‏دارند و در حال ركوع زكات می‏پردازند].
شأن نزول
بسیاری از مفسّران و محدثان در شأن نزول این آیه نقل كرده‏اند كه این آیه در شأن علی (ع) نازل شده است .
«سیوطی» در «الدّرالمنثور» در ذیل این آیه از «ابن عباس» نقل می‏كند كه علی (ع) در حال ركوع نماز بود كه سائلی تقاضاء كمك كرد و آن حضرت انگشترش را به او صدقه داد ، و پیامبر (ص) از او پرسید: «چه كسی این انگشتر را به تو صدقه داد؟»، که آن مرد سائل اشاره به امیرالمومنین علی (ع) كرد و گفت: «آن مرد كه در حال ركوع است». و در این هنگام آیه «اِنِّما وَلیُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ ...» نازل شد. (تفسیر الدر المنثور 2/293).
برای مطالعه و تحقیق و اطمینان بیشتر می توانید به ادرسهای زیر که برگرفته از تفسیرهای اهل تسنن است
مراجه نمایید :
تفسیر الطبری
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=91&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&Page=1&Size=1&LanguageId=1
تفسیر الغرناطی
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=88&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر الحلبی
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=79&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر مقاتل بن سلیمان
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=67&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیرالمدقق والمصنف ابو السعود
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=28&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر السیوطی
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=26&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر السمرقندی
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=2&tTafsirNo=11&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&UserProfile=0&LanguageId=1
تفسیر الطبری
http://www.altafsir.org/Tafasir.asp?tMadhNo=1&tTafsirNo=1&tSoraNo=5&tAyahNo=55&tDisplay=yes&Page=2&Size=1&LanguageId=1

مرتبط با: مذهب ,

متعه صیغه
سه شنبه 28 آذر 1391 ساعت 11:28 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

ما معتقد هستیم كه حتی اگر نام امام علی (ع) هم در قرآن می‌آمد، پیروان سقیفه حاضر نبودند كه بپذیرند؛ چنانچه دربارۀ بسیاری از احكام دیگر نپذیرفتند ؛ همانند متعه و ازدواج موقت. آیا دربارۀ متعه در قرآن آیۀ صریح نداریم كه فرمودند : (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ). (۱۱)

در صحیح البخاری ، جلد پنجم ، صفحه 158 آمده است که:

 «وقتی آیۀ متعه در زمان رسول خدا نازل شد و ما در زمان رسول خدا به آن عمل می‌كردیم و آیۀ هم بر حرمت‌ آن نازل نگردید و رسول خدا هم تا دم مرگ ما را از آن منع نكرد، مردی با رأی و میل خودش هر چه كه دلش خواست گفت . و این شخص عمر بن الخطاب بود».

و البته خود عمر اعتراف می کند که «متعتان كانتا على عهد رسول الله وأنا احرمهما واعاقب علیهما» یعنی « دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود که من آنها را حرام کردم و هرکس مخالفت کند، مجازات می کنم». (۱۲)

ابوبکر نیز با آوردن حدیثی که تنها خود شاهد صدور آن از پیامبر اکرم (ص) بود بر خلاف آیات ‏شریفه {وَ وَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ} (۱۳)  و {فَهَبْ لِی مِن لَّدُنكَ وَلِیًّا ۝ یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا} (۱۴)  ارث بردن از پیامبران را انکار و فدک را از حضرت فاطمه (س) ‏پس گرفت.

ابوبکر بر خلاف صریح آیة 41 سورة انفال: {وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى} از پرداخت خمس به حضرت فاطمه (س) و اولاد او سرباز زد و احدی به او ‏اعتراض نکرد.

عمر آیه ی {فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ} (۱۵) را منسوخ اعلام کرد و دستور داد تا بدان عمل ننمایند.

بنابراین آمدن اسم امام در قرآن نه تنها به نفع امامت نبود بلکه به مراتب خطرناکتر از عدم نام ‏بردن او بود و این احتمال خیلی قوی است که بگوئیم حتی اساس دین هم در خطر قرار می گرفت زیرا همانطوریکه ملاحظه شد عمل کردن بر خلاف ‏قرآن امری معمولی و عادی بوده و چندان حساسیتی را در بین مسلمین ایجاد نمی کرده است.

خداوند متعال از طُرُق ظاهرى و معقول جلوى كسانى كه قصد تحریف قرآن را دارند می‌گیرد بر طبق این عقیده خداوند با عدم تصریح به نام امام جلوى تحریف قرآن را گرفت چرا كه اگر مثلاً نام على بن ابیطالب(ع) به عنوان جانشین پیامبر(ص) عنوان می‌شد قطعاً مخالفین براى حذف آن تمام سعى خود را می‌كردند درحالى كه ما معتقدیم خداوند متعال با عدم ذكر نام كسى كه مخالفین زیادى داشت مانع تحریف قرآن شد.


مرتبط با: مذهب ,

عید قربان ، ذبح عظیم ، حسیـــــــــن ...
دوشنبه 27 آذر 1391 ساعت 01:18 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


جهت مشاهده تصویر در اندازه اصلی ، روی آن کلیک کنید

مقاله ی " عید قربان ، ذبح عظیم ، حسیـــــــــن ... " در ادامه ی مطلب

« حتماً بخوانید »

منعکس شده در :
سایت حرف تو
سایت آنتی 666

به همین سادگی ها به مقام «خُلّت» نرسیده و برای اینکه «خلیل الله» شود ، از آزمون های زیادی سربلند بیرون آمده...در میان بت پرستان تبر به دوش گرفته ، با پای خود به میان آتش رفته ، عمری را میان ماه و خورشید و ستاره پرستان و خود پرستان گذرانده.آزمون ها داده که به اینجا رسیده.و اما مهمترین آزمون...

 مهمترین آزمون «ابراهیم خلیل الله» را «الله» این چنین در کتابش روایت میکند :

" وَإِذِ ابْتَلَی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا..." (و چون ابراهیم را پروردگارش با كلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید [خدا به او] فرمود من تو را امام مردم قرار دادم) 1 .

آزمونی مهم که ابراهیم پس از آن به بالاترین مقام خود یعنی مقام «امامت» رسید.ابراهیمی که تاکنون «نبیّ» ،«رسول» و حتی «خلیل» خدا بوده ، حالا «امام» شده است...

اما چگونه ؟ با چه چیزی آزموده شد؟ «کلمات»

چه هستند این «کلمات» ؟چه رازی در این لفظ قرآنی وجود دارد؟ این کلمات الهی چه هستند که 14 بار در قرآن تکرار شده اند؟این کلمات چه هستند که خدا آنها را وسیله ی توبه آدم ابوالبشر قرار میدهد (فَتَلَقَّی ءَادَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِماتٍ فَتَابَ عَلَیْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ 2) و به برکت آنها آدم را می بخشد؟

چه هستند این ها که خدا بارها و بارها در کتابش تأکید میکند که «لا تَبدیلَ لِکَلِماتِ الله» (هیچ تغییری در کلمات خدا نیست 3) ؟

چه هستند این کلمات که خدا میخواهد با آنها احقاق حق کند ( وَ یُحِقُّ الحَق بِکَلِماتِه 4)؟

چه میگوید قرآن؟ نمیدانم! بگذارید مفسر قرآن از قرآن بگوید ؛

مفضل بن عمرو مى‏گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم آن “كلمات” (كه خدا ابراهیم را با آنها آزمود) چه بود؟حضرت فرمود: «همان كلمات بود كه حضرت آدم از پروردگارش دریافت و خدا (بواسطه آنها) بر او توبه نمود و آن این بود كه: «از تو به حق”محمد” و “على” فاطمه” و “حسن” و “حسین” در خواست مى‏كنم كه بر من توبه فرمایى»پرسیدم كه‏ اى پسر رسول خدا “پس معناى” فَأَتَمَّهُنَّ” چیست؟ فرمود:«یعنى آن اسامى - كه اسامى دوازده امام بود - را تا نام قائم كامل نمود.» 5

آری ابراهیم هم مانند سایر پیامبران، آشنا شد با «کلمات الله» . آشنا شد با مخلوقاتی که فلسفه آفرینش اند.اول انسان هایی که از ازل بوده اند و قرار است در آینده به روی کره خاکی بیایند .و آدم و نوح و ابراهیم و همه و همه واسطه اند برای آمدن آنها. زمینه ساز اند برای آمدن آنها. آنهایند؛ پیامبر آخرالزمان و دختر اطهرش و بَعلِها و بَنِیها.

ابراهیم میداند که این اَبَرمخلوق خدا ، این پیامبر آخرالزمان و خاندان پاکش ، از نسل او خواهند بود.از ذریه ی ابراهیم.اما اینجا مشکلی وجود دارد. ابراهیم پیر شده و هنوز اولادی ندارد. پس تکلیف نسل چه میشود ؟!

لذا از خدای خود خواست : "رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصَّالِحِینَ" (ای پروردگار من، مرا [فرزندی] از شایستگان بخش 6)

و اجابت شد : " فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِیمٍ" (پس او را به پسری بردبار مژده دادیم 7).

حال ابراهیم دارای پسر شده ، دارای نسل شده ، پسری «حلیم» ، اسمش هست «اسماعیل». پسری که قرار است نسل ابراهیم باشد و ذریه پیامبر آخرالزمان از او باشند.

اسماعیل بزرگ میشود.حالا دیگر مردی شده برای خودش. سیزده ساله است که پدرش برایش خوابی می بیند.

خدای ابراهیم باز هم برای بنده خلیل خود آزمونی طراحی کرده. این بار ابراهیم مأمور میشود به ذبح فرزند خود.باید سر از تن پسر سیزده ساله ی خود جدا کند. خیلی سخت است برایش. نه دل کندن از پسر و قربانی کردن او در راه خدا ، نه ! این ظلمی ست در حق ابراهیم خلیل الله که فکر کنیم برای ابراهیم سخت بود که بگذرد از پسرش . خدا خلیل ابراهیم است و اسماعیل پسر او ، پر واضح است که برای ابراهیم گوش کردن به حرف خدا شیرین تر از داشتن پسر است.پس سر بریدن اسماعیل به امر خدا برای او سخت نیست.

اما سختی کار کجاست؟ حساسیت آزمون کجاست؟ باز هم بحث کلمات مطرح است. بحث نسل است و ذریه. ذریه ای که قرار است از نسل اسماعیل باشد و حالا اگر اسماعیل ذبح شود !!! پس تکلیف نسل چه میشود ؟!

سخت است برایش.اما بالاخره دل به دریا میزند. او مأمور به انجام تکلیف است و تکلیف او اطاعت محض از خداست.

با اسماعیل در میان میگذارد مسئله را : ... قَالَ یَا بُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی الْمَنَامِ أَنِّی أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَی... (گفت ای پسر من ، من در خواب [چنین] می بینم كه تو را سر می برم پس ببین چه به نظرت می آید 8 ). جالب است گفتگوی این پدر و پسر. پدر میگوید پسرم میخواهم سرت را بِبُرم ، نظرت چیست؟ پسر چه جواب میدهد ؟! جالب تر جواب پسر است : قَالَ یَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ (گفت ای پدر من ، آنچه را مأموری ، بكن.ان شاء الله مرا از شكیبایان خواهی یافت 9) . خالق اسماعیل ، خوب میشناسد او را که لقب «حلیم» به او داده است.آری ! پسر گفت پدرم تو مأموری و معذور ، سر بِبُر...

روز واقعه فرا رسید و ابراهیم و اسماعیل راهی شدند.سختی کار برای ابراهیم است.اسماعیل که ذوب شده در پدر و در خدای پدر و ذره ای شک ندارد به رفتنش به قربانگاه. تا جایی که آخرین توصیه ها را این چنین به پدر میکند که دست هایم را از پشت ببند که موقع سر بریدن ، دست و پا نزنم که تو ببینی و سختت باشد ، چاقو را خوب تیز کن که راحت تر بِبُرد ، مرا به پشت بر زمین بخوابان که مبادا چشم در چشم شویم و سختت باشد...

عجیب پسری ست این اسماعیل. حلیم است واقعاً...

سخت است برایش. برای ابراهیم...

اما به هر حال مأموریتی است الهی و باید انجام شود.لحظه ی وداع است : فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِینِ (پس وقتی هر دو تن دردادند [و همدیگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پیشانی بر خاك افكند 10).

دل را به دریا زد و پا بر دل نهاد و دلاورانه خنجر بر حنجر جوان حلیم خود کشید... نمی بُرَد. باز کشید... نمی بُرَد...

گویا برنامه چیز دیگری ست : وَنَادَیْنَاهُ أَن یَا إِبْرَاهِیمُ*قَدْ صَدَّقْتَ الرُّءْیَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ*إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَؤُا الْمُبِینُ* وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ (او را ندا دادیم كه ای ابراهیم ، رؤیا[ی خود] را حقیقت بخشیدی ما نیكوكاران را چنین پاداش می دهیم، راستی كه این همان آزمایش آشكار بود، و او را در ازای قربانی بزرگی باز رهانیدیم 11).

خدا اصل داستان را گفت برای ابراهیم.که این هم آزمایشی بود برای تو و ما این قربانی را نمیپذیریم و بیا و به جایش این حیوان را سر ببر.

 خدا میگوید «وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» یعنی از ذبح اسماعیل گذشتیم تا به جایش یک مذبوح عظیم را ذبح نماییم. اما منظور خدا از این ذبح عظیم چیست؟ باز هم بی انصافی ست که فکر کنیم منظور این حیوان است! حیوان در مقابل اسماعیل ، ذبح عظیم است؟!  العیاذ بالله...

پس منظور خدا چیست؟! چه میگوید قرآن؟ باز هم ماندیم چه بگوییم. بیایید باز به سراغ یکی از مفسران قرآن برویم:

از امام رضا(علیه السلام) چنین نقل شده است : هنگامى كه حق تعالى به ازاى ذبح اسماعیل قوچى را فرستاد تا به جاى او ذبح شود، حضرت ابراهیم(علیه السلام) آرزو كرد؛ كاش مى شد فرزندش را به دست خود ذبح كند و مأمور به ذبح گوسفند نمى شد تا به سبب درد و مصیبتى كه از این راه به دل و جان او وارد مى شود، مصیبت پدرى باشد كه عزیزترین فرزندش را به دست خود در راه خدا ذبح كرده تا از این طریق بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به دست آورد. در این اثنا خطاب وحى از پروردگار جلیل به ابراهیم خلیل رسید كه "محبوب ترین مخلوقات من نزد تو كیست؟"
ابراهیم(علیه السلام) عرضه داشت: "هیچ مخلوقى پیش من محبوب تر از حبیب تو محمد(صلی الله علیه و آله) نیست." پس وحى آمد كه "آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را ؟" ابراهیم(علیه السلام) گفت: "او پیش من از خودم محبوب تر است." خداوند متعال فرمود: "فرزند او را بیشتر دوست دارى یا فرزند خود را ؟" ابراهیم(علیه السلام) عرض كرد: "فرزند او را بیشتر دوست دارم."
پس حق تعالى فرمود:" آیا ذبح فرزند او به دست دشمنان از روى ستم، بیشتر دل تو را مى سوزاند یا ذبح فرزند خودت به دست خودت در اطاعت من ! "عرض كرد: "پروردگارا! ذبح او به دست دشمنان بیشتر دلم را مى سوزاند." در این هنگام خداوند خطاب كرد؛ "اى ابراهیم! پس به یقین جمعى كه خود را از امت محمد(صلی الله علیه و آله) مى شمارند، فرزند او حسیــــــن(علیه السلام) را از روى ظلم و ستم و با عداوت و دشمنى، ذبح خواهند كرد همان گونه كه گوسفند را ذبح مى كنند و به این سبب مستوجب خشم و عذاب من مى گردند."

ابراهیم(علیه السلام) از شنیدن این خبر جانكاه، ناله و فریاد بر آورد و قلب و جان او به درد آمد و بسیار گریه نمود و دست از گریه بر نمى داشت تا این كه وحى از جانب پروردگار جلیل رسید: " اى ابراهیم! گریه تو بر فرزندت اسماعیل اگر او را به دست خود ذبح مى كردى، فدا كردم به گریه اى كه تو بر حسیـــــن(علیه السلام) و شهادتش كردى و بدین سبب بالاترین درجات اهل ثواب در مصیبت ها را به تو دادم."

در پایان امام رضا(علیه السلام) فرمود: این است مفهوم قول خداوند عز وجل؛ «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» 12

آری! این است «ذبح عظیم». ذبح عظیمی که بخاطر آن خدا از ذبح اسماعیل گذشت. و قربانی ابراهیم را نپذیرفت تا نسل او بماند و به ذریه پیامبر آخرالزمان برسد و فرزندی از این پیامبر بیاید و ذبح عظیم...

« حسیــــــــــن » است آن ذبحی که خدا میخواهد. اوست که باید در راه معشوق به قربانگاه برود و خنجر را بر حنجر حس کند و این بار خنجر بِبُرد و ...

اوست که باید دست پسر خود بگیرد و به قربانگاه ببرد و به خنجر ها بسپارد... و مسئله اینجاست که خنجر های قصه ی « حسیــــن » همگی می بُرند... نمیدانم ابراهیم هم به اسماعیل گفت که «کمی برایم راه برو» یا نه ...

آری! «حسیـــــن» خود یک تنه هم ابراهیم است هم اسماعیل. هم سوز به قربانگاه بردن فرزند ( و نه فقط فرزند ) را می کشد و هم خود حنجر به خنجر می نهد.

اسماعیل باید بماند تا « حسیــــــــــن »ی بیاید و برای خدا ذبح شود...

و تو ای « حسیــــــــــن » چه جایگاهی داری پیش خدا که ذبح عظیمت خواند و از تو پذیرفت آنچه را که از ابراهیم خلیل الله نپذیرفت...

 

« حسیــــــــــن »  ، « حسیــــــــــن »  کردیم بوی محرم آمد ؛  

السلام علی الحسین

و علی علی بن الحسین

و علی اولاد الحسین

و علی اصحاب الحسین


 

راستی ! عیدتون مبارک ...

 

 



........................................

پاورقی :

1-       آیه 124 سوره بقره

2-       آیه 37 سوره بقره

3-       آیه 64 سوره یونس (موارد مشابه : 34 انعام ، 115 انعام ، 27 کهف )

4-       آیه 24 سوره شوری (موارد مشابه : 7 انفال ، 82 یونس )

5-       تفسیر صافى ، ج 1، ص 138 / تفسیر برهان ، ج 1، ص 147 / ینابیع المودة ، ص 112

6-       آیه 100 سوره صافات

7-       آیه 101 سوره صافات

8-       آیه 102 سوره صافات

9-       آیه 102 سوره صافات

10-   آیه 103 سوره صافات

11-   آیات 104 تا 107 سوره صافات

12-   بحارالأنوار، ج،۱۲ ص۱۲۴ و ج،۴۴ ص۲۲۵

 

 


مرتبط با: عشق , خدا , مذهب ,

پروژه ی شیطانی ۲۰۱۲ | استاد رائفی پور به همراه فایل دانلود
دوشنبه 27 آذر 1391 ساعت 12:47 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
[تصویر: 2012doomsday.jpg]
پروژه ی شیطانی ۲۰۱۲ | استاد رائفی پور | دانشگاه اصفهان | ۶ اسفند ۹۰
فایل تصویری | کیفیت : متوسط | لینک مستقیم

بخش اول : Part1 | Part2 | Part3 | Part4 | Part5 | Part6
تصویری بخش اول با حجم مناسب: Link
صوتی بخش اول : Link
-------------------

بخش دوم : Part1 | Part2 | part3
تصویری کم حجم بخش دوم :Part a Part c
صوتی بخش دوم : Part1 | Part2 | Part3
-------------------
بخش سوم : Part1 | Part2 | Part3
تصویری بخش سوم با حجم مناسب: Link
صوتی بخش سوم : Link
منبع : qaemajardabil.mihanblog.com
منبع: softwf.ir


مرتبط با: مذهب , سـیاسـی ,

کتاب بخوانیم -- دستهای ناپیدا (خاطرات مستر همفر) + دانلود نسخه موبایل و پی دی اف
دوشنبه 27 آذر 1391 ساعت 12:41 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

با سلام

13890222 1993771 199x300 دستهای ناپیدا (خاطرات مستر همفر) + دانلود

جایی خواندم که مقام معظم رهبری امام خامنه ای فرموده اند: خواندن کتاب خاطرات مستر همفر را به جوانان توصیه موکد میکنم. ولی سند آن را پیدا نکردم.

نسخه های pdf این کتاب در اینترنت فراوان بود ولی نسخه متنی و کامل آن را نیافتم به همین دلیل احساس وظیفه کرده و متن کامل این کتاب را برای مطالعه در سایت قرار داده و نکاتی که از نظر من مهم بود را توسط رنگ متمایز نمودم.

یک آرزو: کاش همه جوانان کشورهای اسلامی این کتاب و کتاب پروتکول های یهود را می خواندند.

واقعا کتاب مفیدی است و خواندن آن حداکثر ۲ ساعت طول خواهد کشید. ولی ارزشش را دارد چون بعد از آن دلیل این همه هجمه به دین را خواهیم فهمید. 

جالب است مثل همیشه وقتی پای دین وسط می آید بدترین گزینه ویکی پدیا است. دروغگو بزرگ. ابزار دست صهیونیست. از ویکی پدیا که فرقه ضاله بهائیت را دین بعد از اسلام معرفی کرده بعید نیست که خاطرات مستر هنفر را نیز جعلی و ساخته دست یک مسلمان سنی و در کل یک اثر انگلوفوبیک (Anglophobia) یعنی انگلیسی هراسی معرفی نماید. پس زیاد اظهار نظرهای دینی ویکی پدیا را جددی نگیرید. یعنی اصلا جددی نگیرید.

دانلود نسخه های مختلف کتاب در ادامه مطلب:


ادامه مطلب

برگ هائی از نهج البلاغه - روش تسلیت گفتن و ...
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 11:38 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )





258.jpg

حضرت علی (ع) در حكمت 357 هنگام تسلیت دادن به جماعتی كه یكی از آنها فوت كرده بود، فرمودند: مردن از شما آغاز نشده و به شما نیز پایان نخواهد یافت. این دوست شما وقتی زنده بود به سفر می رفت. اكنون اینگونه فكر كنید كه به یكی از سفرها رفته، اگر او باز نگردد، شما به سوی او خواهید رفت.

حكمت (358) مسوولیت نعمت ها

ای مردم، باید خدا شما را به هنگام نعمت همانند هنگامه كیفر، ترسان بنگرد. زیرا كسی كه رفــاه و گشایش را زمینــه گرفتـــار شدن خــویش نداند، پس خود را از حوادث ترسناك ایمن می پندارد و آن كسی كه تنگدستی را آزمایش الهی نداند، پاداشی را كه امیدی به آن باشد، از دست خواهد داد.

* حكمت (359) راه خودسازی

ای اسیران آرزوها، بس كنید! زیرا صاحبان مقامات دنیا را تنها دندان حوادث روزگار به هراس افكند. ای مردم كار تربیت خود را خود بر عهده گیرید و نفس را از عادت هایی كه به آن حرص دارد، باز گردانید.

* حكمت (360) ضرورت پرهیز از بدگمانی

شایسته نیست به سخنی كه از دهان كسی خارج شد، گمان بد ببری. چرا كه برای آن برداشت نیكویی می توان داشت.

* حكمت (361) روش خواستن از خدا

هرگاه از خدای سبحان در خواستی داری، ابتدا بر پیامبر اسلام (ص) درود بفرست ‏سپس حاجت خود را بخواه. زیرا خدا بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت در خواست شده، یكی را برآورد و ‏دیگری را برآورده نكند.‏

* حكمت (362) زشتی ستیزه جویی

هر كسی كه آبروی خود را خواهد باید ستیزه جویی و درگیری را رها كند.

* حكمت (363) ضرورت موقعیت شناسی

شتاب ورزیدن در كاری پیش از پدید آمدن امكان و نیز درنگ كردن پس از فرا رسیدن فرصت حماقت است.


مرتبط با: مذهب ,

برگهائی از نهج البلاغه - ضرورت راز داری و كنترل زبان و...
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 11:36 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


حضرت علی (ع) در حكمت 381 فرمودند: تا زمانی كه سخن بر زبان نیاورده ای، در بند توست و چون گفتی، تو در بند آنی. پس زبانت را نگهدار، چنانكه طلا و نقره خود را نگه می‏داری. زیرا چه بسا سخنی كه نعمتی را بر باد داده و یا نقمتی را پیش آورد.

* حكمت (382) ارزش سكوت

آنچه نمی‏دانی مگو، بلكه همه آنچه را كه می‏دانی نیز مگو. زیرا خداوند بزرگ بر اعضای بدنت چیزهایی را واجب كرده كه از آنها در روز قیامت بر تو حجت آورد.

* حكمت (383) تلاش در اطاعت و بندگی

بترس كه خداوند تو را به هنگام گناهان بنگرد و در طاعت خویش نیابد كه آن گاه از زیانكارانی و هر گاه نیرومند شدی، توانت را در طاعت پروردگار به كار گیر و هرگاه ناتوان گشتی، ناتوانی را در نافرمانی خدا قرار ده.

* حكمت (384) راه چگونه زیستن

تكیه كردن به دنیا در حالی كه ناپایداری آن مشاهده می‏گردد، از نادانی است و كوتاهی در اعمال نیكو با وجود یقین به پاداش آن، زیانكاری است و اعتماد به هر كس قبل از آزمودن وی، نشان درماندگی است.

* حكمت (385) دنیا شناسی

از خواری دنیا نزد خدا همان بس كه جز در دنیا، نافرمانی خدا نكنند و جز با رها كردن دنیا به پاداش الهی نتوان رسید.

* حكمت (386) ضرورت استقامت

هر كسی در طلب چیزی برخیزد، یا همه آن را به كف آرد و یا برخی از آن را.

* حكمت (387) شناخت خوبی‏ها و بدی‏ها

خیری كه در پی آن آتش باشد، خیر نخواهد بود و شری كه در پی آن بهشت است، شر نخواهد بود و هر نعمتی بی‏بهشت ناچیز است و هر بلایی بی‏جهنم، عافیت است.


مرتبط با: مذهب ,

برگهائی از نهج البلاغه - روش ادب كردن خود و...
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 11:35 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


حضرت علی(ع) در حكمت 365 با بیان آنكه اندیشه، آینه ای صاف است و عبرت گرفتن، هشدار دهنده ای نیكخواه است، فرمودند: برای ادب كردن خود همین بس كه از هرچه از دیگری ناپسند می انگاری، خود را دور داری.

** حكمت(364)؛ روش پرسیدن

از آنچه هنوز رخ نداده مپرس كه آنچه رخ داده برای دلمشغولی تو كفایت می كند.

** حكمت(366)؛ ضرورت همراهی علم و عمل

باید كه علم با عمل همراه باشد. پس هر كسی كه می داند باید به كار بندد و علم، عمل را فرا می خواند. اگر پاسخ دهد، می ماند و گرنه از آنجا رخت بربندد.

** حكمت(367)؛ نكوهش دنیا

ای مردم! كالای این جهانی، همانند گیاهی خشك و بیماری انگیز است. پس از چراگاه آن دوری كنید كه رخت بربستن از آن خوشتر است از قرار گرفتن در آن و به اندك روزی آن خرسند شدن، بهتر است از ثروت آن.

آن كسی كه مال فراوان اندوخته، محكوم به تنگدستی است و هر كه از آن بی نیازی جسته، به آسودگی رسیده است.

كسی را كه به زیورهای دنیا فریفته شود، نابینایی در پی دارد و هر كه دوستی دنیا را شعار خود قرار دهد، دل خود را از اندوه برگرداند و این اندوه در اعماق قلبش بماند، غمی مشغولش دارد و اندوهی محزونش كند و باشد تا راه نفسش بسته شود و او را در گورستانی افكنند در حالیكه شاهرگ حیاتش بریده شده، گرفتن جانش بر خدا و به گورستان بردنش برای یاران سهل باشد.

مومن دنیا را به دیده عبرت می نگرد و به هر چه روزی اوست، خرسند است و با خشم و كینه سخن دنیا را می شنود. اگر گویند كه توانگر شد، بی درنگ می گوید تهی دست گردید و اگر به زندگی اش شادمان شوند باید به سوگ مردنش بنشینند.

** حكمت(368)؛ فلسفه ثواب و كیفر

خداوند ثواب را در فرمانبرداری و كیفر را در معصیتش قرار داده تا بندگان را از عذاب خود نگاه دارد و آنها را به بهشت روانه دارد.


مرتبط با: مذهب ,

لزوم شناخت رفیق راه و همسایه
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 11:33 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


 پیش از آنكه درباره راه بپرسی ، درباره رفیق راه بپرس ، و پیش ‍ از آنكه خانه انتخاب كنی درباره همسایه پرس و جو كن.

                    
شرح : بر اساس این فرمایش امام علیه السلام ، در زبان فارسی هم ضرب المثلی رواج یافته است كه

 می گویند:بگورفیقت كیست ، تا بگویم چگونه آدمیهستی . و شاعری ، همین معنی را به شعر درآورده است :

تو، اول بگو: با كیان زیستی ؟        پس آنگه ، بگویم كه : تو، كیستی !

سخن امام ، این هشدار را می دهد كه : انسان باید دقت كند و هنگام سفر، از رفیق راه و همسفر بد و فاسد، پرهیز و دوری جوید، و همچنین هنگام انتخاب خانه ، مراقبت كند، تا با اشخاصی نادرست و گمراه ، همسایه نشود. زیرا، همسفر فاسد و همسایه گمراه ، علاوه بر زیانها و ناراحتیهایی كه تولید می كنند، بر اثر همراهی و همنشینی و معاشرت پی در پی ، در روحیه انسان ، تاءثیر بد می گذارند. و چه فاسد، خود نیز، اندك اندك و ندانسته ، به فساد و گمراهی كشیده میشود. به همین دلیل ، ما باید مراقب باشیم و در هر كاری كه انجام میدهیم ، با كسانی همراهی و همفكری كنیم كه مطمئن باشیم درستكار و با ایمان و پاك و نیك كردارند.

این سخن ، میتواند ما را، در این جهت نیز راهنمائی كند كه : هر گاه در انتخاب راهی و انجام كاریدچار شك و تردید شدیم ، یا اگر دیدیم كه خودمان ، قادر به انتخاب راه درست نیستیم ، بهتر است پیش از آنكه با چشم بسته بهراهی برویم یا شروع به كاری كنیم ، افراد دیگر را درنظر بگیریم . یعنی ببینیم كسانی كه عقل ودرایت و ایمان و پارسایی آنها ثابت شده است ، چه كار میكنند و از كدام راه میروند، تا ما نیزهمان راه را در پیش گیرم . به این ترتیب ، علاوه بر آنكه به گمراهی و فساد دچار نمی شویم ، از وجود همراه و همنشین خوب هم بهره مند می گردیم .

 منبع :www.balaghah.net


مرتبط با: مذهب ,

دوستی و خردمندی از نظر علی(ع)
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 11:32 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

التودد نصف العقل ح /142

 دوستی و مهربانی با مردم ،نیمی از عقل است .
 شخص عاقل ، با شخص نادان ،تفاوتهای زیادی دارد. اما این تفاوتها،همیشه و همه جا معلوم و آشكار میگردد كه كدامیك عاقلو كدامیك نادان هستند.
یكی از این موارد، طرز رفتار با مردم است . شخص نادان ، ارزش دوستی ومهربانی را نمیداندو بهمین دلیل ، با مردم دوستی نمی كند و محبت كسی را در دلخود جای نمی دهد.
اما شخص عاقل ، چون به نیروی عقل خود، قدر و قیمت دوستی و محبت رادرك می كند و با دوستانش نیز، همیشه با مهر و محبت رفتار می كند.
یكی از راههائی كه ما میتوانیم تشخیص دهیم چه كسی عاقل و چه كسی نادان است ، همین است كه
ببینیم آیا شخص مورد نظر، با مردم دوستی و محبت میكند، یا با هیچكس از دل مهر و محبت و دوستی وارد نمیشود
از آنجا كه دوستی و محبت با مردم ، یكی از مهمترین نشانه های عقل و شعور است ، امام علیه السلام ، برای دوستی ارزش فراوانی قائل شده است ، تا جائی كه فرموده است : همینكه شخصی با مردم دوستی و محبت كند، نشانه آن است كه دست كم ، نیمی از عقل طبیعی یك انسان در او وجود دارد.

منبع:www.balaghah.net


مرتبط با: مذهب ,

روزه از نظر امام علی
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 11:31 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


امام علی (ع) اسوه زهد و پارسایی است و هرچه در وصف آن بزرگوار گفته شود قطره ای از دریای بیكران وجود ایشان را نمی توان بازگو نمود. در روایات بسیاری آمده است كه آن حضرت در طول سال، روزهای بسیاری را روزه می گرفتند و شبها دل به معبود سپرده و عاشقانه با او راز و نیاز می كردند.


حضرت در خطبه 110 نهج البلاغه پس از برشمردن آثار ایمان به خداوند یكتا، به برخی تكالیف مسلمانان اشاره می كند. ایشان برپا داشتن نماز را آیین امت اسلامی، پرداختن زكات را تكلیف واجب الهی، حج را نابودكننده فقر و شستشو دهنده گناهان برمی شمارند و از روزه ماه رمضان به عنوان سپری در برابر عذاب الهی یاد می كنند و می فرمایند: صوم شهر رمضان فانه جنه من العقاب؛ همانا روزه ماه رمضان سپری است در برابر عذاب الهی (خطبه 110 شرح محمد دشتی) درهای رحمت الهی در ماه مبارك رمضان گشوده است بنابراین انسان دانا در این ماه با انجام اعمالی كه موحب رضایت الهی می شود، می تواند ضمن انس گرفتن با معبود روح و جان خود را به زیور ایمان آراسته نموده و نظر لطف حضرت حق را برای خود به ارمغان آورد.

بدیهی است مراد حضرت از روزه ای كه سپری در برابر عذاب الهی است صرفاً امساك از خوردن وآشامیدن نیست، بلكــه روزه ای است كــه طراوت و شادابی روح را به همراه دارد و موجب ارتباط قلبی و همیشگی روزه دار با خدای یكتاست نكته ای كه در احادیث بعدی منقول از حضرت در ادامه می آید. در خطبه قاصعه كه یكی از خطبه های طولانی حضرت است، ایشان در كنار نكوهش ارزشهای جاهلی، به زیباترین بیان فلسفه احكام نورانی اسلام را تبیین می نمایند. پرهیز از در افتادن در دام شیطان، خودداری از كبر و غرور و خودپسندی، برپاداشتن اعمال عبادی از جمله حج، نماز و روزه توصیه های فردی و اجتماعی فراوانی را برای مخاطبان مطرح می نمایند.


ایشان می فرمایند: خداوند بندگانش را با نماز، زكات و تلاش در روزه داری حفظ كرده است تا اعضا و جوارحشان آرام و دیدگانشان خاشع و جان و روانشان فروتن و دلهایشان متواضع باشد. در ادامه همین خطبه آمده است: و روزه گرفتن و چسبیدن شكم به پشت عامل فروتنی است. (خطبه قاصعه) در یكی از حكمتهای نهج البلاغه حضرت برای هرچیزی زكاتی را بر می شمارند و زكات تن را روزه می دانند. (حكمت 136) روزه آثار جسمانی فراوانی برای روزه دار به همــراه دارد و حضرت بــه زیبایی به دو اثر وضعی روزه در روزه دار اشاره می فرمایند یكی آنكه روزه موجب فروتنی شخص می شود زیرا فرد روزه دار با سختی كشیدن جسم حالات و سكنات اشخاص نیازمند را درك می كند و با پرهیز از كبر و غرور در مقابل آنان ملاطفت و خضوع را در پیش می گیرد و نكته دیگر آنكه حضرت با بهره گیری از ارزشها و احكام نورانی اسلام استراحت دادن به اعضا و جوارح را زكاتی برای جسم می دانند.

 امری كه امروزه برای سلامت جسم به اثبات رسیده و بسیاری از پزشكان بیماران خود را به روزه درمانی سفارش می كنند. در تعبیری دیگر از حضرت در خصوص روزه آمده است: خداوند روزه را واجب كرد تا اخلاص آفریدگان آزموده گردد. (غررالحكم و دررالكلم فارسی، ج 1، ص 799، حسین شیخ الاسلامی) در این حدیث یكی از معیارها و سنجش میزان اخلاص بندگان خدا روزه معرفی شده است و هركس بتواند روزه دار واقعی باشد، او پیروز میدان است و به خدا نزدیكتر.

 


روح روزه زمانی در روزه دار تبلور می یابد كه شخص تمام اعضا و جوارح خود را روزه دار بداند و با پرهیز از گناه و معصیت و حتی اندیشه گناه كردن درجه و مرتبت خود را به خدا نزدیك نماید.
در حدیثی دیگر از حضرت امیر (ع) می خوانیم؛ روزه دل از {برای} اندیشه در {ترك} گناهان، بهتر از روزه شكم است از غذا خوردن و آشامیدن.
در این حدیث شریف نیز به دو نوع روزه اشاره شده: 1 روزه جان. 2 روزه جسم.
روزه جسم مرحله نازله روزه است و گستره آن محدود به زمان خاص می باشد. روزه جسم و شكم آسان است و هر كس با اراده اندك می تواند از عهده آن برآید.


در حدیثی دیگر، امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: روزه جان، خودداری كردن حواس پنجگانه ازسایر گناهان و خلوت و آسوده ماندن دل از تمام اسباب پلیدی است. در این حدیث نیز به روزه جان اهمیت بیشتری داده شده و آن را موجب پاكی و طهارت از همه گناهان دانسته اند. شاید تعبیر به سایر گناهان نیزاز این جهت باشدكه برخی گناهان مربوط به غیرحواس است و امكان دارد مراد جمیع گناهان باشد.

 در روایتی دیگراز امام (ع) حضرت با اشاره به روزه نفس می فرمایند: روزه نفس و امساك آن از لذتهای دنیا سودمندترین روزه ها است.
حضرت در حدیثی دیگر به روزه داری های بی حاصل اشاره می فرماید و می گوید: بسا روزه داری كه بهره ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه داری خود ندارد. با بررسی این احادیث نیكوست حال كه سر تسلیم به معبود سپرده و دستور وی را در پاسداشت ماه رمضان و انجام فریضه مهم روزه عملی می سازیم توجه به بعد روحانی روزه را جدی تر بگیریم و از روزه رمضان هم سپری در برابر عذاب الهی بسازیم و هم با ارتباط عاشقانه با حضرت باری تعالی رضایت همیشگی اورا فراهم آوریم و نه تنها از عذاب و عقوبت او دوری كنیم، بلكه خود را در ماه رمضان و در طول سال ملزم به انجام اعمالی بدانیم كه گام نهادن در جهت رضای الهی باشد.

منبع : فرهنگسرای امام علی


مرتبط با: خدا , علمی , مذهب ,

شگفتیهای آفرینش در نهج‌البلاغه
یکشنبه 26 آذر 1391 ساعت 11:27 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


نهج البلاغه واژه دوا، دارو و درمان بیش از 28 بار تكرار شده است. از نكات بسیار جالب توجه این است كه امام علی فرموده است آخرین دارو و درمان داغ كردن است و همچنین فرموده است قرآن شفا دهنده همه دردهای شما است. در جای دیگر تقوا را شفای دردها دانسته است.

حجت الاسلام حسن رضا رضایی پژوهشگر قرآنی و استاد حوزه و دانشگاه در رابطه با شگفتیهای پزشكی نهج البلاغه كه در كتاب خود به تفصیل به آن پرداخته است، گفت: در بحث اعجاز علمی قرآن یا احادیث با گزاره های علمی رو به رو هستیم و آنها را می توان به سه دسته تقسیم كرد. برخی از این گزاره های علمی اعجاز علمی، برخی دیگر شگفتیهای علمی و برخی دیگر اشارات علمی هستند.
وی افزود: هركدام از این گزاره ها دارای تعاریف خاص خود هستند. برخی این طور مطرح كرده اند كه مطلبی در نهج البلاغه مطرح شده و علوم جدید هنوز به آن دسترسی نیافته اعجاز علمی است. برخی دیگر می گویند كه اعجاز علمی این است كه در آن زمان حضرت علی (ع) مطلبی مطرح كرده كه بعد از سالیان كشف شده است.
رضایی افزود: گروه دیگری نیز اظهار می دارند كه این مسئله شگفتی های علمی است به طوری كه مطالبی گفته شود كه عقل بشری آن زمان به آن نرسیده باشد. برخی دیگر نیز اشارات علمی را این طور تعریف می كنند كه گزاره علمی كه در مجامع علمی آن زمان وجود داشته باشد، اما مولا علی بن ابی طالب به شكل صحیح تر آنها را بیان كند.



جهت مطالعه بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمائید

ادامه مطلب
مرتبط با: خدا , علمی , مذهب ,

مناظره مرحوم آیت الله العظمی حاج سید عبدالله طاهری شیرازی با علمای اهل سنت در مکه و مدینه
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:52 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


مرحوم آیت الله شیرازی از علمای برجسته شیعه و حوزه علمیه نجف بودند که در سال 1361 هجری قمری به قصد زیارت خانه خدا به مکه معظمه مشرف شدند و در ضمن ادای مناسک حج، گفتگوها و بحثهایی با اهل تسنن انجام داده که پس از مراجعت به نجف اشرف بنا به تقاضا و اصرار برخی از علمای شیعه، این گفتگوها به صورت کتابی با عنوان «الاحتجاجات العشره دلیلهای دهگانه» جمع آوری شده که من بخش هایی کوتاه از این کتاب ارزشمند را برای استفاده همه دوستان شیعه و سنی اینجا می‌نویسم:

اگر بعد از پیامبر اسلام، پیامبر دیگری بود، او چه کسی بود؟

از من پرسید : شما درباره این حدیث چه می‌گوئید که مضمون آن اینست پیامبر فرمود:«لو کان نبی غیری لکان عمر: اگر بعد از من پیامبری بود، او عمر بود»

گفتم: این حدیث را هرگز پیامبر (ص) نفرموده و نسبت دادن آن به آن حضرت دروغ محض است.

گفت: چرا و به چه علت؟

گفتم: شما درباره حدیث «منزله» چه می‌گوئید؟ آیا این حدیث بین ما و شما از مسلمات هست یا نه که رسول خدا فرمود: «یا علی انت بمنزله هارون من موسی الا انه لانبی بعدی: ای علی! نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود» (این حدیث مورد اتفاق شیعه و سنی است و در کتابهای معتبر اهل تسنن مانند صحیح مسلم ج 3 ص 236 و صحیح بخاری ج 2 ص 185 و مسند احمد بن حنبل ج 1 ص 98 و 118 و ... ذکر شده است)

گفت: آری این حدیث به عقیده ما مسلم و غیرقابل تردید است.

گفتم: این حدیث به دلالت التزام، حاکی از آنست اگر پیامبری بعد از پیامبر اسلام می‌بود، حتما علی بود. روی این اساس حدیثی که شما گفتید دروغ محض بوده زیرا قبول کردید که حدیث منزله از احادیث مسلم می‌باشد.

 

به چه دلیل متعه (صیغه) حرام است؟

آنگاه پرسید آیا شما شیعیان، متعه می‌کنید؟ آیا چنین عقدی را جایز می‌دانید؟

گفتم: آری و آنرا جایز می‌دانیم.

گفت: به چه دلیل؟

گفتم: به دلیل همان حدیث معروفی که شما از «عمر» نقل می‌کنید که او گفت:«دو متعه در زمان رسول خدا حلال بود که من آنها را حرام کردم و هرکس مخالفت کند، مجازات خواهد شد» خود این حدیث صرف نظر از ادله مسلم دلالت دارد که «متعه» در زمان رسول خدا جایز و حلال بود و فقط عمر آنرا حرام کرده است. اینک از شما می‌پرسم که عمر به چه دلیل و به چه مجوزی، آنرا حرام کرد؟ آیا بعد از وفات پیامبر، عمر به پیامبری رسید و خداوند به او چنین وحی کرد؟ آیا وحی بر او نازل می‌شد؟ چرا حرام کرد با اینکه طبق احادیث مسلم و متواتر، حرام محمد تا روز قیامت حرام است و حلال او تا روز قیامت حلال است؟ آیا این موضوع بدعت نیست؟

 

مساله سب و بدگویی خلفاء

سومین پرسش او که به بصورت اعتراض پرسید این بود که «معروف و مشهور است که شیعیان سب و بدگوئی خلفا را جایز می‌دانند. آیا این روش صحیح است؟ و به چه دلیل آنانرا سب و دشنام می‌دهند؟»

گفتم:آری بیشتر عوام شیعه آنها را سب می‌کنند. ولی علما و دانشمندان شیعه در این مساله اختلاف دارند. بعضی از آنها سب کردن و بدگوئی خلفا را جایز می‌دانند.

گفت: چرا و به چه دلیل؟

گفتم: آیا سب و دشنام حضرت علی بن ابیطالب با اینکه داماد و پسرعموی پیامبر و شوهر فاطمه زهرا و پدر حسن و حسین بود و آنهمه گفتار از رسول خدا در حق و مقام او شنیده شده، جایز است؟!

گفت: نه هرگز جایز نیست.

گفتم: پس چرا معاویه، آن حضرت را سب کرد و دستور اکید داد تا مسلمانان در تمام بلاد آن جناب را سب کنند؟ آیا اگر شما در آن عصر بودید، معاویه و کسانی را که بر علی دشنام می دادند، نمی‌کشتید و آنها را لعن نمی‌کردید؟

گفت: نه، ما آنها را نمی‌کشتیم و لعنت هم نمی‌کردیم.

گفتم: چرا؟ با اینکه گفتی بدگوئی از علی جایز نیست. لابد می‌گوئید معاویه مجتهد بوده و اجتهاد کرد و از روی اجتهاد خود گفت سب علی جایز است گرچه در اجتهاد خود خطا کرده باشد!

گفت:آری ما اعتقاد داریم که معاویه از روی اجتهاد با علی مخالفت کرد و با او دشمنی کرد!

گفتم: اولا من هم می‌گویم علما و مجتهدین شیعه از روی اجتهاد گفتند سب خلفا جایز است و عوام شیعه هم از این علما تقلید می‌کنند. پس به چه دلیل شیعیانی که خلفا را سب می‌کنند قتل آنها را واجب می‌دانید و در برابر سب کنندگان بر علی سکوت می‌کنید؟!

ثانیا معاویه سب و لعن علی (ع) را به یک سنت تبدیل کرد و این سنت او هشتاد سال ادامه داشت، با این وجود چرا از مقام معاویه در بین شما اهل تسنن چیزی کاسته نشد؟ با اینکه دشمنی معاویه با امام علی و امام حسن (ع) غیرقابل انکار است . همچنین در حدیث متواتر از رسول خدا نقل شده است:«من آذی علیا فقد آذانی: هر کس علی را بیازارد، مرا آزرده است» و قرآن هم می‌فرماید:«ان الذین یوذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره: آنانکه خدا و رسولش را بیازارند، در دنیا و آخرت لعنت خداوند بر آنها باد» (احزاب 57)

 

آیا سجده بر مهر یا سنگ، شرک است؟

روزی در مسجد النبی پس از انجام نماز صبح در روضه مقدسه نشسته بودم. یک مرد شیعی آمد و در طرف چپ من ایستاد و مشغول نماز شد. سمت راست من دو نفر که ظاهرا مصری بودند به ستون تکیه داده بودند و به مرد شیعی نگاه می‌کردند. آن مرد در بین نماز مهری را در دست داشت تا بر آن سجده کند. یکی از آن دو نفر گفت:«این عجمی را نگاه کن می‌خواهد بر سنگ سجده کند»

وقتی که مرد شیعی رکوع کرد و به طرف سجده رفت، فورا یکی از آن دو بلند شد به قصد آنکه مهر را از از دست نمازگزار بگیرد. من دستش را گرفتم و گفتم: چرا نماز مرد مسلمانی را باطل می‌کنی؟

گفت: او می‌خواهد روی سنگ سجده کند.

گفتم: چه مانعی دارد؟ من هم بر سنگ سجده می‌کنم.

گفت: چرا؟

گفتم: او پیرو مذهب جعفری هست. من هم جعفری مذهب هستم. آیا جعفر بن محمد(ع) را می‌شناسی؟

گفت:آری

گفتم:او از اهل بیت پیامبر است. او رئیس و پیشوای مذهب ماست و می‌گوید سجده بر این فرش‌ها و زیلوها جایز نیست و ما باید بر چیزهایی که از اجزا زمین هست، سجده کنیم.

مرد سنی کمی سکوت کرد و سپس گفت: دین یکی است و نماز هم یکی است.

گفتم: اگر دین یکی است و نماز یکی است، پس چرا شما اهل تسنن هنگام قیام به چهار شکل نماز می‌خوانید؟ بعضی از شما (مالکی) دستهای خود را آزاد می‌گذارید و بعضی از شما دستها را بر سینه و بعضی هم بر شکم می‌چسبانید؟ چرا با آنکه دین یکی است و نماز هم یکی است هر یک از شما پیروان مذاهب چهارگانه به شکلی نماز می‌خوانید؟ آیا ابوحنیفه یا شافعی یا مالک و یا احمد بن حنبل اینچنین نگفته‌اند؟

گفت آری آنها چنین گفته‌اند.

گفتم: جعفر بن محمد الصادق (ع) رئیس مذهب ماست. او از اهل بیت پیامبر است. امام صادق (ع) کمتر از ابوحنیفه و دیگران نیست. او به ما فرموده که باید سجده بر اجزا زمین باشد و بر فرش و پنبه سجده کردن جایز نیست. این اختلاف ما و شماست، همچنانکه شما هم در کیفیت دستها در حال نماز با یکدیگر اختلاف دارید. و این اختلافات مربوط به فروع دین است و به اصول دین مربوط نیست و هیچ ربطی به «شرک» ندارد. (پس چرا به این مسلمان بخاطر نحوه نماز خواندنش نسبت شرک دادید؟)

سخن که به اینجا رسید همه کسانی که شاهد مناظره و گفتگوی ما بودند، مرا تصدیق کردند و آن مرد هم ساکت شد.


مرتبط با: خدا , مذهب ,

معصوم چهاردهم(امام دوازدهم)حضرت امام زمان(عج)
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:42 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:هم نام پیامبر(ص)(م-ح-م-د)

نام پدر:امام حسن عسکری(ع)

نام مادر:نرجس

شهرت:مهدی موعود،صاحب الزمان،امام عصر،بقیة الله و قائم و...

محل تولد:سامرا

زمان تولد:۱۵ شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶هجری قمری

سیر حیات:

دوران کودکی پنج سال و بعد از اینکه پدرش در سال ۲۶۰ هجری قمری شهید شد به امامت رسید.

غیبت صغری از سال ۲۶۰ شروع و به سال ۳۲۹ هجری قمری یعنی حدود هفتاد سال بعد پایان یافت.

غیبت کبری از سال ۳۲۹ هجری قمری آغاز و همچنان ادامه دارد.      

مرتبط با: مذهب ,

معصوم سیزدهم(امام یازدهم)امام حسن عسکری
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:41 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:حسن

نام پدر:امام هادی(ع)

نام مادر:سلیل

شهرت:عسکری،زکّی

کنیه:ابو محمد،مشهور به ابن الرضا

محل تولد:مدینه منوره

زمان تولد:هشتم ربیع الثانی،۲۴ ربیع الاول سال ۲۳۲ هجری قمری

زمان شهادت:هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری قمری

محل شهادت:سامرا توسط معتمد خلیفه عباسی

زیارتگاه امام:سامرا در عراق

سیر حیات:

۲۲ سال قبل از امامت از سال ۲۳۲ هجری قمری تا ۲۵۴ هجری قمری ۶ سال دوران امامت از سال ۲۵۴ تا ۲۶۰ هجری قمری

تعداد همسران:یک همسر که زنی رومی به نام نرجس بوده است.

تعداد فرزندان:یک فرزند(حضرت مهدی(عج))


مرتبط با: مذهب ,

معصوم دوازدهم(امام دهم)امام علی النقی
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:41 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:علی

نام پدر:امام جواد(ع)

نام مادر:سمانه

شهرت:نقی،هادی

کنیه:ابو الحسن سوم

محل تولد:مدینه منوره

زمان تولد:۱۵ ذیحجه سال ۲۱۳ هجری قمری

زمان شهادت:سوم رجب سال  ۲۵۴ هجری قمری

محل شهادت:در شهر سامرا توسط معتز خلیفه عباسی در ۴۱ سالگی

زیارتگاه امام:شهر سامرا در عراق کنونی

سیر حیات:

هشت سال پیش از امامت و رهبری

دوازده سال دوران امامت قبل از خلافت متوکل

چهارده سال همزمان با خلافت ستمکارانه متوکل عباسی

همسران آن حضرت:یک زن

فرزندان آن حضرت:۵ فرزند،۴ پسر و یک دختر


مرتبط با: مذهب ,

معصوم یازدهم(امام نهم)حضرت امام محمد تقی
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:40 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:محمد

نام پدر:امام رضا(ع)

نام مادر:سبیکه(خیزران)

شهرت:جواد،تقی

کنیه:ابو جعفر،مختار

محل تولد:مدینه النبی

زمان تولد:دهم رجب سال ۱۹۵ هجری قمری

زمان شهادت:ذیقعده سال ۲۲۰ هجری قمری در بیست و پنج سالگی

محل شهادت:کاظمین نزدیک بغداد

زیارتگاه امام:شهر کاظمین

سیر حیات:

دوران کودکی تا هفت سالگی

دوران امامت از هفت سالگی تا بیست و پنج سالگی


مرتبط با: مذهب ,

معصوم دهم(امام هشتم)امام علی بن موسی الرضا
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:40 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:علی

نام پدر:امام موسی کاظم(ع)

نام پدر:نجمه (اورا بانویی اروپایی نوشته اند)

شهرت:رضا

کنیه:ابو الحسن

محل تولد:مدینه

زمان تولد:یازدهم ذیقعده ۱۴۸ هجری

تعداد زنان:۲ زن،ام حبیبه دختر مامون و زنی دیگر

تعداد فرزندان:یک فرزند(امام جواد)و به قولی پنج پسر و یک دختر(شش فرزند)

زمان شهادت:آخر صفر سال ۲۰۳ هجری قمری در ست ۵۵ سالگی و به وسیله مامون عباسی مسموم شد.

محل شهادت:سناباد نوقان در مشهد کنونی

زیارتگاه امام:مشهد مقدس

سیر حیات:

۳۵ سال پیش از امامت

۱۷ سال در مدینه بعد از امامت

سه سال ولیعهدی مامون در خراسان،که حساس ترین دوران حیات امام می باشد.


مرتبط با: مذهب ,

معصوم نهم(امام هفتم)امام موسی بن جعفر(ع)
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:39 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:موسی

نام پدر:امام صادق(ع)

نام مادر:حمیده(مصفا)

شهرت:کاظم،باب الحوائج

کنیه:ابو ابراهیم،ابو الحسن

محل تولد:روستایی بین مکه و مدینه

زمان تولد:صبح یکشنبه ۷ صفر سال ۱۲۸

زمان شهادت:۲۵ رجب ۱۸۳ هجری قمری

محل شهادت:زندان هارون در بغداد که به دستور هارون الرشید مسموم شد

مزار شریف آن حضرت:شهر کاظمین در نزدیکی بغداد

سیر حیات:

دوران قبل از امامت قریب به بیست سال

دوران امامت سی و پنج سال که با خلفای عباسی:منصور،مهدی،هادی و هارون الرشید هم عصر بوده و در روزگار خلافت هارون سالها در زندان بسر می برده است.

همسران آن حضرت:تعداد نامعلوم

فرزندان آن حضرت:سی و هفت نفر،۱۹ پسر و ۱۸ دختر

همسران آن حضرت:۳ نفر

فرزندان آن حضرت:۷ نفر،۶ پسر و یک دختر


مرتبط با: مذهب ,

معصوم هشتم(امام ششم)امام جعفر صادق
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:39 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:جعفر

نام پدر:امام باقر(ع)

نام مادر:ام فرَِِِوه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر

شهرت:صادق

کنیه:ابو عبد الله

محل تولد:مدینه منوره

زمان تولد:هفدهم ربیع الاول ۸۳ هجری قمری

خلفای زمان امام:یزیدبن عبدالملک تا مروان حمار آخرین خلیفه ی اموی،سفاح و منصور دوانیقی خلفای عباسی

زمان شهادت:۲۵ شوال ۱۴۸ هجری قمری

محل شهادت:مدینه منوره به دستور  منصور دوانیقی مسموم شد

مزار امام:قبرستان بقیع در مدینه

سیر حیات:

دوران قبل از امامت ۳۱ سال

دوران امامت تا آخر عمر ۳۴ سال

همسران آن حضرت:۳ نفر

فرزندان آن حضرت:۷ نفر،۶ پسر و یک دختر


مرتبط با: مذهب ,

معصوم هفتم(امام پنچم)امام محمد باقر(ع)
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:38 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:محمد بن علی

نام پدر:امام سجاد(ع)

نام مادر:فاطمه دختر امام حسن مجتبی

شهرت:باقر(شکافنده)

کنیه:ابو جعفر

محل تولد:مدینه منوره

زمان تولد:اول یا سوم رجب سال ۵۷ هجری

مزار آن امام:قبرستان بقیع در مدینه

سیر حیات:

سه سال و شش ماه همراه با جد بزرگوارش امام حسین(ع)

سی و چهار سال  و ۱۵ روز با پدرش امام سجاد(ع)

نزدیک به بیست سال امامت در حالیکه خلفای بنی امیّه و بنی عباس حکومت می نمودند.

تعداد فرزندان:۷ فرزندان


مرتبط با: مذهب ,

معصوم ششم(امام چهارم)امام سجاد(ع)
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:38 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:علی بن حسین(ع)

نام پدر:حسین (ع)

نام مادر:شهر بانو(دختر یزدگرد سوم)

کنیه:زین العابدین،سجاد

محل تولد:مدینة النبی

نحوه شهادت:به تحریک هشام بن عبد الملک مسموم شد

زیارتگاه امام:قبرستان بقیع در مدینه النبی

سیر حیات:

بیش از بیست سال همرزم پدر

سی و پنج سال دوران امامت که با ۹ نفر از خلفای اموی مقارن بود.

تعداد همسران:یک زن عقدی و تعدادی کنیز

نام فرزندان:۱۵ فرزند شامل ۱۱ پسر و ۴ دختر


مرتبط با: مذهب ,

معصوم پنجم(امام سوم)حضرت امام حسین(ع)
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:37 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام:حسین(ع)

نام پدر:امام علی (ع)

نام مادر:فاطمه زهرا(س)

شهرت:سید الشهدا

کنیه:اباعبدالله

محل تولد:مدینه النبی

زمان تولد:سوم شعبان ۴ هجری

زمان شهادت:دهم محرم سال ۶۱ هجری

محل شهادت:کربلای معلی در ۵۷ سالگی

مزار آن حضرت:در عراق کنونی شهر کربلا

سیر حیات:

درک رسول الله حدود شش سال

همراه و همرزم پدر سی سال

ده سال یاری با برادر

مدت امامت ده سال

تعداد همسران امام:۴ همسر

تعداد فرزندان امام:۶ فرزند شامل ۴ پسر و دو دختر


مرتبط با: مذهب ,

معصوم چهارم(امام دوم)حضرت امام حسن(ع)
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:36 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

 نام:حسن

نام پدر:علی بن ابیطالب(ع)

نام مادر:فاطمه زهرا(س)

شهرت:مجتبی

کنیه:ابو محمد

محل تولد:مدینه

زمان تولد:نیمه رمضان سال سوم هجری

زمان شهادت:۲۸ صفر سال ۵۰ هجری در ۴۷ سالگی

محل شهادت:مدینه

دوران حیات:

عصر پیامبر حدود هشت سال

همراهی با پدر حدود سی و هفت سال

عصر امامت حدود ده سال

همسران آن حضرت:۶۴ همسر

فرزندان آن حضرت:۱۹ فرزند شامل ۱۳ پسر و ۶ دختر


مرتبط با: مذهب ,

معصوم سوم (امام اول)حضرت علی(ع)
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:35 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

نام آن حضرت :علی (ع)

نام پدر:ابوطالب

نام مادر:فاطمه بنت اسد

شهرت:مرتضی،امیر مؤمنان

کُنیه:ابوالحسن

محل تولد:مکه در کعبه خانه خدا

زمان تولد:۱۳ رجب ۶۰۱ میلادی

مدت خلافت:۵ سال

مدت امامت:قریب به ۳۰ سال

مدت عمر:۶۳ سال

زمان شهادت:۲۱ رمضان ۴۰ هجری

محل شهادت:مسجد کوفه

زیارتگاه آن حضرت:نجف واقع در عراق کنونی

دوران حیات:

ده سال دوران طفولیت

اسلام آوردن در ده سالگی

۲۳ سال یار پیامبر

۲۵ سال دور بودن از خلافت

حدود پنج سال خلافت و رهبری

تعداد همسران:۷ زن

تعداد فرزندان:۲۸نفر،۱۱پسر و ۱۷ دختر


مرتبط با: مذهب ,

معصوم دوم حضرت فاطمه(س)
شنبه 25 آذر 1391 ساعت 11:35 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


نام :فاطمه (س)

نام پدر:محمد رسول الله(ص)

نام مادر:خدیجه کبری(س)

شهرت:زهرا،صدیقه،زهره،بتول و ...

کُنیه:ام الحسنین،ام ابیها،ام الائمه

محل تولد:مکه مکرمه

زمان تولد:جمعه 20 جمادی الثانی 5 بعثت

تاریخ ازدواج:دوم هجرت

نام همسر:علی مرتضی(ع)

نام فرزندان:حسن،حسین،زینب،محسن،ام کلثوم

زمان و محل شهادت:سیزده جمادی الاول یا سوم جمادی الثانی یازدهم هجری در 18 سالگی در شهر مدینه النبی

مزار آن حضرت:به قولی در کنار قبر پیغمبر یا قبرستان بقیع و یا بین منبر و قبر پیامبر در مسجد النبی

دوران حیات:

1- زندگی در کنار پیامبر اکرم(ص) و شوهرش علی(ع)

2- چند ماه بعد از فوت پیامبر(ص)


مرتبط با: مذهب ,



 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :