تبلیغات
نشونِ بی نشون - مطالب مهر 1390
دحو الارض...شب بیرون آمدن اولین نقطه زمین از اب (خانه خدا)
شنبه 30 مهر 1390 ساعت 10:28 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

دحو الارض ، نماد محبت و رحمت خداوند بر بندگان
 

444

معنای دحو الارض
«دَحو» به معنی گسترش و وسعت است و برخی آن را به معنای تکان دادن چیزی از محل اصلی‏اش گفته اند. گسترده شدن زمین یعنی این که در ابتدا، تمام سطح زمین را آب‏های حاصل از باران‏های سیلابی نخستین فراگرفته بود. این آب‏ها، به تدریج در گودال‏های زمین جا گرفته ، خشکی‏ها از زیر آب سر برآورده و با مرور زمان گسترده‏ شدند. در حقیقت ، زمین در آغاز به صورت پستی‏ و بلندی‏ و دارای شیب‏های تند بود. بعدها باران‏های سیلابی باریدن گرفت ، ارتفاعات زمین شسته و دره‏ها گسترده شدند. به تدریج  زمین‏های مسطح و قابل استفاده برای حیات بشر و کشاورزی و زراعت تشکیل شد. به مجموعه این رخدادها وگسترده شدن را «دَحو الارض» می گویند.
ویژگی های دحو الارض
   روز بیست و پنجم ذیقعده ، دحو الارض ( گسترده شدن زمین) است. بر اساس روایتی از امام هشتم (ع) شب دحو الارض مصادف است با میلاد خجسته حضرت ابراهیم و حضرت عیسی.ضمناً از این روز به عنوان روز قیام امام حضرت ولی عصر(عج) نام برده شده است. دحو الارض ، جزء روز های معروفی است که روزه گرفتن در آن ، پاداش فراوان داشته و ثوابی معادل هفتاد سال روزه گرفتن دارد.

هم چنین دحو الارض را به گسترده شدن زمین از زیر کعبه تفسیر کرده‌اند. (1)

امام رضا(ع) دراین‌باره می‌فرماید: " روز بیست و پنجم ذیقعده (روز دحو الارض) روز ولادت ابراهیم خلیل‌(ع) و عیسی مسیح‌(ع) است و روزی است که زمین از زیر کعبه گسترده شده است." (2)

و نیز گفته اند که در چنین روزی حضرت آدم‌(ع) به زمین هبوط کرده است. (3)

آغاز گسترده شدن زمین از سرزمین مکه

    یکی از نام های شهر مقدس مکه ، ام القری  است و در دو آیه از قرآن مجید به این نام اشاره شده است.
 " لتنذر ام القری و من حولها. " خطاب به پیامبر: تا انذار کنی ام القری و کسانی را که در اطراف آن هستند. (4)

ام القری یعنی مادر آبادیها و اهمیت مرکزیّت و اصالت شهر مکه در مقایسه با سایر شهرها و آبادی های دیگررا نشان می دهد.

    حال این سوال مطرح می شودکه این شهر از چه نوع ویژگی برخوردار است که شایسته چنین نامی است ؟ از روایاتی که در باره خلقت زمین و یا در تفسیر آیه 196 از سوره آل عمران و یا در تفسیر آیه شریفه
" والأرض بعد ذلک دحیها " (5 )  وارد شده است، این طور استفاده می شود که در آغاز آفرینش آسمانها و زمین، روی زمین را آب و یا کف آب فراگرفته بود و نخستین محلی که از زیر آب بیرون آمد محل بیت الله الحرام بود و خشکی های زمین از آنجا گسترش پیدا کرد. نکته قابل ذکر این که در آن زمان ، سرزمین مکه بلندترین نقطه روی زمین بوده است و علاوه بر این ، دلایل دیگری نیز بیان شده که عبارتند از :

-       کعبه ، قبله مسلمانان در مکه است و مردم شهرهای دیگر رو به سوی آن نماز می خوانند .

-       مکه ، اهمیت و تقدس خاصی در بین شهر های مهم روی زمین دارد.

-       مکه ، حرم و مکان امنی برای مردم است و در آن سرزمین امیدوار لطف و رحمت الهی هستند.

-       از اسامی شهر مکه ، بلد الامین است که نشانگر امنیت و آرامش مردم در این مکان مقدس است.

    این نام در قرآن کریم مورد قسم و سوگند الهی واقع شده است : " والتین و الزیتون و طور سینین و هذالبلد الأمین. " سوگند به انجیر و زیتون و سوگند به طور سینا و این شهر امن . (6)  منظور از بلدالامین در این آیه، شهر مکه است ، زیرا سوره تین سوره ای مکی است.

در آیات دیگری از قرآن نیز ، امن بودن مکه و حرم به وضوح بیان گردیده است مانند :

" اولم نمکن لهم حرماً آمنا " آیا آنها را در حرمی که محل ایمنی است مکان ندادیم؟ (7)  " و من دخله کان آمنا"  هر کس داخل آن (مکه) شود در امان خواهد بود. (8)

    اینکه خداوند شهر مکه را سرزمین ایمن و محلی برای دستیابی به امنیت و آسایش قرار داده ، به دلیل دعای حضرت ابراهیم (ع) بنیانگذار کعبه است که از خداوند چنین درخواست نموده است: " واذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد آمنا "  هنگامی که ابراهیم گفت: خدایا! این شهر را محل امن قرار بده (9) و خداوند مکه و حرم را محل امن و طیب خاطر برای همه قرار داد. هیچکس را نباید در آنجا آزار و اذیت کرد اگر چه مرتکب جنایتی شده
 باشد . در آن سرزمین امنیت همه ، حتی حیوانات نیز تضمین شده است.

 

برای بهره گیری از آداب این روز میتوانید به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

 

ادامه مطلب
مرتبط با: مذهب ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ---- سری دهم
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 12:10 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

 

66

مریضه تو داروخونه میخواس خودشو وزن کنه ، گفت برم رو ترازو ؟ میگم پـَـــ نــه پـَـــ کلیک راست کن رو خودت ، برو تو پروپرتیس ببین چند کیلویی!!

 

لطفا جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه نمائید.


 

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ---- سری نهم
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 12:07 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

 

66

ساعت ۵-۴ صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته
 

لطفا جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ---- سری هشتم
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 11:54 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

 

رفتم بچه خواهرمو از مهدکودک بیارم، مربیه میگه: بچه رو میبریدش؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَـــ همینجا میخورمش!!!!

 

لطفا به ادامه مطلب مراجعه كنید

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ---- سری هفتم
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 11:53 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

45545

دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!

 

جهت مطالعه لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمائید

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ---- سری ششم
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 11:52 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

111

سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!

 

جهت مطالعه لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ---- سری پنجم به روایت تصویر
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 11:50 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

 

 

 

 

جهت تماشا لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمائید

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ---- سری چهارم
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 11:48 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

 

از بیرون اومدم خونه، خیس بارونم…، میگه مگه داره بارون میاد؟ پـَـــ نــه پـَـــ ، حسن آقا داشت ماشینشو میشست دیدم گرممه گفتم شلنگ آبو بگیره روم…!

.

 

لطفا جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ ---- سری سوم
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 11:44 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

تو تاکسی تنها نشستم میخوام کرایه حساب کنم طرف میگه 1 نفر!!
میگم پـَـ نه پـَـ 2 نفر حساب کن خورزوخان هم هست!!

 

لطفا جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه فرمائید.

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

پـَـَـ نــه پـَـَــــ --- سری دوم
پنجشنبه 28 مهر 1390 ساعت 11:41 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

444

به دوستم میگم دارم واسه چند روز میرم آبادان. میگه واسه کار داری میری؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ
 یه دماسنج خریدم دارم میرم تو دمای بالای 60 درجه تستش کنم

 

لطفا جهت مطالعه به ادامه مطلب مراجعه نمائید.

ادامه مطلب
مرتبط با: طنز ,

ای آنکه می پرسی عشق چیست؟
شنبه 23 مهر 1390 ساعت 12:02 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

ای آنکه می پرسی عشق چیست؟

ای‌ که‌ می‌پرسی‌ نشان‌ عشق‌ چیست‌
عشق‌ چیزی‌ جز ظهور مهر نیست‌
 عشق یعنی مهر بی‌چون و چرا
عشق یعنی کوشش بی‌ادعا
 عشق یعنی عاشق بی‌زحمتی
 عشق یعنی بوسه بی‌شهوتی
 عشق یعنی دشت گل کاری شده
 در کویری چشمه‌ای جاری شده
یک شقایق در میان دشت خار
 باور امکان با یک گل بهار
عشق یعنی ترش را شیرین کنی
 عشق یعنی نیش را نوشین کنی
عشق یعنی این که انگوری کنی
 عشق یعنی این که زنبوری کنی
 عشق یعنی مهربانی در عمل
 خلق کیفیت به کندوی عسل
عشق یعنی گل به جای خار باش
 پل به جای این همه دیوار باش

9845

عشق یعنی یک نگاه آشنا
 دیدن  افتادگان  زیر  پا
عشق یعنی تنگ بی ماهی شده
 عشق یعنی ، ماهی راهی شده
عشق یعنی مرغ‌های خوش نفس
بردن آنها به بیرون از قفس
عشق یعنی جنگل دور از تبر
 دوری سرسبزی از خوف و خطر
 عشق یعنی از بدی ها اجتناب
 بردن پروانه از لای کتاب
 در میان این همه غوغا و شر
عشق یعنی کاهش رنج بشر
ای توانا ، ناتوان عشق باش
 پهلوانا ، پهلوان عشق باش
عشق یعنی تشنه‌ای خود نیز اگر
 واگذاری آب را بر تشنه تر
 عشق یعنی ساقی کوثر شدن
بی پر و بی پیکر و بی سر شدن
نیمه شب سرمست از جام سروش
 در به در انبان خرما روی دوش
 عشق یعنی مشکلی آسان کنی
دردی از درمانده‌ای درمان کنی
 عشق یعنی خویشتن را نان کنی
مهربانی را چنین ارزان کنی
 عشق یعنی نان ده و از دین مپرس      
در مقام بخشش از آیین مپرس
 هرکسی او را خدایش جان دهد
 آدمی باید که او را نان دهد
 عشق یعنی عارف بی خرقه ای
عشق یعنی بنده ی بی فرقه ای
 عشق یعنی آنچنان در نیستی
تا که معشوقت نداند کیستی
عشق یعنی جسم روحانی شده
 قلب خورشیدی نورانی شده
عشق یعنی ذهن زیباآفرین
آسمانی کردن روی زمین
 هر که با عشق آشنا شد مست شد
 وارد یک راه بی بن بست شد
هرکجا عشق آید و ساکن شود
هرچه ناممکن بود ممکن شود
درجهان هر کارخوب و ماندنی است
 رد پای عشق در او دیدنی است
 سالک آری عشق رمزی در دل است
 شرح و وصف عشق کاری مشکل است
عشق یعنی شور هستی در کلام
 عشق یعنی شعر، مستی؛ والسلام

شعر از مرحوم مجتبی کاشانی


مرتبط با: عشق , شعـر ,

درمنی واینهمه زمن جدا بامنی ودیده ات بسوی غیر
شنبه 23 مهر 1390 ساعت 11:56 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
65645
 
درمنی واینهمه زمن جدا بامنی ودیده ات بسوی غیر
بهرمن نمانده راه گفتگو تونشسته گرم گفتگوی غیر

غرق غم دلم به سینه می تپد باتوبی قرار وبی تو بیقرار
وای ازآن دمی که بی خبرزمن برکشی تورخت خویش ازین دیار
سایه توام به هرکجاروی سرنهاده ام به زیرپای تو
چون تودرجهان نجسته ام هنوزتاکه برگزینمش بجای تو
شادی وغم منی به حیرتم خواهم ازتودرتوآورم پناه
موج وحشیم که بی خبرزخویش گشته ام اسیرجذبه های ماه
گفتی ازتوبگسلم دریغ ودرد رشته وفامگرگسستنی است
بگسلم زخویش وازتونگسلم عهدعاشقان مگرشکستنی است
دیدمت شبی به خواب وسرخوشم آه...مگربه خوابها بببینمت
غنچه نیستی که مست اشتیاق خیزم وزشاخه ها بچینمت
شعله می کشدبه ظلمت شبم آتش کبوددیدگان تو
ره مبندبلکه ره برم به شوق درسراچه غم نهان تو


مرتبط با: عشق , شعـر ,

شعر امام رضا(ع)
جمعه 15 مهر 1390 ساعت 05:23 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )
 

8

 

به ایستگاه رسیدم ولی...


 

چقدر دیر  رسیدم قـطار رد  شـده است         و خـواب ازمن چشم انتظـار رد شده است

ومن که خیره  در  ابهام  لحـظه ها  مانده         وتکـه هام در این  سوی  عشـق  جا  مانده

شبیـه ساقـه تاکـم  به  خـاک  افتـاده

که ریشه  ریشه درآغوش  خـاک  افتاده

که خوشه  خوشه ام  انگور  زهردار  شده          کـه  شاخـه هام  برایـم  شبیـه  دار شده

که گیسـوان مـرا عنکبـوت  می  بافـت          خیـال  سرد  مـرا در سکـوت  می  بافت

شب است وشوق توراجاده جاده تامشهد

گـریز می زنـم  از  خود  پیاده  تا  مشهد

نفس  بگیرم و یاهـو به شعر جـان  بدهد         دوباره ضـامن آهـو   به   شعر  جان  بدهد

نفس بگیـرم  و  آنجـا  وسیـع تر بشـوم         عطش بنوشم و  از   جام   عشق  تر  بشوم

امـام نور، به  این  دخمه  آسمان  بفرست

بتاب نور  و به  این  گوشه  جهان  بفرست

مـفاعلـن   فـعلاتن   مفـاعلن   مـن   را         بتـاب  نـور و  ببـاران  و تـازه کن من  را

که  تاکهای  پریشان  شراب  می خـواهند        کـبوتران   زبان  بسته  آب  می  خواهنـد

هنـوز  دامـنه  دارد نسیم   رحـمت  تـو

کـه هرچه  آینه صف بسته اند درخط  تو

تویی که  نام توبرصحن  آسمان جاریست         توآن حقیقت مخصی که درجهان جاریست

تویی که  غربتت آیینه را تکان داده است         بـه آهوان هـراسیـده  آشیـان  داده ست

که  دور گنبد تو  دلشکسته  می  چرخند

کبوتران حـرم دسته  دسته  می  چرخند

ومن خیال تو را  یک اشاره  تا   اقلیـــد         گـریز می زنم از  خود  دوباره تا  اقلیـــد

دوباره  بر سر  هر  جـاده  انتـظار گذشت         به  ایستـگاه  رسیدم  ولی  قـطار  گذشت
 

شعر از خانم اعظم قلندری


مرتبط با: مذهب ,

مدار صفر درجه
یکشنبه 10 مهر 1390 ساعت 04:20 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست نشون بی نشون | ( نظرات )

 

10

 

ترانه سرا : افشین یداللهی

آهنگساز : فردین خلعتبری

تنظیم کننده : فردین خلعتبری

خواننده : علیرضا قربانی

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم  نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی


مرتبط با: عشق , شعـر ,

 
صفحات
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :