تبلیغات
نشونِ بی نشون - مطالب دی 1391
:: اشعاری با صدای فرهاد
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 12:53 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

ترانه سرا : شهیار قنبری

آهنگساز : اسفندیار منفرد زاده


تنظیم کننده : اسفندیار منفرد زاده 


خواننده : فرهاد مهرداد


آلبوم : جمعه


بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!



ترانه : کودکانه

ادامه مطلب
مرتبط با: شعـر ,

حجاب حضرت فاطمه زهرا (س)
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:52 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )



حجاب حضرت فاطمه زهرا (س)
کسی که نابینا بود از حضرت فاطمه (س) اذن ورود به منزل گرفت. ایشان احتجاب کردند. پیامبر (ص) به دختر گرامیشان فرمودند:« برای چه خود را از فرد نابینائی پوشاندی؟» ایشان عرض کردند: « اگر او مرا نبیند، من او را میبینم و بویش را استشمام میکنم.» پیامبر فرمود:« شهادت میدهم که تو پاره تن من هستی.»
مورخ خبر داده است این خبر که آن فاطمه دخت خیر البشر
ز مهمان کوری تحجب نمود بدیدش پیمبر تعجب نمود
بفرمود کی دختر نیک‏خو ز چیست احتجابت ز کوری بگو
بگفتا گر این مرد کور است لیک مَنَش نیستم کور ای نیک نیک‏
نه بیند مرا او به بینم مَنَش چرا چشمم افتد به حجم تنش‏
علاوه بر آن بوی زنها مدام بهر مرد بیگانه باشد حرام‏


هدیه دادن لباس نو در شب زفاف
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:51 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه میخواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمییابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.


آیا روایت «علی مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:50 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
علی مع الحق والحق مع علی

سؤال كننده: حسینى

 پاسخ:

یكى از روایاتى كه عصمت مطلق امیرمؤمنان علیه السلام و برترى بى‌چون و چراى آن حضرت را بر تمام اصحاب و بلكه بر تمام امت ثابت مى‌كند، روایت مشهور «علی مع الحق والحق مع علی» است.

چرا كه طبق این روایت، امیرمؤمنان علیه السلام همواره با حق است و هرگز از حق جدا نخواهد شد و حق گرداگرد آن حضرت مى‌چرخد، هر جا كه على بن أبى طالب علیه السلام باشد. و این همان عصمت مطلقى است كه شیعیان قائل هستند؛ زیرا معناى عصمت مطلق، چیزى غیر از «همراهى همیشگى با حق و صواب، و عدم اشبتاه در گفتار و كردار» نیست و زمانى كه رسول خدا صلى الله علیه وآله شهادت دهد كه امیرمؤمنان در همه حالات و همواره با حق است و هیچگاه از حق جدا نمى‌شود، عصمت مطلق آن حضرت ثابت مى‌شود؛ زیرا كردار و گفتار انسان خطا كار، همواره با حق نیست و ممكن است گاهى بر خلاف حق باشد؛ چون امكان خطا و اشتباه براى افراد غیر معصوم همواره وجود دارد.

مبغضان و منكران فضائل اهل البیت علیهم السلام وقتى با این روایت و با چنین مضمونى رو برو شده‌اند، به شدت در برابر آن موضع گیرى كرده‌اند؛ از جمله ابن تیمیه حرانى، همان كسى كه در انكار فضائل اهل البیت علیه السلام ید طولائى دارد، با چشمان بسته ادعا كرده كه این روایت نه سند صحیح دارد و نه حتى سند ضعیف !!!

ما در این مقاله به صورت مختصر أسناد این روایت را در كتاب‌هاى اهل سنت بررسى خواهیم كرد تا صداقت گفتار امثال ابن تیمیه بیش از پیش سنجیده شود.

طرح شبهه:

ادامه مطلب
مرتبط با: بصیرت ,

عمل زشت لواط در بین علما و حکام مکتب سقیفه+ اسناد تصویری
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:49 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
عمل زشت لواط،از بزرگترین گناهان کبیره هست که بسیار مورد غضب خدای متعال هست اما متاسفانه در بین علما و حکام مکتب سقیفه،این عمل بسیار زشت،وجود داشته و دارد...امیدوارم بدور از تعصب مطالعه بفرمایید.


لواط،اینقدر در نزد خداوند عمل زشت و گناه بزرگی هست که خداوند یک قوم را همگی به خاطر این عمل زشت،در همین دنیا عذاب کرد.هیچ یک از امامان مذاهب اربعه مکتب سقیفه این کار را جایز ندانسته،زیرا جایز دانستن این عمل مخالفت صریح با نص آیات قرآن است و اگر لواط را جایز می دانستند،برایشان،بد می شد.اما به جای آن،آمدند و فتواهای عجیبی صادر کردند که هر انسانی که شرف انسانیت در او باشد،زیر بار این فتواها نخواهد رفت.از طرفی علمای بزرگ اهل سنت،متاسفانه دچار این عمل زشت بودند و هستند.برای اینکه اهل سنت بیشتر از این به جوش نیایند،دعوت می کنم همین مطالب را از منابع خودشان بخوانیم.

حکم اللواطة بالرجال  : واما اللواط بالرجال فانه لیس فی التحریم کالجماع ولا یحرم شیئا.وحده کحد الزنا فی قول النخعی وابی یوسف ومحمد وابی عبد الله وفی قول ابی حنیفة لیس فیه حد وفیه التعزیر فتاوى السغدی ج1/ص269 بنابر مکتبه شامله.حکم لواط با مردان ؛ اما لواط با مردان در حرمت مانند حرمت جماع (زنا) نیست ؛ و سبب حرام شدن کسی بر کسی نمی شود ؛ و حد آن در نظر نخعی و ابو یوسف و محمد و ابو عبد الله مانند حد زنا است ؛ اما به نظر ابو حنیفه در این کار حد جاری نمی شود ولی تعزیر می شود .

تعزیر یعنی چه؟ تعزیر در نزد علمای مکتب سقیفه یعنی اینکه،اگر حاکم دوست داشت،می بخشه اگر نه،او را از 1 تا 79 ضربه شلاق می زند.بنابر روایتی که بخاری در صحیح البخاری ج6 ص2512 ش 6456 تا 6458 باب کم التعزیز والأدب آورده،کسی حق ندارد حدی از حدود الهی را از 10ضربه شلاق بیشتر بزند.

متاسفانه همین ساده انگاری در مورد حکم لواط سبب شده است که عده ای از عالم نمایان مکتب سقیفه(که متاسفانه به عنوان علمای معروفی مطرح شدند) و نیز خلفای ایشان این کار را انجام داده و یا آن را جایز بدانند !!! 

علمای مکتب سقیفه که اهل لواط بوده اند: 


ادامه مطلب
مرتبط با: بصیرت ,

چرا سنیها همیشه اصرار دارند ابوبكر اولین كسی است كه به دین اسلام در آمد در حالی كه در كتب معتبرشان آمده است كه اولین مسلمان امیر المؤمنین امام علی علیه السلام است ؟؟
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:46 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
این حقیقت را با مراجعه به احادیث نبوى ، اقوال امیرالمؤمنین علیه السلام ، صحابه وتابعین ونظرات علمای اهل سنت بدست می آوریم :

اقوال پیامبر (صلى الله علیه وآله) :

1 ـ پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید : «أوّلكم وارداً ـ وروداً ـ علیَّ الحوض أوّلكم إسلاماً، علیُّ بن أبی طالب» نخستین كسى كه در حوض بر من وارد مى شود، كسى است كه پیش از همه اسلام آورده است و او على بن ابى طالب است .
این روایت را حاكم با تأیید صحّت آن در «مستدرك»، و خطیب بغدادى در «تاریخ» خود نقل كرده اند، و در «استیعاب» و «شرح ابن ابى الحدید» نیز آمده است(1).
2 ـ رسول اكرم (صلى الله علیه وآله) خطاب به حضرت زهرا(علیها السلام) فرمود : «زوّجتكِ خیر اُمّتی، أعلمهم علماً، وأفضلهم حلماً، وأوّلهم سلماً»(2) تو را به همسرى بهترین فرد امّتم درآورده ام; زیرا داناتر و بردبارتر از همه، و در اسلام مقدّم بر همه است .
3 ـ پیامبر )صلى الله علیه وآله ) دست على (علیه السلام) را گرفته، فرمود : «إنَّ هذا أوّل من آمن بی، وهذا أوّل من یصافحنی یوم القیامة، وهذا الصدِّیق الأكبر»(3) این ـ على ـ اوّلین كسى است كه به من ایمان آورد، و در روز قیامت اوّلین كسى خواهد بود كه با من مصافحه خواهد كرد و او صدّیق اكبر است.
4 ـ ابوبكر و عمر از فاطمه(علیها السلام) خواستگارى كردند; امّا پیامبر به آنها جواب ردّ داده فرمود : هنوز فرمانى در این باره براى من صادر نشده است; امّا وقتى كه على(علیه السلام) از او خواستگارى كرد، پیامبر(صلى الله علیه وآله) بدون درنگ پذیرفت و به فاطمه(علیها السلام)فرمود : «زوّجتكِ أقدم الاُمّة إسلاماً» تو را به همسرى اولین مسلمان درآوردم.
این روایت را جمعى از اصحاب مانند اسماء بنت عمیس و اُمّ أیمن و ابن عبّاس و جابر بن عبدالله، نقل كرده اند(4).


اقوال امیر المؤمنین علیه السلام :

ادامه مطلب
مرتبط با: بصیرت ,

اسناد تصویری قصد خودکشی پیامبر - از منابع اهل سنت
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:43 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
چند وقت پیش در سایت مقاله ایی قرار دادیم با عنوان خودکشی پیامبر در صحیح بخاری بود. جالب اینجاست که این حرفها در بین سایتهای خودشان که هیچ در سایت خودمان نیز می گفتند تو کذابی این روایت در بخاری نیست. از همین رو قصد کردم عکس صفحه و مطلب مورد نظر را قرار دهم.

اصل روایت:

در صحیح بخاری آمده است که وقتی به رسول اکرم وحی نمی رسید، تصمیم به خود کشی می گرفت؛ می رفت بالای کوه و می خواست خودش را از بالای کوه پرتاب کند پائین. می گوید سه بار رسول اکرم تصمیم به خودکشی گرفت؛ وقتی جبرئیل این وضعیت را دید، دلش به حال رسول اکرم سوخت و برایش وحی فرستاد

وقتی به رسول اکرم وحی نمی رسید، تصمیم به خود کشی می گرفت؛ می رفت بالای کوه و می خواست خودش را از بالای کوه پرتاب کند پائین. می گوید سه بار رسول اکرم تصمیم به خودکشی گرفت؛ وقتی جبرئیل این وضعیت را دید، دلش به حال رسول اکرم سوخت و برایش وحی فرستاد

فتر الوحی فترة حتى حزن النبی فیما بلغنا حزنا غدا منه مرارا کی یتردى من رؤوس شواهق الجبال

صحیح البخاری – البخاری – ج ۸ – ص ۶۸- دارالفکر

عمدة القاری – العینی – ج ۲۴ – ص ۱۲۷- دار إحیاء التراث العربی

المصنف – عبد الرزاق الصنعانی – ج ۵ – ص ۳۲۳- منشورات المجلس العلمی

الدرر – ابن عبد البر – ص ۳۳

تفسیر الثعلبی – الثعلبی – ج ۱۰ – ص ۲۴۳- دار إحیاء التراث العربی

تفسیر ابن کثیر – ابن کثیر – ج ۴ – ص ۵۶۴- دار المعرفة

سیر أعلام النبلاء – الذهبی – ج ۲ – پاورقى ص ۱۱۵- مؤسسة الرسالة

البدایة والنهایة – ابن کثیر – ج ۳ – ص ۶- دار إحیاء التراث العربی

إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۳ – ص ۱۳­- دار الکتب العلمیة

عیون الأثر – ابن سید الناس – ج ۱ – ص ۱۱۵- مؤسسة عز الدین

السیرة النبویة – ابن کثیر – ج ۱ – ص ۳۸۶- دار المعرفة

سبل الهدى والرشاد – الصالحی الشامی – ج ۱ – ص مقدمة المحقق ۱۵- دار الکتب العلمیة

السیرة الحلبیة – الحلبی – ج ۱ – ص ۴۲۱- دار المعرفة

اما عکس های صفحه:

لینک عکس بزرگ:

http://shia-sonni.com/fa/wp-content/uploads/2011/10/بخاری.jpg

اما عکس مطلب:


صحیح بخاری ج۴ص۲۵۹- مکتبه السلفیه

لینک عکس بزرگ:

http://shia-sonni.com/fa/wp-content/uploads/2011/10/کتاب-التعبیر.jpg

خب عزیزان اهل سنت دیگه احتمالا ثابت شد. که راست می گوییم؟

حالا لطفا جواب بدین. چرا چنین حرفی را به رسول الله میزنید؟


مرتبط با: بصیرت ,

جناب عمر بن خطاب و نژاد پرستی
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:43 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
نژادپرستی نظریه‌ای است که برخی نژادها را برتر از دیگر نژادهای بشری می‌شمارد. این قضیه از منظر اسلام و قران مورد مذمت هست. اما در این مطلب قصد دارم موضع جناب عمر بن خطاب در مورد این مسئله را خدمت شما بیان کنم

 در کتب اهل سنت مطلبی بیان شده است که خالی از لطف نیست که در اینجا آنرا بررسی کنیم.

الف: عمر بن خطاب ناسیونالیسم

قد أبى عمر بن الخطاب أن یورث أحدا من الأعاجم الا أحدا ولد فی العرب

(همان عمر بن خطاب جلوگیری می کرد از اینکه کسی از عجم ها (فارس ها خصوصا) ارث ببرد مگر کسی که در کشورهای عربی متولد شده باشد.)

المدونة الکبرى – الإمام مالک – ج ۳ – ص ۳۶۵

کتاب الموطأ – الإمام مالک – ج ۲ – ص ۵۲۰

تحفة الأحوذی – المبارکفوری – ج ۱ – ص ۶۳

الاستذکار – ابن عبد البر – ج ۵ – ص۳۷۲

ب: نص قران

خداوند متعال در قران کریم فرموده است:

( انما المومنون اخوه) (حجرات۱۰)

در جای دیگر فرموده است:

( ان اکرکم عندالله اتقاکم) (حجرات۱۳)

(و لو جعلنا قرانا عربیا لقالوا لولا فصلت ایاته ااعجمی و عربی) (فصلت۴۴)

یک سوال؟

از کجای این آیه استنباط می شود که نژاد عرب که عجم بالاتر است؟

دوستان اهل سنت. لطف کنید از کجای این آیه استناد می نمایید. ما هم فیض ببریم.

ج: نص روایت رسول خدا

لا فضل لعربی على عجمی ولا لعجمی على عربی ولا اسود على أحمر ولا أحمر على اسود إلا بالتقوى

( فضلیت و برتری نیست برای عرب بر عجم و بالعکس و نه سیاه بر قرمز و نه قرمز بر سیاه مگر در تقوا)

مجمع الزوائد – الهیثمی – ج ۳ – ص ۲۶۶

مجمع الزوائد – الهیثمی – ج ۳ – ص ۲۷۲

فتح الباری – ابن حجر – ج ۶ – ص ۳۸۲

المعجم الکبیر – الطبرانی – ج ۱۸ – ص ۱۳

دوستان اهل سنت اجازه هست چند سوال بکنم؟

الف: این روایت در زمان خلافت جناب عمر بن خطاب بیان شده است ( این رفتار جناب عمر با مردم بوده است در زمان خلافتش) حال آیا رسول الله. اسوه حسنه مومنین. اسوه اخلاق هم با مردم چنین عمل می کردند؟ اگر غیر این عمل می کردند. چرا جناب عمر از سنت رسول الله تبعیت نکرد؟

اگر واقعا جناب عمر بن خطاب جانشین به حق رسول خدا است. چرا اینقدر کلامش با آیات قران و نص روایات رسول خدا مخالفت دارد؟

مگر جانشین رسول خدا نباید احکام و دستورات خداوند را انجام دهد؟ مگر نباید اعمالش با سنت نبوی مطابقت کند؟ به نظر شما این عمل جناب عمر بن خطاب با سنت نبوی مطابقت می کند؟

ب: مگر ادعای دوستان اهل سنت این نیست که جناب عمر بن خطاب خلیفه مسلمین است. خب مگر عجم ها مسلمان نیستند؟ چرا این سبک برخورد رو با مسلمین عجم کردند؟

دوستان اهل سنت منتظر جواب هستم


مرتبط با: بصیرت ,

یازده سوال از برادران و خواهران اهل سنت
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:39 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

۱- آیا جناب عمر بن خطاب در نبوت حضرت محمد شک کرده است یا نه؟

  چون در کتب اهل سنت از زبان جناب عمر چنین آمده است:

( والله ما شککت منذ اسلمت  الا یومئذ (روز صلح حدیبیه)

(در این متن صراحتا جناب عمر به شک در نبوت اعتراف می نمایند)

 منابع:

 *المصنف عبدالرزاق ج۵ ص ۳۳۹- منشورات المجلس العلمی

صحیح ابن حبان ج ۱۱ ص۲۲۴- موسسه الرساله

المعجم الکبیر ج ۲۰ ص ۱۴- مکتبه ابن تیمیه

الدر المنثور ج۶ ص۷۷- دارالمعرفه

تاریخ مدینه دمشق ج ۵۷ ص ۲۲۹- دارالفکر*

 سوال دوم: 

آیا منع ازدواج موقت توسط جناب عمر بن خطاب بوده است؟

 چون در کتب اهل سنت می باشد از زبان جناب عمر که چنین گفته اند: 

(متعتان کانتا فی عهد رسول الله و انا احرمها………)

( این متن بیانگر منع توسط جناب عمر است)

منابع:

المبسوط ج۴ ص۲۷- دارالمعرفه

المغنی ج۷ ص ۵۷۲- دارالکتاب العربی

الشرح الکبیر ج۷ ص۵۳۷- دارالکتاب العربی

المحلی ج ۷ ص ۱۰۷- دارالفکر

مسند احمد بن حنبل ج ۳ ص۳۲۵- دارصادر

معرفه السنن و آلاثار ج۵ ص ۳۴۵- دارالکتب العلمیه

تفسیر الرازی ج۱۰ ص ۵۰

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی ج ۱ ص۱۸۲- داراحیاء التراث العربی

اصول السرخسی ج ۲ص۶- دارالکتاب العلمیه

تفسیر قرطبی ج ۲ص۳۲۹- داراحیاء التراث العربی

تذکره الحفاظ ج ۱ ص۱۵۶- داراحیائ التراث العربی

علل الدار قطنی ج ۲ص۱۵۶- دارطیبه

کنزالعمال ج۱۶ ص۵۲۱- موسسه الرساله

صحیح البخاری مجلد۳ ص۱۵۸- دارالفکر

 

ادامه مطلب
مرتبط با: بصیرت ,

تحقیقی پیرامون علم جناب عمر بن خطاب
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:37 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
مقدمه:

در این پست قصد بررسی یک مطلب را داریم و آنهم چیزی جز (فقاهت  و علم جناب عمر بن خطاب) نمی باشد.

امیدوارم دوستان عزیز با منطق و عقلگرایی مطلب را مطالعه کنند.

مباحث مورد نظر:

ا- (تمامی مردم از عمر بن خطاب فقیه تر هستند)

این روایت به چند نوع بیان شده است که ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم:

نکته: اکثر علمای اهل سنت داستان این روایت را چنین بیان کرده اند:

( روزی جناب عمر بن خطاب به بالای منبر رفت و گفت: چرا مهریه ها چنین بالاست. و سپس برای مهریه مقدار معینی بیان کرد که از پشت پرده زنی از قریش گفت چگونه چنین میکنی در حال کنی بر خلاف آیات قران است حرفت و سپس خلیفه ثانی گفت (کل الناس افقه من عمر) و دوباره به بالای منبر رفت و از اشتباهش روی برگرداند.

الف: کل الناس افقه من عمر

المجموع – محیى الدین النووی – ج ۱۶ – ص ۳۲۷

 کل الناس أفقه من عمر ،

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

المبسوط – السرخسی – ج ۱۰ – ص ۱۵۲ – ۱۵۳

 قال عمر رضی الله عنه فی خطبته ألا لا تغالوا فی أصدقة ‹ صفحه ۱۵۳ › النساء فقالت امرأة سفعاء الخدین أنت تقوله برأیک أم سمعته من رسول الله صلى الله علیه وسلم فانا نجد فی کتاب الله تعالى بخلاف ما تقول قال الله تعالى وآتیتم إحداهن قنطارا فلا تأخذوا منه شیئا فبقی عمر رضی الله عنه باهتا وقال کل الناس أفقه من عمر حتى النساء فی البیوت

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

فقه السنة – الشیخ سید سابق – ج ۲ – ص ۱۵۸

عن عمر رضی الله عنه : أنه نهى وهو على المنبر ، أن یزاد فی الصداق على أربعمائة درهم . ثم نزل ، فاعترضته امرأة من قریش ، فقالت : أما سمعت الله یقول : " وآتیتم إحداهن قنطارا " ! . فقال : اللهم عفوا ، کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

شرح نهج البلاغة – ابن أبی الحدید – ج ۱ – ص ۱۸۲

فقال عمر : کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تخریج الأحادیث والآثار – الزیلعی – ج ۳ – ص ۱۰

قال عمر کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۶ – ص ۵۳۸

کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

کشف الخفاء – العجلونی – ج ۱ – ص ۲۶۹

 کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل – الزمخشری – ج ۳ – شرح ص ۱۴۰

ول عمر : کل الناس أفقه من عمر .

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تفسیر النسفی – النسفی – ج ۳ – ص ۲۰۶

 کل الناس أفقه من عمر رضی الله عنه

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تفسیر الرازی – الرازی – ج ۱۰ – ص ۱۳

فقال عمر : کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تفسیر ابن کثیر – ابن کثیر – ج ۱ – ص ۴۷۸

 فقال اللهم غفرا کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

الدر المنثور – جلال الدین السیوطی – ج ۲ – ص ۱۳۳

فقال اللهم غفرا کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تفسیر أبی السعود – أبی السعود – ج ۶ – ص ۲۷۶

عمر رضی الله عنه کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

فتح القدیر – الشوکانی – ج ۱ – ص ۴۴۳

 فقال : اللهم غفرا کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

تفسیر الآلوسی – الآلوسی – ج ۴ – ص ۲۴۴

 فقال : اللهم غفرا کل الناس أفقه من عمر

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


ادامه مطلب
مرتبط با: بصیرت ,

آشنایی با آیه ولایت و پاسخ به شبهات!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:36 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
در این مطلب و مطلب آینده قصد دارم به طور خلاصه و مفید پیرامون آیه ولایت و پاسخ به برخی از شبهات آن بپردازم. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

إنّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکعُونَ * وَ مَنْ یَتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا فَإنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبونَ)«سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند; همان ها که نماز را بر پا مى دارند، و در حال رکوع، زکات مى دهند * و کسانى که ولایت خدا و پیامبر او و افراد با ایمان را بپذیرند، (پیروزند; زیرا) حزب و جمعیت خدا پیروز است.

شان نزول آیه:

شنیدم از رسول خدا با این دو گوشم ـ که اگر دروغ بگویم کر شوند ـ و دیدم با این دو چشمم ـ که اگر دروغ گویم کور شوند ـ که مى فرمود: «على رهبر خوبان و قاتل کافران است. هر که او را یارى دهد، خدایش یاور است و هر که از یاریش دست بردارد، خدایش یارى ندهد. هان! من روزى با رسول خدا نماز خواندم، سائلى را در مسجد دیدم که از مردم درخواست کمک مى کرد و چیزى به او ندادند، على در آن وقت به رکوع رفته بود، با انگشت میانه اش به او اشاره کرد و سائل نزدیک آمد، پس انگشتر را از انگشت حضرت برداشت، آنگاه پیامبر رو به سوى خداوند نمود و عرض کرد: بار خدایا، برادرم موسى از تو درخواست کرد و گفت: پروردگارا! سینه ام را بگشاى و امرم را آسان گردان و گره از زبانم برگیر تا سخنم را دریابند، و جانشینى از خاندانم برایم قرار ده، هارون برادرم را; با یارى او مرا تقویت کن و او فرمودى که هان اى موسى، حاجتت برآورده شد. خدایا! من هم بنده و پیامرسان توام، پس سینه ام را بگشاى و امرم را آسان گردان و از خاندانم، جانشینى برایم تعیین کن; على را که به وسیله او نیرویم بخشى. سپس ابوذر گفت: به خدا قسم، هنوز سخن پیامبر۹ تمام نشده بود که جبرئیل امین بر او فرود آمد و این آیه را آورد: انمّا ولیّکم اللّه و رسوله…

ادامه مطلب
مرتبط با: بصیرت ,

وقتی حدیث یوم الدار به مذاق گروهی خوش نمی آید!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:35 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
داستان یوم الدار را که در ذیل آیه مبارکه ‏«و انذر عشیرتک ‏الاقربین‏»و تفسیر و شان نزول آن وارد شده است. در آن شب رسول الله علی بن ابیطالب را خلیفه خویش معرفی کردند. اما این مطلب به مذاق گروهی خوش نیامده است و…

 پیامبر اکرم فرمودند: اى فرزندان عبد المطلب، به خدا سوگند که من جوانى را در میان عرب سراغ ندارم که براى فامیل خود آورده باشد، بهتر از آنچه که من براى شما آورده‏ام. به راستى که من خیر دنیا و آخرت را برایتان آورده‏ام. و خدایم به من فرمان داده است که شما را دعوت کنم. پس کدام یک از شما مرا در این امر یارى مى‏کند تا این که برادر،وصى و خلیفه من در میان شما گردد؟ پس همه آن مردم ساکت ماندند.من عرض کردم:…من شما را در آن کار یارى مى‏کنم اى پیامبر خدا (ص) .پس دست ‏به گردن من انداخت، و گفت:این برادر،وصى و خلیفه من در میان شماست، حرف او را بشنوید و از او اطاعت کنید. پس مردم از جا بلند شدند در حالى که مى‏خندیدند و به ابو طالب مى‏گفتند:

به تو امر کرد تا از پسرت حرف شنوایى داشته باشى و فرمان او را ببرى

متن عربی:

…….فأیکم یوازرنی على هذا الامر ، على أن یکون أخی ووصیی وخلیفتی فیکم فأحجم القوم عنها جمیعا ، وقلت انا – وأنی لأحدثهم سنا وأرمصهم عینا ، وأعظمهم بطنا ، وأحمشهم ساقا انا یا رسول الله أکون وزیرک علیه ، فأعاد القول ، فأمسکوا واعدت ما قلت ، فاخذ برقبتی ، ثم قال لهم هذا أخی ووصیی و خلیفتی فیکم ، فاسمعوا له وأطیعوا . فقام القوم یضحکون ، ویقولون لأبی طالب قد امرک أن تسمع لابنک وتطیع

تفسیر البغوی – البغوی – ج ۳ – ص ۴۰۰

شواهد التنزیل – الحاکم الحسکانی – ج ۱ – ص ۴۸۶

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۳ – ص ۱۱۴

شرح نهج البلاغة – ابن أبی الحدید – ج ۱۳ – ص ۲۱۱

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۴۲ – ص ۴۹

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع) – أبی بکر أحمد بن موسى ابن مردویه الأصفهانی – ص ۲۹۰

الکامل فی التاریخ – ابن الأثیر – ج ۲ – ص ۶۳

المناقب – الموفق الخوارزمی – ص ۸

قبلا در مورد حدیث یوم الدار سخن گفته بودم. امروز قصد تکرار مطالب گذشته رو ندارم فقط میخوام یه مطلبی رو روشن کنم. توصیه میکنم مطالعه کنید

الف: طبری و حدیث یوم الدار

جامع البیان – إبن جریر الطبری – ج ۱۹ – ص ۱۴۹- دار الفکر

 یا بنی عبد المطلب ، إنی والله ما أعلم شابا فی العرب جاء قومه بأفضل مما جئتکم به ، إنی قد جئتکم بخیر الدنیا والآخرة ، وقد أمرنی الله أن أدعوکم إلیه ، فأیکم یؤازرنی على هذا الامر ، على أن یکون أخی وکذا وکذا ؟ قال : فأحجم القوم عنها جمیعا ، وقلت وإنی لأحدثهم سنا ، وأرمصهم عینا ، وأعظمهم بطنا ، وأخمشهم ساقا . أنا یا نبی الله أکون وزیرک ، فأخذ برقبتی ، ثم قال : إن هذا أخی وکذا وکذا ، فاسمعوا له وأطیعوا ، قال : فقام القوم یضحکون ، ویقولون لأبی طالب : قد أمرک أن تسمع لابنک وتطیع .

توجه فرمودید: در متن اصلی چنین بود: ((ثم قال لهم هذا أخی ووصیی و خلیفتی فیکم))

جناب طبری زحمت کشیدند و نوشتند: ((إن هذا أخی وکذا وکذا))

ب: ابن تیمیه و حدیث یوم الدار

هذا الحدیث کذب عند اهل المعرفه بالحدیث، فما من عالم یعرف الحدیث الا و هم یعلم انه کذب موضوع…. **منهاج السنه ج۷ص۳۰۲**

جناب ابن تیمیه مثل همیشه تیشه به ریشه میزنند. و چشمشان را به همه روایات اهل سنت بسته اند.

ج: ابن هشام و حدیث یوم الدار

جناب ابن هشام صاحب کتاب سیره النبویه که این کتاب را از روی کتاب جناب ابن اسحاق نوشته است. در مقدمه کتاب خویش چنین نوشته است:

تارک بعض ما ذکره ابن اسحاق (بخش هایی از کتاب و مطالبی که ابن اسحاق ذکر کرده است را رها میکنم)

او در ادامه سخن دلیل خویش برای این کار را نیز می نویسد:

(اشیاء یسوء بعض الناس ذکره) (چیزهایی که اگر نقل کنیم مردم خوششان نمی آید)

جالب اینجاست بدانید یکی از مواردی که جناب ابن هشام ترک کرده است. بحث یوم الدار هست که ابن اسحاق ذکر کرده است ولی ابن هشام ذکر نکرده است.

در انتها:

نظر شما عزیزان اهل سنت بخاطر این سانسور کردن ها چیست؟

مگر نمی گویید علی بن ابیطالب خلیفه چهارمتان هست؟ چرا برخی از علمای شما چشم دیدن فضایل خلیفه رسول الله را نداشتند؟

منتظر پاسخ هستم


مرتبط با: بصیرت ,

اعتراف علمای اهل سنت به ولادت امام مهدی(عج)
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:33 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

(احمد بن حجر) عالم دیگری از اهل سنت است او در کتاب خویش به هنگام بحث در مورد شخصیت حضرت عسکری علیه السلام می نویسد: (او جز فرزندش ابوالقاسم محمد الحجة، فرزندی به یادگار ننهاد و فرزند گرانمایه اش، به هنگامه شهادت پدر، پنج ساله بود، اما خداوند حکمت و بینشی ژرف و اعجازآمیز به او ارزانی فرمود...)


امام زمان (عج) جمکران

مرحوم (شیخ نجم الدین عسکری) در جلد اول کتاب خویش(1) نام چهل تن از علما و دانشمندان اهل سنت را آورده است که همگی آنان در کتابهای خویش با ایمان به روایات رسیده از پیامبر صلی الله علیه واله وسلم به ولادت حضرت مهدی علیه السلام اعتراف نموده اند.

همانگونه که علامه معاصر (آیت الله العظمی صافی) نیز در کتاب ارزشمند خود، نام و نشان گروه دیگری از آنان را آورده است که شمارشان از 26 نفر می گذرد و همگی به ولادت دوازدهمین امام نور، تصریح می کنند و ما در اینجا برای رعایت اختصار برخی از آن منابع اهل سنت را از این دو کتاب ترسیم می کنیم.

برای نمونه:

1- (محمد بن طلحه حلبی شافعی) در کتاب خود ضمن بحث گسترده ای می نویسد: (باب دوازدهم در مورد حضرت مهدی علیه السلام است...). و آنگاه ضمن برشمردن نامها والقاب آن حضرت می نویسد: (او در شهر تاریخی سامرا، دیده به جهان گشود...).(2)

2- (محمد بن یوسف کنجی شافعی) از دیگر علمای اهل سنت است. او در کتاب خویش می نویسد: (حضرت مهدی علیه السلام فرزند جناب حسن عسکری علیه السلام است. آن وجود گرانمایه، زنده و در اوج سلامت و طراوت از زمان غیبت خویش تا کنون در این جهان زندگی می کند...).(3)

3- (محمد بن احمد مالکی) معروف به (ابن صباغ) نیز از علمای اهل سنت است و در کتاب خویش در باب دوازدهم می نویسد: (ابوالقاسم، محمد، حجت، فرزند حضرت حسن عسکری علیه السلام است. او در شهر سامرا و در نیمه شعبان 255 هجری دیده به جهان گشود).(4)

4- از دیگر علمای آنان (سبط ابن جوزی حنفی) است. او در کتاب خویش در مورد فرزندان حضرت عسکری علیه السلام در بخشی تحت عنوان (فصل فی ذکر الحجة المهدی) می نویسد: (او نام بلند آوازه اش محمد، فرزند حسن عسکری علیه السلام است و کنیه اش ابوالقاسم می باشد. او را: خلف الحجة، صاحب الزمان، القائم المنتظر نیز خوانده اند و آن حضرت آخرین امامان است..).(5)

عبدالوهاب شعرانی:

امام مهدی علیه السلام از فرزندان امام عسکری علیه السلام است و در پانزدهم شعبان سال 255 بدنیا آمده و او زنده و باقی است تا طبق روایات رسیده از پیامبر صلی الله علیه واله با حضرت عیسی علیه السلام که به هنگامه ظهور او از آسمانها فرود می آید، دیدار کند...

5- (احمد بن حجر) عالم دیگری از اهل سنت است او در کتاب خویش به هنگام بحث در مورد شخصیت حضرت عسکری علیه السلام می نویسد: (او جز فرزندش ابوالقاسم محمد الحجة، فرزندی به یادگار ننهاد و فرزند گرانمایه اش، به هنگامه شهادت پدر، پنج ساله بود، اما خداوند حکمت و بینشی ژرف و اعجازآمیز به او ارزانی فرمود...).(6)

6- از علمای دیگر اهل سنت (شبراوی شافعی) است. او در مورد ولادت دوازدهمین امام نور در کتاب خویش می نویسد: (امام یازدهم، (حسن خالص)(7) که به لقب عسکری معروف است و او را شرافت همین بس که امام مهدی علیه السلام از فرزندان گرانمایه اوست...).(8)

آنگاه می افزاید: (امام مهدی علیه السلام فرزند حضرت عسکری علیه السلام است و در شهر تاریخی سامرا در پانزدهم شعبان 255 هجری دیده به جهان گشود).

7- (عبدالوهاب شعرانی) عالم دیگر اهل سنت در کتاب خویش تحت عنوان، (نشانه های نزدیک شدن رستاخیز)، از جمله قیام و ظهور حضرت مهدی علیه السلام را می نویسد. آنگاه می افزاید: (امام مهدی علیه السلام از فرزندان امام عسکری علیه السلام است و در پانزدهم شعبان سال 255 بدنیا آمده و او زنده و باقی است تا طبق روایات رسیده از پیامبر صلی الله علیه واله با حضرت عیسی علیه السلام که به هنگامه ظهور او از آسمانها فرود می آید، دیدار کند...).(9)

8- از علمای دیگر اهل سنت (عبدالله بن محمد مطیری شافعی) است. او در کتاب خویش پس از یادآوری نام بلندآوازه امامان معصوم علیه السلام تا حضرت عسکری می نویسد: (فرزند حضرت عسکری علیه السلام امام مهدی: دوازدهمین امامان است. نام او محمد و قائم است و به مهدی علیه السلام نیز شهرت دارد...).

9- (سراج الدین رفاعی) از دیگر دانشمندان اسلامی است. او در کتاب خویش(10) در این مورد می نگارد: (اما، یازدهمین امام، حضرت حسن عسکری علیه السلام پس از خویش، فرزندش حضرت مهدی را بر جای نهاد و او جانشین پدر و دوازدهمین امام است).(11)

ادامه مطلب

دوستداران ولایت علی(ع) بخوانند تا جواب داشته باشند
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:30 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
در فاصله مکه تا شهر جحفه نهرائی وجود دارد که به آنها غدیر میگیوند و کاروانها مسیر تردد خود را از این نهر ها پیدا میکنند

معروفترین آنها غدیر خم است.

سند راجع به نازل شدن آیه67سوره مائده از اهل سنت و تشیع در روز غدیرخم زیاد است.

اما میرویم سر اصل مطلب به عکس زیر و نکات قرمز شده توجه کنید.







انتخاب جانشین نقطه پایان رسالت!

در این آیه روى سخن، فقط به پیامبر است، و تنها وظیفه او را بیان مى‏كند،

1- با خطاب «اى پیامبر!» (یا أَیُّهَا الرَّسُولُ). شروع شده و با صراحت و( تأكید) دستور مى‏دهد، كه «آنچه را از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است (به مردم) برسان» (بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ).

2-سپس براى تأكید بیشتر به او اخطار (اخطار) مى‏كند كه: «اگر از این كار خوددارى كنى (كه هرگز خوددارى نمى‏كرد) رسالت خدا را تبلیغ نكرده‏اى»! (وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ).

3- سپس به پیامبر صلّى اللّه علیه و آله كه گویا از واقعه خاصى اضطراب و نگرانى داشته، دلدارى و تأمین (تشویق) مى‏دهد و به او مى‏گوید: از مردم در اداى این رسالت وحشتى نداشته باش» زیرا خداوند تو را از خطرات آنها نگاه خواهد داشت» (وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ).

4- و در پایان آیه به عنوان یك تهدید و مجازات(تهدید)، به آنهایى كه این رسالت مخصوص را انكار كنند و در برابر آن از روى لجاجت كفر بورزند، مى‏گوید: «خداوند كافران لجوج را هدایت نمى‏كند» (إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ).      

***

راستى چه مسأله مهمى در این آخرین ماههاى عمر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله مطرح بوده كه در آیه فوق عدم تبلیغ آن مساوى با عدم تبلیغ رسالت شمرده شده است.

در كتابهاى مختلف دانشمندان شیعه و اهل تسنن روایات زیادى دیده مى‏شود كه با صراحت مى‏گوید آیه فوق در باره تعیین جانشین براى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سرنوشت آینده اسلام و مسلمین در غدیر خم نازل شده است.




آیات وارده در شأن علی علیه السلام در منابع اهل سنت
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:29 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
امام علی (ع)

آیات فراوانى را علماى اهل سنت در شأن امام علی علیه السلام ـ تفسیر كرده اند و در تأیید آن روایاتى را از پیغمبر اكرم صلى الله علیه وآله آورده اند به طورى كه بعضى از علماى اهل تسنن مانند ابن حجر، خطیب بغدادى، سیوطى، گنجى شافعى، ابن عساكر، شیخ سلیمان قندوزى حنفى و... از ابن عباس روایت كرده اند كه گفت: "نَزَلَتْ فِى علی ثَلاثُ مِائَةِ آیة"(1)در شأن علی علیه السلام ـ سیصد آیه نازل شده است.

و گروه دیگرى از علما عامّه از یزید بن رمّان چنین روایت كرده اند گفت: «تعداد آیاتى كه در شأن علی علیه السلام ـ نازل شده در مورد هیچ كس نازل نشده است.» (2)

نمونه هایى از آیات وارده در شأن امام علی علیه السلام

ادامه مطلب

اصول و فروع دین در قرآن
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:15 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
اصول دین در قرآن

 1-توحید:

 « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » (اخلاص / 1) بگو:خداوند، یكتا و یگانه است.
ـ « اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ » (نساء / 87) خداوند كسی است كه هیچ معبودی جز او نیست.
ـ « وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً » (نساء / 36) وخدا را بپرستید، و چیزی را با او شریك مگردانید.
ـ « إِنَّ إِلهَكُمْ لَواحِدٌ » (صافات / 4) قطعا‏ٌ معبود شما یگانه است.

2. نبوت:

 « وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً وَ إِبْراهِیمَ وَ جَعَلْنا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ » (حدید / 26)

ما نوح وابراهیم را فرستادیم، و در دودمان آن دو نبوت و كتاب قرار دادیم.
ـ « وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ» (یونس / 47)

و برای هرامتی، رسولی است، هنگامی كه رسولشان به سوی آنان بیاید به عدالت در میان
آنها داوری می‌شود، و ستم به آنها نخواهد شد.
- «
ثُمَّ قَفَّیْنا عَلی آثارِهِمْ بِرُسُلِنا » (حدید / 27) سپس در پی آنان رسولان دیگر خود را فرستادیم.

3. معاد:

 « وَ لَهُ الْمُلْكُ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ » (انعام / 73) و در آن روز كه در«صور» دمیده می‌شود، حكومت مخصوص اوست.
- «
قُلِ اللَّهُ یُحْیِیكُمْ ثُمَّ یُمِیتُكُمْ ثُمَّ یَجْمَعُكُمْ إِلییَوْمِ الْقِیامَةِ لا رَیْبَ فِیهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لایَعْلَمُونَ» (جاثیه / 26)

بگو:خداوند شما را زنده می‌كند، سپس می‌میراند،بار دیگر در روز قیامت كه در آن تردیدی نیست گردآوری می‌كند، ولی بیشترمردم نمی‌دانند.
- «
إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ » (ال عمران / 185) شما پاداش خود را به طور كامل در روز قیامت خواهید گرفت.


4.
عدل: « وَ ما كُنَّا ظالِمِینَ » (شعراء / 209) و ما هرگز ستمكارنبودیم.
ـ « وَ لا یُظْلَمُونَ نَقِیراً » (نساء / 124) و كمترین ستمی به آنها نخواهد شد.
ـ « وَ ما كُنَّا مُهْلِكِی الْقُری إِلاَّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ » (قصص

/ 59) و ما هرگز آبادیها و شهرها را هلاك نكردیم مگر آنكه اهلش ظالم بودند.
ـ « فَما كانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ » (روم / 9)

خداوند هرگز به آنان ستم نكرد، آنها به خودشانستم می‌كردند.


5.
امامت:

 « الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ كَفَرُوا مِنْ دِینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِیناً »(مائده / 3)

امروز كافران از (زوال) آئین شما، مأیوس شدند، بنابراین ، ازآنها نترسید و از(مخالفت)من بترسید، امروز، دین شما را كامل كردم، و نعمت
خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین(جاودان)شما پذیرفتم.
ـ « أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِمِنْكُمْ » (نساء / 59)

اطاعت كنید خدا را و اطاعت كنید پیامبر خدا واولوالامر(اوصیای پیامبر)را

 فروع دین در قرآن

 1.نماز:

 « وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ ارْكَعُوا مَعَالرَّاكِعِینَ » (بقره / 43)

و نماز را بپا دارید، و زكات را بپردازید، وهمراه ركوع كنندگان ركوع كنید(و نماز را با جماعت بگذارید).
ـ « فَأَقِیمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ كانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ كِتاباً مَوْقُوتاً » (نساء / 103)

پس نماز را (به طور معمول) انجام دهید،زیرا نماز، وظیفه ثابت و معینی برای مؤمنان است.
ـ « إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ » (عنكبوت45)

همانا ، نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز می‌دارد.

2. روزه:

 « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیامُ
كَما كُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ » (بقره / 183) ای افرادی كه
ایمان آوره‌اید روزه بر شما نوشته شده، همان گونه كه بر كسانی كه قبل از
شما بودند، نوشته شد.

3. خمس:

« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساكِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ » (انفال / 41)

بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی‌القبی و یتیمان و مسكینان وواماندگان در راه است.

4. زكات:

 « وَ ما آتَیْتُمْ مِنْ زَكاةٍ تُرِیدُونَ وَجْهَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ » (روم / 39)

و آنچه را به عنوان زكاتمی‌پردازیدو تنها رضای خدا را می‌طلبید (مایه بركت است، و) كسانی كه چنین می‌كنند دارای پاداش مضاعفند.

5. جهاد:

« كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ » (بقره /216) 

جهاد در راه خدا، بر شما مقرر شد، در حالی كه برایتان ناخوشایند است.

ـ « وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَكُونَ فِتْنَةٌ » (بقره / 193) و با آنها پیكار كنید تا فتنه باقی نماند.

6. حج:

 « وَ لِلَّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً » (ال عمران / 97)

و برای خدا، حج آن خانه بر كسانی كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است.
ـ « إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما »
(
بقره / 158) صفا و مروه از شعایر (و نشانه‌های) خداست، پس كسانی كه حج خانه را به جای می‌آورند یا عمره می‌گزاند، اگر بر آن دو كوه طواف كنند
مرتكب گناهی نشده‌اند.

7-8.

امربه معروف و نهی از منكر:

« كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْلِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »
(
ال عمران / 110) شما بهترین امتی هستید كه برای مردم پدیدار شده‌اید.به
كار پسندیده فرمان می‌دهید، و از كار ناپسند باز می‌دارید.
ـ « وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ » (لقمان / 17) امر به معروف و نهی از منكر كن.

9-10.

تولی و تبری:
« لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِینَ
أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ » (ال عمران / 28)
افراد باایمان
نباید به جای مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند.
ـ « أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِیُّ »
(
شوری / 9) آیا به جای او دوستانی برای خود گرفته‌اند؟خداست كه دوست راستین است.
ـ « لا تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْ‏آخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ » (مجادله / 22)
هیچ قومی را كه ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی كه با دشمنان خدا و رسولش دوستی كنند.
ـ « یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِیاءَ » (ممتحنه / 1)
ای كسانی كه ایمان آورده‌اید دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید.
ـ « لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ » (ممتحنه / 13)
با قومی كه خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستی نكنید

مرتبط با: مذهب , خدا ,

وقتی رسول الله سرش را بر زانوی نامحرم می گذارد
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:14 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
از انس بن مالک، صحابی و غلام رسول اکرم نقل شده است که:رسول اکرم که رسول اکرم می رفت در خانه ام حرام، دختر ملحان ام حرام، همسر عبادة‌ بن صامت بود و رسول اکرم می رفت منزل او و ام حرام غذا درست می کرد و رسول اکرم می خورد، یک روزی رسول اکرم سر خود را گذاشتند روی زانوی ام حرام و او سر رسول اکرم  را تفتیش می کرد

متن کامل ترجمه:

از انس بن مالک، صحابی و غلام رسول اکرم نقل شده است که:

 رسول اکرم که رسول اکرم می رفت در خانه ام حرام، دختر ملحان ام حرام، همسر عبادة‌ بن صامت بود و رسول اکرم می رفت منزل او و ام حرام غذا درست می کرد و رسول اکرم می خورد، یک روزی رسول اکرم سر خود را گذاشتند روی زانوی ام حرام و او سر رسول اکرم  را تفتیش می کرد و شپش های سر او را جدا می کرد.

کان رسول الله صلى الله علیه وسلم یدخل على أم حرام بنت ملحان فتطعمه وکانت أم حرام تحت عبادة بن الصامت فدخل علیها رسول الله صلى الله علیه وسلم فأطعمته وجعلت تفلی رأسه فنام رسول الله

صحیح البخاری – البخاری – ج ۳ – ص ۲۰۱- دارالفکر ((کتاب الجهاد و السیر))

صحیح البخاری – البخاری – ج ۸ – ص ۷۳- دارالفکر ((کتاب الحیل. باب التعبیر))

صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۶ – ص ۴۹- دارالفکر ((باب فضل الغزو فی البحر))

سنن أبی داود – ابن الأشعث السجستانی – ج ۱ – ص ۵۵۸ – ۵۵۹- دارالفکر

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۳ – ص ۹۹- دارالفکر

سنن النسائی – النسائی – ج ۶ – ص ۴۰- دارالفکر

البته خود اهل سنت هم زمانی که کار براشون سخت میشه خودشان هم دست به سانسور روایت می زنند:

عن أنس بن مالک رضی الله عنه انه سمعه یقول کان رسول الله صلى علیه وسلم إذا ذهب إلى قباء یدخل عل أم حرام بنت ملحان فتطعمه وکانت تحت عبادة بن الصامت فدخل یوما فأطعمته فنام رسول الله

صحیح البخاری – البخاری – ج ۷ – ص ۱۴۰- دارالفکر ((کتاب الاستئذان))

توجه فرمودید؟

یعنی اون قسمت که میگه: وجعلت تفلی رأسه فنام رسول الله

البته یه توضیحی در مورد این خانم بدم خدمتتون((ام حرام))

أمّ حرام بنت ملحان بن خالد بن زید بن حرام بن جندب بن عامر بن غنم بن عدی بن النجار، زوج عبادة بن الصامت، و أخت أم سلیم، و خالة أنس ابن مالک

الاستیعاب،ج‏۴ص۱۹۳۱

خاله جناب انس بن مالک راوی روایت هستند

اولا: این کار جناب بخاری آیا عدالت علمی هست؟ که روایت رو سانسور کنند؟

ثانیا: از کی تا حالا اینقدر رسول الله با زنان محرم راحت بوده اند؟

ثالثا: مگر رسول الله اسوه حسنه مومنین نیست؟ چرا علمای اهل سنت دخترهایشان را نمی فرستند. که ما سرمان را بر زانوهای آنها قرار دهیم؟

رابعا: مگر رسول الله خودشان نفرموده اند. النظافه من الایمان؟ حالا چگونه سر خودشون شپش داره؟

خامسا: من که کلا حرفی ندارم فقط یه حرفی بزنم. شاید این فرضیه به نظر شما چطوره؟ اینکه انس بن مالک راوی روایت برای بالا بردن خاله خودش نزد دوستداران رسول الله که از این بالا مقام شدن خاله. خواهر زاده هم مقامش میره بالا. این روایت رو نقل کرده است. که حتی با سخنان خود رسول الله هم در تعارض هست.

نظر شما چیه؟


مرتبط با: بصیرت ,

فاش کردن اسرار زندگی زناشویی توسط عایشه
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:14 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
از عائشه همسر رسول خدا نقل شده است که گفت: هر وقت ختنه‌گاه (مرد) از ختنه‌گاه (زن) عبور کرد، غسل واجب مى‌شود، من و رسول خدا این کار را انجام دادیم و سپس غسل کردیم.

برخی از اسناد:

کتاب الأم – الإمام الشافعی – ج ۱ – شرح ص ۵۵ – ۵۶- دار المعرفة

مختصر المزنی – إسماعیل المزنی – ص ۴- دارالفکر

فتح العزیز – عبد الکریم الرافعی – ج ۲ – ص ۱۱۵- دارالفکر

المغنی – عبد الله بن قدامه – ج ۱ – ص ۲۰۵- دارالکتاب العربی

الشرح الکبیر – عبد الرحمن بن قدامه – ج ۱ – ص ۲۰۴- دار الکتاب العربی

تلخیص الحبیر – ابن حجر – ج ۲ – ص ۱۱۵- دارالفکر

نیل الأوطار – الشوکانی – ج ۱ – ص ۲۷۸- دارالجیل

اختلاف الحدیث – الإمام الشافعی – ص ۴۹۵

مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۶ – ص ۱۶۱- دار صادر

سنن ابن ماجة – محمد بن یزید القزوینی – ج ۱ – ص ۱۹۹- دارالفکر

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۱ – ص ۷۲- دارالفکر

السنن الکبرى – البیهقی – ج ۱ – ص ۱۶۴- دارالفکر

عمدة القاری – العینی – ج ۳ – ص ۲۴۸- دارالفکر

السنن الکبرى – النسائی – ج ۱ – ص ۱۰۸- دارالفکر

صحیح ابن حبان – ابن حبان – ج ۳ – ص ۴۵۹- مؤسسة الرسالة

مسند الشامیین – الطبرانی – ج ۴ – ص ۶۹- مؤسسة الرسالة

سنن الدارقطنی – الدارقطنی – ج ۱ – ص ۱۱۸- دارالکتب العلمیه

معرفة السنن والآثار – البیهقی – ج ۱ – ص ۲۶۱- دارالکتب العلمیه

التمهید – ابن عبد البر – ج ۲۳ – ص ۱۰۴- المغرب – وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامیة

إرواء الغلیل – محمد ناصر الألبانی – ج ۱ – ص ۱۲۱- المکتب الإسلامی

المستصفى – الغزالی – ص ۲۷۶- دارالکتب العلمیه

الاحکام – الآمدی – ج ۱ – ص ۱۷۷- المکتب الإسلامی

تاریخ بغداد – الخطیب البغدادی – ج ۱۲ – ص ۳۷۹- دارالکتب العلمیه

إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۳ – ص ۱۵۶- دارالکتب العلمیه

عزیزان اهل سنت یک سوال دارم؟

به راستی همسر رسول الله با نامحرمان نشسته اند و مطالبى را که مربوط به زندگی زناشویی او هست را ذکر کرده است؟

اگر ذکر نکرده است و این بهتان و دروغی به ایشان هست. چرا علمای بزرگ شما این را نقل کرده اند و حتی در برخی از کتب صحیح و مورد قبول شما نیز هست؟

منتظر پاسخ هستم


مرتبط با: بصیرت ,

تعارض در افعال عمر بن خطاب!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:13 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
در منابع اهل سنت روایاتی آمده است که پارادوکس در بین افعال جناب عمر بن خطاب را برای ما تشریح می کند. پیشنهاد میکنم مطالعه این مطلب را از دست ندهید

الف: عمر بن خطاب و منع کردن اسم گذاری به نام رسول الله

عمر بن خطاب به کوفه نامه نوشت که:

کسی را نامگذاری نکنید به اسم پیامبر

جواهر العقود – المنهاجی الأسیوطی – ج ۲ – ص ۴۶۶

 وکتب عمر إلى الکوفة لا تسموا أحدا باسم نبی

شرح مسلم – النووی – ج ۱۴ – ص ۱۱۳

فتح الباری – ابن حجر – ج ۱۰ – ص ۴۷۲

عمدة القاری – العینی – ج ۱۵ – ص ۳۹

عمدة القاری – العینی – ج ۲۲ – ص ۲۰۶

تحفة الأحوذی – المبارکفوری – ج ۸ – ص ۱۰۷

فیض القدیر شرح الجامع الصغیر – المناوی – ج ۳ – ص ۳۲۴

ب: عمر بن خطاب و نامگذاری افراد به اسم خویش

در منابع اهل سنت آمده است که عمر بن خطاب نام خویش را بر فرزند علی بن ابیطالب قرار داد

بلاذرى در انساب الأشراف مى‌نویسد:

وکان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن علیّ بإسمه.

عمر بن خطاب، فرزند علی را از نام خویش، «عمر» نام‌گذارى کرد.

أنساب الأشراف، ج ۱، ص ۲۹۷٫

ذهبى در سیر اعلام النبلاء مى‌نویسد:

ومولده فی أیام عمر. فعمر سماه باسمه.

در زمان عمر متولد شد و عمر، نام خودش را براى وى انتخاب کرد.

سیر أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة – بیروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳هـ.

به راستی چرا عمر بن خطاب از نامگذاری مردم به نام رسول الله منع می کرد ولی نام خویش را بر مردم قرار می داد؟

آیا این اخلاق نبوی است؟


مرتبط با: بصیرت ,

وقتی ام المومنین مرتد می شود!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:12 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
یکی از مباحث اختلافی بین شیعه و سنی مقام برخی از همسران رسول الله می باشد. اهل سنت می گویند همه همسران رسول الله وارد در بهشت می شوند اما شیعه می گوید نمی شود شخصی تنها بخاطر اینکه همسر رسول الله هست بهشتی شود

الف: قتیله بنت اشعث

قتیله بنت اشعث از همسران رسول الله بوده او بعد از اینکه از وفات رسول الله خبر دار می شود. به همراه قبیله اش مرتد می شود او چندی بعد با عکرمه بن ابی جهل ازدواج می کند.

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۳ – ص ۷۰۸- مؤسسة الرسالة

عن داود بن أبی هند أن النبی صلى الله علیه وسلم توفی وقد ملک امرأة من کندة یقال لها قتیلة فارتدت مع قومها فتزوجها بعد ذلک عکرمة بن أبی جهل

الطبقات الکبرى – محمد بن سعد – ج ۸ – ص ۱۴۷- دار صادر

تفسیر القرطبی – القرطبی – ج ۱۴ – ص ۱۶۷ – ۱۶۸- دار إحیاء التراث العربی

البدایة والنهایة – ابن کثیر – ج ۵ – ص ۳۱۹- دار الفکر

إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۶ – ص ۱۰۰- دار الکتب العلمیة

ب: جناب عمر بن خطاب و خروج قتیله از جمع امهات المومنین

عمر نیز او را از مقام زوجیت و همسرى پیامبر اکرم در اثر ارتداد او انداخت، چون با این ارتداد صلاحیت ام المؤمنین را نداشت.

تفسیر القرطبی – القرطبی – ج ۱۴ – ص ۱۶۸- دار إحیاء التراث العربی

فقال له عمر : إنها والله ما هی من أزواجه ، ما خیرها ولا حجبها . ولقد برأها الله منه بالارتداد .

تاریخ مدینة دمشق – ابن عساکر – ج ۳ – ص ۲۲۷- دار الفکر

البدایة والنهایة – ابن کثیر – ج ۵ – ص ۳۲۰- دار الفکر

نکته:

به دلیل زیاد بودن اسناد در این موضوع فقط به بیان برخی از اسناد بسنده کردم.

حال یک سوال از دوستان اهل سنت:

طبق این روایت پس یک ام المومنین هم مرتد می شود. درسته؟ حالا چرا شما می گویید. که همه صحابه صد در صد وارد در بهشت می شوند؟ آیا این ادعای شما مطابق عقل هست؟

جناب قتیله ام المومنین بودند. دیگه. درسته؟

نظر شما چیه؟


مرتبط با: بصیرت ,

عایشه و فریاد زدن بر سر رسول!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:11 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
در این مطلب قصد دارم توجه شما مخاطب گرامی را به روایتی در منابع اهل سنت جمع کنم که در آن عایشه بر سر رسول الله فریاد می کشد. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه کنید

نعمان بن بشیر نقل کرده است که در یکى از روزها، «ابو بکر» براى تشرّف به حضور رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله اجازه مى‏خواست که همزمان صداى «عایشه» را شنید که فریاد مى‏زند! به خدا سوگند! اینک متوجه شدم که على از پدر من و از خود من در نزد تو محبوبتر است و این جمله را دو بار یا سه بار تکرار کرد.

قال استأذن أبو بکر على رسول الله صلى الله علیه وسلم فسمع صوت عائشة عالیا وهی تقول والله لقد عرفت ان علیا أحب إلیک من أبى ومنى مرتین أو ثلاثا

مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۴ – ص ۲۷۵- دارصادر

جالب اینجاست در تعلیق شعیب ارنووط پیرامون این روایت چنین آمده است:

إسناده حسن من أجل یونس بن إسحاق وباقی رجاله ثقات رجال الصحیح

مسند احمد بن حنبل ج۴ص۲۷۵- موسسه قرطبه

همین روایت در کتب دیگر:

سنن أبی داود – ابن الأشعث السجستانی – ج ۲ – ص ۴۷۷- دارالفکر

فتح الباری – ابن حجر – ج ۷ – ص ۱۹- دارالمعرفه

السنن الکبرى – النسائی – ج ۵ – ص ۱۳۹- دارالکتب العلمیه

السنن الکبرى – النسائی – ج ۵ – ص ۳۶۵- دارالکتب العلمیه

خصائص أمیر المؤمنین (ع) – النسائی – ص ۱۰۸- مکتبه نینوی

با اجازه دوستان کمی این کار ام المومنین عایشه را با قران بررسی کنیم:

در آیه۲ سوره حجرات خداوند متعال چنین فرموده اند:

(( لا ترفعوا اصواتکم فوق صوت النبی))

خداوند متعال به تمامی مسلمین امر فرمود که صدایشان را بر صدای رسول الله برتری ندهند.

حال یک سوال از دوستان اهل سنت:

به راستی برادرم. اگر چنین هست که خداوند فرموده است. آیا اینکار عایشه اشتباه هست یا نه؟

آیا این مذمتی بر عایشه نیست که بر سر نبی الله فریاد می زند؟


مرتبط با: بصیرت ,

وقتی ام المومنین ها از خجالت هم در می آیند!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:10 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
در این مطلب قصد داریم به بررسی دو روایت از کتاب صحیح بخاری و صحیح مسلم بپردازیم در مورد برخی از اعمال جناب عایشه و زینب بنت جحش از همسران رسول الله. امیدوارم در فضایی منطقی مطالعه کنید

روایت مورد نظر در صحیح بخاری:

فَأَرْسَلْنَ زَیْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ فَأَتَتْهُ فَأَغْلَظَتْ وَقَالَتْ إِنَّ نِسَاءَکَ یَنْشُدْنَکَ اللَّهَ الْعَدْلَ فی بِنْتِ بن أبی قُحَافَةَ فَرَفَعَتْ صَوْتَهَا حتى تَنَاوَلَتْ عَائِشَةَ وَهِیَ قَاعِدَةٌ فَسَبَّتْهَا حتى إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم لَیَنْظُرُ إلى عَائِشَةَ هل تَکَلَّمُ قال فَتَکَلَّمَتْ عَائِشَةُ تَرُدُّ على زَیْنَبَ حتى أَسْکَتَتْهَا قالت فَنَظَرَ النبی صلى الله علیه وسلم إلى عَائِشَةَ وقال إِنَّهَا بِنْتُ أبی بَکْرٍ

او (زینب بنت جحش) به نزد پیامبر (صلى الله علیه وآله) آمده و به درشتی سخن گفت  و افزود که زنان تو از تو می‌خواهند که عدالت را بین زنان اجرا کنی و صدای خویش را بالا برد و سپس سخن خود را به سوی عائشه متوجه کرده در حالی که او نشسته بود ، به عائشه دشنام داد ! و کار را به جایی رساند که پیامبر (صلى الله علیه وآله) به عائشه نگاه کرده و فرمودند : آیا پاسخ می‌دهی ؟

عائشه شروع به پاسخ کرده آنقدر به زینب جواب داد تا او را مجبور به سکوت کرد

پیامبر (صلى الله علیه وآله) به عائشه نگاه کرده و فرمودند : او دختر ابوبکر است !!!

صحیح البخاری  ج ۲   ص ۹۱۱ ش ۲۴۴۲ کتاب الهبة بَاب من أَهْدَى إلى صَاحِبِهِ وَتَحَرَّى بَعْضَ نِسَائِهِ دُونَ بَعْضٍ

و چاپ دیگر:

صحیح البخاری – البخاری – ج ۳ – ص ۱۳۲ – ۱۳۳- دارالفکر

همین روایت در صحیح مسلم:


ادامه مطلب
مرتبط با: بصیرت ,

اهل سنت رسول الله یا اهل سنت عمر بن خطاب!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:09 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
در این مطلب قصد داریم به بررسی این مسئله بپردازیم که آیا نزد اهل سنت فقط و فقط یک سنت بوده است آنهم سنت رسول الله می باشد یا چیزی غیر این نیز وجود دارد؟

الف:  جناب عبدالله بن عمر

مردی از شام از عبدالله بن عمر پرسید که متعه حج حلال هست یا حرام؟ عبدالله گفت: حلال است. مرد شامی گفت: پدرت نهی کرده است. عبدالله گفت: اگر پدرم از کاری نهی کند و رسول الله انجام دهد. تو از پدرم تبعیت میکنی یا از پیامبر؟

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۲ – ص ۱۵۹- دارالفکر

إن أباک قد نهى عنها فقال عبد الله بن عمر : أرأیت إن کان أبی نهى عنها وصنعها رسول الله صلى الله علیه وسلم

مسند أبی یعلى – أبو یعلى الموصلی – ج ۹ – ص ۳۴۲

تذکرة الحفاظ – الذهبی – ج ۱ – ص ۳۶۸

نمونه دیگر:

أفسنة رسول الله تتبع أم سنة عمر بن الخطاب

البدایة والنهایة – ابن کثیر – ج ۵ – ص ۱۵۹- دار إحیاء التراث العربی

السیرة النبویة – ابن کثیر – ج ۴ – ص ۲۷۸- دار المعرفة

ب: جناب عایشه

عایشه نقل کرده است که پیامبر زمانی که رمی جمره عقبه می کردند قبل از اینکه به مشعر بروند خودشان را خوشبو می کردند. پس همانا سنت پیامبر برتر از آن است که آنرا از سنت عمر برداشت کنیم

فقالت عائشة رضی الله عنها کنت أطیب رسول الله صلى الله علیه وسلم إذا رمى جمرة العقبة قبل أن یفیض فسنة رسول الله صلى الله علیه وسلم أحق أن یؤخذ بها من سنة عمر

مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۶ – ص ۱۰۶- دار صادر

شرح معانی الآثار – أحمد بن محمد بن سلمة – ج ۲ – ص ۲۳۱- دار الکتب العلمیة

إرواء الغلیل – محمد ناصر الألبانی – ج ۴ – ص ۲۳۹- المکتب الإسلامی

أخرجه الطحاوی ( ۱ / ۴۲۱ ) بسند صحیح

ج: گروهی دیگر

در تهذیب الکمال ذیل اسم ((أبی بن کعب بن قیس بن عبید بن زید)) چنین آمده است که می گفت:

همانا بخاطر قول احدی ((منظور عمر بن خطاب می باشد)) سنت رسول الله را رها نخواهم کرد

سمعت رسول الله صلى الله علیه وسلم یقول ، فلن أدعه لقول أحد

تهذیب الکمال – المزی – ج ۲ – ص ۲۶۶ – ۲۶۷- مؤسسة الرسالة

در ماجرای گفتگوی معاویه و سعد بن مالک هم زمانی که بحث حلیت تمتع عمره آمد چنین گفتند:

((به معاویه گفته شد. عمر بن خطاب آنرا حرام کرده است و تو بهتر از عمر هستی. معاویه گفت. عمر از من بهتر بود اما پیامبر این کار را انجام داد و او بهتر از عمر بود))

وقد فعل ذلک النبی صلى الله علیه وسلم وهو خیر عن عمر

سنن الدارمی – عبد الله بن بهرام الدارمی – ج ۲ – ص ۳۶- مطبعة الحدیثة

حال سوال ما اینجاست؟

اولا: عمر بن خطاب مگر شارع بوده است که از جانب خودش سنتی غیر از سنت رسول الله باب کرده باشد؟ مگر عمر بن خطاب نباید از سنت رسول الله اطاعت می کرد؟

ثانیا: مگر ادعای اهل سنت این نیست که از سنت نبوی اطاعت می کنند؟ ولی اینجوری که معلومه چند تا سنت شد. یکی سنت عمر یکی سنت رسول الله؟ حالا از کدوم تبعیت می کنند؟

ثالثا: بر فرض اینکه سنت عمر بن خطاب شرعا جایز باشد. چرا صحابه از اوامر و سنت او تبعیت نکردند و بر خلاف آن عمل کردند؟


مرتبط با: بصیرت ,

وقتی پیامبر سحر ( جادو) می شود!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:09 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
در صحیح بخاری روایت جالبی آمده است که: عایشه می گوید که پیامبر اکرمن صلی الله علیه و آله جادو و سحر شد تا جایی که فکر می کرد کاری کرده است ولی آن کار را انجام نداده بود !!!

عن عائشة قالت أن النبی صلى الله علیه وسلم سحر حتى کان یخیل إلیه أنه صنع شیئا ولم یصنعه

صحیح البخاری – البخاری – ج ۴ – ص ۶۸- دارالفکر

سحر از منظر قران و روایات:

وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى‏ مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ (بقره – ۱۰۲)

و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مى‏ خواندند پیروى کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود و) کافر نشد. ولى شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروى کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، براى آشنایى با طرز ابطال آن، به مردم یاد مى‏دادند. و) به هیچ کس چیزى یاد نمى‏دادند، مگر اینکه از پیش به او مى‏گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مى‏ آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایى بندازند ولى هیچ گاه نمى‏ توانند به انسانى زیان برسانند، مگر به اذن (و اجازه) خداوند. آنها قسمتهایى را فرامى‏ گرفتند که به آنان زیان مى‏ رسانید و نفعى نمى ‏داد. و مسلما مى‏ دانستند هر کسى خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‏اى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مى‏ دانستند!!

جالب اینجاست مخالفین رسولان الهی هر گاه می خواستند آنها را نفی کنند. ایشان را گاها مجنون. سحر زده یا حتی ساحر معرفی می کردند:

حال اجازه هست سری به قران کریم بزنیم. ببینیم چه کسانی به رسولان الهی نسبت سحر می دهند؟

إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ کَذَّابٌ

ترجمه: به سوى فرعون و هامان و قارون [اما آنان] گفتند افسونگرى شیاد است

**غافر ۲۴**

فَتَوَلَّى بِرُکْنِهِ وَقَالَ سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ

ترجمه: پس [فرعون] با ارکان [دولت] خود روى برتافت و گفت [این شخص] ساحر یا دیوانه‏اى است

**ذاریات ۳۹**

وَعَجِبُوا أَن جَاءهُم مُّنذِرٌ مِّنْهُمْ وَقَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ کَذَّابٌ

ترجمه: و از اینکه هشداردهنده‏اى از خودشان برایشان آمده درشگفتند و کافران مى گویند این ساحرى شیاد است

**ص۴**

قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِیمٌ

ترجمه: [فرعون] به سرانى که پیرامونش بودند گفت واقعا این ساحرى بسیار داناست

**شعرا۳۴**

حال شما بگویید. اگر نسبت سحر به رسولان الهی مشکل دارد. این کلام جناب عایشه حکمش چیست؟


مرتبط با: بصیرت ,

نزدیکی در حال حیض
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:08 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
همیشه موقعی که با برادران اهل سنت گفتگو می کنم شیعیان را متهم به توهین به پیامبر اکرم(ص)می کنند. امروز قصد دارم یه مسئله ایی رو بیان کنم از صحیح ترین کتب اهل سنت. که شاید برای شما هم جذاب باشه

 

الف: پیامبر در حال حیض با عایشه نزدیکی می نماید:

در روایات اهل سنت آمده است که ام المومنین عایشه روایتی بیان کرده است که در آن چنین گفته است:

ام المومنین عایشه گوید: پیامبر به من امر کرد که لنگی دور خودم بپیچم سپس با من نزدیکی کرد.

اما برخی از اسناد این روایت:

صحیح البخاری – البخاری – ج ۱ – ص ۷۸

صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۱ – ص ۱۶۷

المعجم الأوسط – الطبرانی – ج ۷ – ص ۷۱

المصنف – عبد الرزاق الصنعانی – ج ۱ – ص ۳۲۵

السنن الکبرى – البیهقی – ج ۱ – ص ۱۸۹

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۱ – ص ۸۹

البته برخی از دوستان اهل سنت این مطلب رو توجیه کردن و فرمودند که (( یباشرنی)) به معنای مجامعت نیست بلکه به معنای ((عشق بازی)) می باشد. حال برای اینکه برای دوستان مطلب روشن شود.

برخی از اسناد بر معنای یباشرنی رو ذکر میکنم:

یباشرنی از (( باشر)) هست

ادیبان عرب این کلمه را چنین معنا کرده اند:

باشرالمراه: با آن زن نزدیکی کرد.

المنجد ج۱ص۸۰

معجم قاموس المحیط ص۱۰۹

معجم الوسیط مجلد۱ص۵۸

المنجد فی اللغه و اعلام ص۴۰

حالا دوستان اهل سنت اجازه هست چند سوال کنم؟

الف: به راستی کی تا به امروز خصوصی ترین لحظات زندگیش رو برای دیگران تعریف می کند؟ چرا ام المومنین عایشه چنین کرده است؟

جالب است بدانید این روایت رو جناب ابی میسره از جناب عایشه نقل می کند. به راستی چرا ام المومنین برای یک مرد نامحرم چنین سخنی را بیان کرده است؟

ب: مگر خداوند نزدیکی با همسران را در حالی که حیض هستند حرام اعلام نکرده است؟ چرا پیامبر که خداوند در موردش فرموده است (( اسوه حسنه للمومنین)) کاری بر خلاف امر خدا می کند؟

حال شما بگویید شیعه به پیامبر توهین می کند یا شما؟؟؟؟؟؟

منتظر جواب هستم


مرتبط با: بصیرت ,

جناب عایشه و زن یهودی
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:08 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
در منابع اهل سنت روایت جالبی است که پیشنهاد میکنم مطالعه آنرا از دست ندهید. روایت مذکور پیرامون درخواست شفا جناب ابوبکر و عمر از تورات و انجیل! می باشد. امیدوارم در فضایی منطقی و بدور از تعصب مطالعه نمایید

در روایات اهل سنت چنین آمده است:

ابوبکر بر عایشه وارد می شود و این در حالی بوده است که عایشه مریض بوده است و درد می کشیده است و یک زن یهودی او را آرام (طلسم) می کرد. ابوبکر گفت او را با کتاب خدا آرام(طلسم) کن

عن یحیى بن سعید عن عمرة عن عائشة قالت ( دخل أبو بکر رضی الله عنه علیها وعندها یهودیة ترقیها فقال ارقیها بکتاب الله عز وجل )

المجموع – محیى الدین النووی – ج ۹ – ص ۶۵- دارالفکر

السنن الکبرى – البیهقی – ج ۹ – ص ۳۴۹- دارالفکر

کتاب الأم – الإمام الشافعی – ج ۷ – ص ۲۴۱- دارالفکر

کتاب الموطأ – الإمام مالک – ج ۲ – ص ۹۴۳- دار إحیاء التراث العربی

المصنف – ابن أبی شیبة الکوفی – ج ۵ – ص ۴۴۴- درالفکر

صحیح ابن حبان – ابن حبان – ج ۱۳ – ص ۴۶۴- مؤسسة الرسالة

معرفة السنن والآثار – البیهقی – ج ۷ – ص ۲۸۲- دار الکتب العلمیة

الاستذکار – ابن عبد البر – ج ۸ – ص ۴۱۱- دار الکتب العلمیة

کنز العمال – المتقی الهندی – ج ۱۰ – ص ۱۰۰- موسسه الرساله

دوستان اهل سنت اسناد روایت مذکور صحیح هست. لطفا بهانه ضعف اسناد رو نفرمایید:

وروى البیهقی باسناده الصحیح

المجموع – محیى الدین النووی – ج ۹ – ص ۶۵- دارالفکر

حال اینجا عملا دو مطلب پیش می آید:

الف: زن یهودیه و عملش

در کتابهای المنجد و لغت ((الرقیه)) را طلسم و سحر معنا کرده اند. مگر طلسم و سحر حرام نبوده است؟

اصلا می گوییم طلسم و سحر نبوده است بلکه این زن مستجاب الدعوه بوده است و دعا میکرده است برای آرام و خوب شدن عایشه. چگونه یک زن یهودی مستجاب الدعوه می شود؟

ب: جناب ابوبکر و کتاب الله

برای هر مخاطب اهل تحقیقی اولین سوالی که از مطالعه متن ذیل به دست می آید. اینکه کتاب الله در کلام جناب ابوبکر یعنی چه کتابی؟

در متون کتب بزرگ اهل سنت به این سوال جواب داده شده است:

 فقال أبو بکر : إرقیها بکتاب الله ، یعنی بالتوراة والإنجیل

کتاب الله = تورات و انجیل

عمدة القاری – العینی – ج ۲۱ – ص ۲۶۲- دار إحیاء التراث العربی

خب حالا یک سوال پیش می آید؟

چرا شخصی که طبق ادعای عزیزان اهل سنت خلیفه رسول الله هست. برای شفا دادن و آرام شدن دخترش از تورات و انجیل کمک می گیرد؟

زمانی که خلیفه مسلمین خود چنین باشد چه توقعی دارد که مسلمین تورات و انجیل را بر قرآن برتری ندهند؟

نظر شما مخاطب گرامی چیست؟


مرتبط با: بصیرت ,

فاش کردن اسرار زندگی زناشویی توسط عایشه
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:07 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
از عائشه همسر رسول خدا نقل شده است که گفت: هر وقت ختنه‌گاه (مرد) از ختنه‌گاه (زن) عبور کرد، غسل واجب مى‌شود، من و رسول خدا این کار را انجام دادیم و سپس غسل کردیم.

برخی از اسناد:

کتاب الأم – الإمام الشافعی – ج ۱ – شرح ص ۵۵ – ۵۶- دار المعرفة

مختصر المزنی – إسماعیل المزنی – ص ۴- دارالفکر

فتح العزیز – عبد الکریم الرافعی – ج ۲ – ص ۱۱۵- دارالفکر

المغنی – عبد الله بن قدامه – ج ۱ – ص ۲۰۵- دارالکتاب العربی

الشرح الکبیر – عبد الرحمن بن قدامه – ج ۱ – ص ۲۰۴- دار الکتاب العربی

تلخیص الحبیر – ابن حجر – ج ۲ – ص ۱۱۵- دارالفکر

نیل الأوطار – الشوکانی – ج ۱ – ص ۲۷۸- دارالجیل

اختلاف الحدیث – الإمام الشافعی – ص ۴۹۵

مسند احمد – الإمام احمد بن حنبل – ج ۶ – ص ۱۶۱- دار صادر

سنن ابن ماجة – محمد بن یزید القزوینی – ج ۱ – ص ۱۹۹- دارالفکر

سنن الترمذی – الترمذی – ج ۱ – ص ۷۲- دارالفکر

السنن الکبرى – البیهقی – ج ۱ – ص ۱۶۴- دارالفکر

عمدة القاری – العینی – ج ۳ – ص ۲۴۸- دارالفکر

السنن الکبرى – النسائی – ج ۱ – ص ۱۰۸- دارالفکر

صحیح ابن حبان – ابن حبان – ج ۳ – ص ۴۵۹- مؤسسة الرسالة

مسند الشامیین – الطبرانی – ج ۴ – ص ۶۹- مؤسسة الرسالة

سنن الدارقطنی – الدارقطنی – ج ۱ – ص ۱۱۸- دارالکتب العلمیه

معرفة السنن والآثار – البیهقی – ج ۱ – ص ۲۶۱- دارالکتب العلمیه

التمهید – ابن عبد البر – ج ۲۳ – ص ۱۰۴- المغرب – وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامیة

إرواء الغلیل – محمد ناصر الألبانی – ج ۱ – ص ۱۲۱- المکتب الإسلامی

المستصفى – الغزالی – ص ۲۷۶- دارالکتب العلمیه

الاحکام – الآمدی – ج ۱ – ص ۱۷۷- المکتب الإسلامی

تاریخ بغداد – الخطیب البغدادی – ج ۱۲ – ص ۳۷۹- دارالکتب العلمیه

إمتاع الأسماع – المقریزی – ج ۳ – ص ۱۵۶- دارالکتب العلمیه

عزیزان اهل سنت یک سوال دارم؟

به راستی همسر رسول الله با نامحرمان نشسته اند و مطالبى را که مربوط به زندگی زناشویی او هست را ذکر کرده است؟

اگر ذکر نکرده است و این بهتان و دروغی به ایشان هست. چرا علمای بزرگ شما این را نقل کرده اند و حتی در برخی از کتب صحیح و مورد قبول شما نیز هست؟

منتظر پاسخ هستم


مرتبط با: بصیرت ,

وقتی آیات قران توسط بزغاله خورده می شود!!
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:06 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )


یکی از مسائلی که همیشه در بین اهل سنت در نقد شیعه می باشد چیزی نیست جز این مسئله که شیعیان قائل به تحریف قرآن هستند در این مطلب قصد دارم به یک نمونه عقیده تحریف در میان اهل سنت اشاره کنم

عایشه مى‏گوید: که آیه رضاع کبیر و نیز آیه رجم در قرآن بوده و در ضمن صحیفه‏اى زیر رختخوابم قرار داشت و چون ما به موت رسول خدا مشغول شدیم، داجن (بره یا بزغاله‏اى که در اطاق نگهدارى مى‏شد) آن را خورد

عن عائشة قالت لقد نزلت آیة الرجم ورضاعة الکبیر عشرا ولقد کان فی صحیفة تحت سریری فلما مات رسول الله صلى الله علیه وسلم وتشاغلنا بموته دخل داجن فأکلها

الدر المنثور – جلال الدین السیوطی – ج ۲ – ص ۱۳۵- دارالمعرفه

سنن ابن ماجة – محمد بن یزید القزوینی – ج ۱ – ص ۶۲۶- دارالفکر

مسند أبی یعلى – أبو یعلى الموصلی – ج ۸ – ص ۶۴- دارالمامون

تخریج الأحادیث والآثار – الزیلعی – ج ۳ – ص ۹۴- دار الن خزیمه

از خدمت بزرگواران اهل سنت یک سوال دارم؟

مگر شما شیعه را متهم نمی کنید به اینکه عقیده دارند کتاب الله تحریف شده است؟

پس اینگونه روایات یا روایات دیگر در این باره را چه می گویید؟

الف: وقتی سوره ایی از قران فراموش می شود!!

مسلم نقل می کند که ابوموسی اشعری سوره ایی شبیه سوره برائت حفظ بوده است که فراموش کرده است آنرا

انا کنا نقرأ سورة کنا نشبهها فی الطول والشدة ببراءة فأنسیتها غیر انى قد حفظت منها

صحیح مسلم – مسلم النیسابوری – ج ۳ – ص ۱۰۰- دارالفکر

الدیباج على مسلم – جلال الدین السیوطی – ج ۳ – ص ۱۲۹- دار ابن عفان

تفسیر القرطبی – القرطبی – ج ۱۸ – ص ۷۸- دار احیاء التراث العربی

ب: جناب عمر بن خطاب و آیه رجم:

((فکان فیما انزل آیه الرجم))**صحیح بخاری ج۸ ص۱۵۲- باب اعتصام بالکتاب و السنه- دارالفکر

همه به خوبی میدانیم در قران امروز آیه ایی با این عنوان وجود ندارد. درسته؟

خب حالا بفرمایید. اگر چنین آیه ایی نیست. چرا چنین مطلبی را جناب عمر بن خطاب بیان کردند؟

نظر شما عزیزان اهل سنت چیست؟


چند سوال دیگر

کدوم آدم عاقلی قران رو زیر تختش قایم میکنه؟؟

کدوم آدم عاقلی بز یا بره خودش رو در اتاق خوابش نگه داری میکنه؟؟؟

طبق کلی روایت میگن تا ایه نازل میشده چندین نفر حفظ میکردن-پس مغز این چند هزار نفر حافظ قرآن هم بز خورده بوده؟؟؟


مرتبط با: بصیرت ,

خدا به زمین آمد! - اعتقادات وهابیت
سه شنبه 26 دی 1391 ساعت 11:05 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

وهابیت

در میان اعتقادات فرقه وهابیت این عقیده وجود دارد که خداوند متعال هر شب به آسمان دنیا می‌آید و مسلمانان را دعوت به توبه می‌کند.در این مجال به بررسی و نقد این باور اشتباه می پردازیم .


 

دیدگاه انحرافی ابن تیمیه 

ابن تیمیه گفته است: «هرکس فرود آمدن خدا را به آسمان دنیا انکار کند یا توجیه نماید، بدعتگذار و گم‌راه است». ابن بطوطه نیز در سفرنامه خویش می‌نویسد: «ابن تیمیه در مسجد دمشق که من حضور داشتم، بر بالای منبر گفت: خدا به آسمان دنیا فرود می‌آید، همان‌طور که من از پله منبر فرود می‌آیم. سپس از منبر فرود آمد. ابن الزهراء از فقهای مالکی اعتراض کرد و اظهارات وی را به اطلاع ملک ناصر رسانید. وی دستور داد او را زندانی کنند».

این اعتقاد وهابیون ریشه در حدیثی از ابوهریره دارد که می‌گوید:

رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم قال: «ینزل الله إلى السماء الدنیا كل لیلة حین یمضى ثلث اللیل الأول فیقول انا الملك انا الملك من ذا الذی یدعونی فاستجیب له من ذا الذی یسألنی فاعطیه من ذا الذی یستغفرنی فاغفر له فلا یزال كذلك حتى یضئ الفجر».(صحیح مسلم، ج 2، ص 175 و 176)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «خداوند در اوئل هر شب، به آسمان دنیا فرو می‌آید و می‌گوید: من فرمان‌روایم. من فرمان‌روایم. کیست که از من بخواهد، تا اجابتش کنم؟ کیست که از من درخواست کند، تا به او بدهم؟ کیست که از من درخواست آمرزش کند، تا بیامرزم او را؟ این کار ادامه پیدا می‌کند تا فجر بدمد».

 

نقد روایت :

1ـ این روایت مخالف قرآن و عقل است؛ زیرا از منظر قرآن، خدا محیط بر همه چیز است (إنَّه بِکُلِّ شَیءٍ مُّحیط) و همه جا هست (وَ هُوَ مَعَکُم أًینَ ما کُنتُم) و از نظر عقلی نیز موجودی که از جایی به جای دیگر منتقل می‌شود، نمی‌تواند واجب الوجود باشد. بنابراین این روایت به حکم قرآن و عقل باطل خواهد بود.

خداوند یک سومِ آخر هر شبی و هر شب جمعه از اول آن، فرشته‌ای را به آسمان دنیا می‌فرستد و به او فرمان می‌دهد تا ندا دهد: آیا کسی هست از من چیزی بخواهد تا به او عطا کنم؟ آیا توبه‌کننده‌ای هست تا از [اعمال ناشایست] وی درگذرم؟ آیا کسی هست که از من آمرزش طلب کند تا [گناهان] او را ببخشم؟

2ـ در روایتی که از طریق عبد العظیم حسنی (علیه السلام) در منابع شیعی نقل شده است در زمینه این اعتقاد از امام رضا (علیه السلام) سۆال می‌گردد و ایشان ضمن رد این حدیث سخن صحیح را بیان می‌دارند. متن روایت چنین است:

عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِیِّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ أَبِی مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام): «یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْحَدِیثِ الَّذِی یَرْوِیهِ النَّاسُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یَنْزِلُ كُلَّ لَیْلَةٍ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا؟ فَقَالَ (علیه السلام): لَعَنَ اللَّهُ الْمُحَرِّفِینَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ اللَّهِ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) كَذَلِكَ إِنَّمَا قَالَ (صلی الله علیه و آله و سلم): إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى یُنْزِلُ مَلَكاً إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْیَا كُلَّ لَیْلَةٍ فِی الثُّلُثِ الْأَخِیرِ وَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ فِی أَوَّلِ اللَّیْلِ فَیَأْمُرُهُ فَیُنَادِی هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیَهُ هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیْهِ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ یَا طَالِبَ الْخَیْرِ أَقْبِلْ یَا طَالِبَ الشَّرِّ أَقْصِرْ فَلَا یَزَالُ یُنَادِی بِهَذَا حَتَّى یَطْلُعَ الْفَجْرُ فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ عَادَ إِلَى مَحَلِّهِ مِنْ مَلَكُوتِ السَّمَاءِ حَدَّثَنِی بِذَلِكَ أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم)». (التوحید، شیخ صدوق، ص 176، ح 7)

حضرت عبد العظیم (علیه السلام) از ابراهیم بن ابی محمود گفت: «به امام رضا (علیه السلام) گفتم: درباره حدیثی که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کنند که خداوند تبارک و تعالی هر شب به آسمان دنیا فرود می‌آید چه می‌فرمایید؟ فرمودند: خداوند از رحمت و آمرزش خود دور سازد کسانی را که کلمات و گفتارها را از جای خود تغییر دهند. به خدا سوگند، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین نفرموده است بلکه فرمودند: خداوند یک سومِ آخر هر شبی و هر شب جمعه از اول آن، فرشته‌ای را به آسمان دنیا می‌فرستد و به او فرمان می‌دهد تا ندا دهد: آیا کسی هست از من چیزی بخواهد تا به او عطا کنم؟ آیا توبه‌کننده‌ای هست تا از [اعمال ناشایست] وی درگذرم؟ آیا کسی هست که از من آمرزش طلب کند تا [گناهان] او را ببخشم؟ [آن فرشته فریاد می‌زند:] ای جوینده خیر و  برکت! [به طرف خداوند] روی آور، و ای طالب شر [از ظلم و ستم خود] دست بکش. این فرشته به این سخنان ادامه می‌دهد تا صبح شود. پس در هنگام طلوع آفتاب به جایگاه خود در ملکوت آسمان‌ها برمی‌گردد».

ابن بطوطه نیز در سفرنامه خویش می‌نویسد: ابن تیمیه در مسجد دمشق که من حضور داشتم، بر بالای منبر گفت: خدا به آسمان دنیا فرود می‌آید، همان‌طور که من از پله منبر فرود می‌آیم. سپس از منبر فرود آمد

وجود چنین پرسشی از امام رضا (علیه السلام) حکایتگر این مسئله خواهد بود که در جامعه اسلامی عصر ایشان، عده‌ای بر این باور بوده‌اند که خدا هر شب به آسمان دنیا می‌آید و مردم را به سوی خود دعوت می‌کند.

3ـ با کنار هم قرار دادن دو روایت فوق این نتیجه به دست خواهد آمد که روایتی که ابوهریره از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل کرده است به دلیل عواملی چون فرامواشی، نشنیدن تمامی کلام و یا بدفهمی به صورت صحیح در میان مسلمانان نقل نشده است و همین امر منجر به پیدایش پندارهای ناصواب در میان آنان گشته است. انگاره‌ای که اکنون نیز در میان برخی مسلمانان ـ به دلیل ظاهرگرایی ـ طرفدارانی را به خود اختصاص داده است.

 

خلاصه

اموری چون توبه و بازگشت به سوی خدا اهمیت بسیار بالایی دارند لکن ارزشمند بودن یک اندیشه نباید سبب گردد تا به هر قیمتی ـ ولو خرافی‌گرایی ـ به آن‌ها تقدس بخشید. در بررسی متون دینی مهم‌ترین اصل در نظر گرفتن تمامی متون و عرضه روایات بر قرآن و عقل سلیم می‌باشد.

فرآوری: زینب مجلسی راد

بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع: حکمتنامه حضرت عبد العظیم (علیه السلام)، محمد محمدی ری‌شهری، ص 138


مرتبط با: بصیرت ,



 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :